شناسایی مولفه های تفکر فلسفی لیپمن در کتاب داستان شازده کوچولو

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 161

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_CIPJ-3-4_004

تاریخ نمایه سازی: 7 اسفند 1403

چکیده مقاله:

یکی از جدی ترین فعالیت هایی که در زمینه آموزش مهارت های فکری انجام شده است، برنامه فلسفه برای کودکان است. صاحب نظران تعلیم و تربیت معتقدند، ذهنیت فلسفی در کودکان از طریق داستان شکل می گیرد. از این رو هدف از پژوهش حاضر شناسایی مولفه های تفکر فلسفی در کتاب داستان شازده کوچولو است. به منظور دست یابی به این هدف، داستان شازده-کوچولو نوشته آنتوان دوسنت اگزوپه ری گزینش و مورد تحلیل قرارگرفته است. ملاک مقایسه در این پژوهش، استناد به مولفه های تفکر فلسفی از دیدگاه لیپمن بود که به سه بعد مولفه های تفکر انتقادی، خلاق و مراقبتی تقسیم بندی شده است. سپس باتوجه به چهارچوب نظری فراهم شده و بااستفاده از روش تحلیل محتوای قیاسی، مولفه های تفکر فلسفی در داستان یادشده شناسایی و مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که این داستان از منظر مولفه های تفکر فلسفی از ظرفیت مناسبی برخوردار بوده و حضور این مولفه ها در آن مشهود است. همچنین این داستان در بعد تفکر انتقادی نسبت به دو بعد دیگر غنای بیشتری داشته و مولفه های حساسیت نسبت به زمینه و مبتنی بر ملاک در مقایسه با دیگر مولفه ها نقش بیشتر و پررنگی دارند. در عین حال این داستان از نظر مولفه های تفکر خلاق نیز پرمایه است و در سراسر داستان مولفه های اصالت و کل نگری دیده می شود. علاوه براین حضور مولفه تفکر عاطفی توان فلسفی داستان را در بعد تفکر مراقبتی نشان می دهد. بنابراین در سه بعد تفکر خلاق، نقاد و مراقبتی دربردارنده مولفه-هایی از تفکر فلسفی است، از توانایی لازم به منظور پرورش این نوع تفکر برخوردار بوده و می توان در حلقه های کندوکاو فلسفی از آن سود برد.

نویسندگان

فهیمه مسلمی

دانشجوی دکتری فلسفه ی تعلیم و تربیت، گروه علوم تربیتی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

بابک شمشیری

دانشیار گروه علوم تربیتی، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

امین ایزدپناه

استادیار گروه علوم تربیتی، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

فریبا خوشبخت

دانشیار گروه مبانی تعلیم و تربیت، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران