مفهوم هوش معنوی و نقش آن در طلاق عاطفی زوجین

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 135

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICPCEE22_168

تاریخ نمایه سازی: 12 تیر 1404

چکیده مقاله:

هوش معنوی به عنوان یکی از جنبه های مهم هوش بشری، توجه خاصی را در دهه های اخیر جلب کرده است. این نوع از هوش فراتر از تفکر منطقی و عقالنی بوده و شامل آگاهی های عمیق تری نسبت به هدف زندگی، ارزش ها، معنا و ارتباط با وجود بزرگ تری است. افرادی که سطح باالیی از هوش معنوی دارند، به شکلی خاص قادرند به معانی عمیق تر زندگی پرداخته و در مواجهه با چالش ها و مشکلات زندگی، از رویکردی صمیمانه تر و محور معنایی عمل کنند. هوش معنوی به عنوان یکی از عوامل تعیین کننده در بهبود کیفیت زندگی و تنظیم روابط اجتماعی افراد به شمار می آید. در این زمینه، محققانی چون دنیل گولمن و روبرت استرنبرگ نقش مهم هوش های مختلف، از جمله هوش عاطفی و هوش معنوی، در تغییر رفتارهای انسانی را تاکید کرده اند. این نوع از هوش ها، فراتر از توانایی های شناختی و عقالنی، بر نحوه تعاملات اجتماعی، مدیریت استرس و حتی تصمیم گیری های حیاتی افراد تاثیر می گذارند. بنابراین، هوش معنوی به عنوان یکی از عوامل مهم در تقویت روابط انسانی و ایجاد تعادل در زندگی شخصی و اجتماعی به شمار می آید. از سوی دیگر، رابطه زناشویی به عنوان یکی از پیچیده ترین و مهم ترین روابط انسانی، در برابر چالش های متعددی قرار دارد. طلاق عاطفی به عنوان یکی از مسائل شایع در روابط زناشویی، به حالتی اشاره دارد که در آن شرکای زناشویی هرچند از لحاظ قانونی همچنان به یکدیگر وابسته هستند، اما از لحاظ عاطفی و روحی از یکدیگر دور شده اند. این وضعیت می تواند به دلایل مختلفی، از جمله فقدان ارتباط عاطفی، عدم رضایت از رابطه، تنش های زندگی و ناسازگاری در ارزش ها و اهداف، به وجود آید. پژوهش های اخیر نشان می دهد که هوش معنوی می تواند نقش مهمی در تقویت روابط

نویسندگان

عاطفه حیرت

استادیار دانشگاه اصفهان

شکیبا زاد افشار

کارشناسی ارشد روانشناسی