جایگاه مردم در قدرت سیاسی از منظر خواجه نظام الملک طوسی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 139
فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ARSCS16_065
تاریخ نمایه سازی: 31 تیر 1404
چکیده مقاله:
اندیشمندان و مکاتب مختلف فکری از دوران باستان تا کنون در باب حکومت و قدرت سیاسی و نقش و جایگاه مردم در آن دیدگاه های مختلفی ارائه کرده اند. افلاطون حکومت را به هیچ وجه از «حکمت» جدا و متفاوت نمی پندارد و لذا حاکم و رهبر جامعه را تنها بر اساس همین نظریه، از آن فیلسوف می داند و معتقد است که این تنها فیلسوف است که به مقتضای خردمندی و آگاهی خود می بایست بر جامعه حکومت کند. ارسطو با تقسیم جامعه به دو طبقه حاکم و محکوم و یا خدایگان و بنده بر اساس روش اندیشه خویش «پدیده ی حکومت را برخاسته از سرشت طبیعی کهتری و مهتری طلب خود انسانها می دانست و معتقد بود طبیعت هر حاکم زبردستی این است که بر محکومین و زیردستان خود برتری و فرمانروایی بفروشد» (حائری یزدی، ۱۳۹۵: ۷۰-۶۸.) خواجه نظام الملک بر این مهم واقف بود که در امر سیاسی همواره ایده آل ها و آرمان ها راهگشا نیستند، بلکه باید به واقعیت ها و آنچه که هستند و نه آن چیزهایی که باید باشند، توجه عمده نمود. بدین ترتیب، خواجه علاوه بر اهتمام به مذهب و امور دینی، تا حدی نیز به امور سیاسی به عنوان هدفی فی النفسه اعتنا داشت.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
علیرضا دهقان نیری
کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رباط کریم