رابطه سوءرفتار دوران کودکی با رفتارهای پرخطر

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 121

فایل این مقاله در 6 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

HUCONF05_344

تاریخ نمایه سازی: 15 مرداد 1404

چکیده مقاله:

مقدمه رفتارهای پرخطر به آن دسته از اعمال یا تصمیم گیری های فردی اطلاق می شود که احتمال آسیب جسمی، روانی، اجتماعی یا قانونی را برای فرد یا دیگران افزایش می دهند. این رفتارها بدون توجه به پیامدهای منفی انجام می شوند و به صورت مکرر یا تک مرتبه ای بروز یابند. انجام رفتارهای پرخطر از آغاز نوجوانی تا اواسط آن افزایش می یابد و در اواخر نوجوانی افت می کند. پژوهش های اخیر نشان داده اند که تجارب منفی و سوءرفتار دوران کودکی در بروز رفتارهای پرخطر در دوران نوجوانی و بزرگ سالی همچون مصرف مواد مخدر، خودکشی و رابطه جنسی کنترل نشده نقش دارند. همچنین نتایج پژوهش های یو و همکاران حاکی از آن است که سوءاستفاده جنسی در دوران کودکی می تواند منجر به رفتارهای جنسی خطرناک در سال های آتی شده و احتمال اینکه فرد مجددا قربانی شود را افزایش دهد. در همین راستا در سال های اخیر توجه ویژه ای به سوءرفتار کودکی به عنوان یکی از عوامل موثر در تبیین آسیب های روانی شده است. سوءرفتار دوران کودکی به مجموعه ای از رفتارهای آسیب زا از سوی والدین، مراقبان یا سایر بزرگسالان اطلاق می شود که به سلامت جسمی، روانی یا عاطفی کودک لطمه وارد می کند. تجربه سوءرفتار دوران کودکی می تواند رشد طبیعی کودک را مختل کرده و اثرات پایداری بر ذهن، هیجانات و رفتار او بر جای گذارند. کودکانی که در معرض این نوع آسیب ها قرار می گیرند، در بسیاری از موارد دچار مشکلاتی از جمله اضطراب، افسردگی، گرایش به رفتارهای پرخطر در نوجوانی می شوند. با توجه آنچه گفته شد بین سوءرفتار دوران کودکی با رفتارهای پرخطر رابطه معناداری وجود دارد. با این حال پافته های متناقض هم در این میان کم نیست. بدین ترتیب با توجه به پیشینه پژوهش، و با در نظر گرفتن یافته های متناقض در خصوص رابطه سوءرفتار و آسیب های دوران کودکی با رفتارهای پرخطر در نوجوانی و بزرگ سالی، انجام پژوهش حاضر جهت پر کردن خلاء پژوهشی موجود ضروری بود. بر این اساس هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه سوءرفتار دوران کودکی با رفتارهای پرخطر بود. روش پژوهش حاضر از لحاظ هدف بنیادی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. اطلاعات این پژوهش به شیوه میدانی و با استفاده از پرسشنامه جمع آوری گردید. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل تمام دانش آموزان دختر دوره اول و دوم متوسطه نواحی پنج گانه آموزش و پرورش شهر تبریز بود که در سال تحصیلی

نویسندگان

رضا افسردلیر

کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه تبریز، ایران، تبریز