مفاهیم، معیارها و فرآیندهای کلیدی ارتباط بین ابعاد ساختار سازمانی و مدیریت دانش در شرکتهای بیمه مطالعه موردی: شرکت بیمه آسیا

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 198

فایل این مقاله در 7 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

SSHML01_039

تاریخ نمایه سازی: 17 شهریور 1404

چکیده مقاله:

مدیریت دانش و ساختار سازمانی یکی از مهمترین و حیاتی ترین مولفهها و روشهای پیاده سازی منابع رقابتی در راستای تقسیم بندی و هماهنگی فعالیتهای یک سازمان به شمار می روند. سازمانها و صنایع نیز با توجه به نیازها و گستردگی، خود یک ساختار سازمانی منحصر به فرد و مجزا را برای ادامه فعالیتهای خود تعریف می کنند. هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط ساختار سازمانی بر اساس مدل استیفن رابینز شامل ابعاد پیچیدگی، رسمیت و تمرکز با مدیریت دانش در سازمانها و صنایع می باشد. در این پژوهش یک فرضیه اصلی و بیست و یک فرضیه فرعی تدوین گردید که رابطه بین مولفه های ساختار سازمانی شامل، پیچیدگی، رسمیت و تمرکز سازمانی با مولفه های مدیریت دانش شامل به دست آوردن، دانش به کار بردن، دانش یادگیری از فرآیند (دانش تسهیم و مبادله، دانش ارزیابی دانش، ایجاد و تثبیت دانش و استفاده بهینه از دانش) به عنوان متغیر مورد ارزیابی قرار گرفتند. به منظور آزمون فرضیه ها و برای جمع آوری داده ها از دو پرسشنامه استاندارد مدیریت دانش و ساختار سازمانی استفاده شد. برای پایایی پرسشنامه ها از روش آلفای کرونباخ استفاده گردید که میزان پایایی پرسشنامه مدیریت دانش برابر با ۰.۹۸ و میزان پایایی پرسشنامه ساختار سازمانی برابر با ۰.۷۵ به دست آمد. سپس پرسشنامه ها در بین ۳۵۰ نفر نمونه آماری از ۴۰۰۰ نفر جامعه آماری کارکنان شرکت بیمه آسیا توزیع گردید و نتایج به دست آمده حاکی از آن بود که به طور کلی افزایش بعد پیچیدگی ساختار سازمانی با کاهش مدیریت دانش کارکنان همراه شده است و نیز با افزایش بعد رسمیت ساختار سازمانی مدیریت دانش کارکنان کاهش یافته است و هر چه بعد تمرکز ساختار سازمانی افزایش یابد به همان اندازه مدیریت دانش کارکنان کاهش پیدا می کند.

نویسندگان

حسنعلی محمودی

مدرس و مشاور صنعت و دانشگاه دکتری مدیریت

مرتضی رحمانی

معاونت حقوقی شرکت بیمه آسیا