مروری سیستماتیک بر میزان مصرف طب مکمل در بیماران ایرانی

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 312

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NOMAO01_104

تاریخ نمایه سازی: 20 دی 1403

چکیده مقاله:

امروزه با پیشرفت علوم پزشکی و افزایش آگاهی مردم نسبت به انواع طب مکمل، مصرف این نوع روش های درمانی جایگزین رو به فزونی گذاشته و قسمت اعظمی از خدمات درمانی را در دنیا و از جمله کشور ایران تشکیل می دهد. لذا هدف از این مطالعه، بررسی میزان مصرف طب مکمل در بیماران ایرانی طی یک مرور نظام مند بود. در این مطالعه، یک جستجوی ادبیات با کلمات کلیدی مرتبط با مصرف طب مکمل در پایگاه های اطلاعاتی Web of Science، PubMed، Scopus، ,Science Direct SID و Magiran براساس PRISMA-SCR (موارد ترجیحی در گزارش مقالات مروری و فراتحلیل) تا جولای ۲۰۲۴ انجام شد. مقالات نمایه شده در پایگاه های اطلاعاتی به نرم افزار اندنوت انتقال پیدا کردند. انتخاب مقالات بر اساس معیارهای ورود هم چون حداقل چکیده به زبان فارسی و یا انگلیسی صورت پذیرفت. پس از حذف موارد تکراری، بررسی عناوین، چکیده و متن کامل، اطلاعات مرتبط با میزان مصرف هریک از انواع طب های مکمل (عنوان، سال انتشار، کشور و جامعه مورد مطالعه، روش انجام کار، یافته های اصلی) در فرم استخراج داده وارد شد. نتایج حاصل از بررسی ۴۳ مطالعه نشان داد ۱۹ نوع طب مکمل شامل انرژی درمانی با میانگین مصرف (۲۱.۶۵ درصد)، دعادرمانی (۴۳.۶۹ درصد)، ورزش (۵۳.۸۵ درصد)، مراقبه (۱۷.۵ درصد)، طب سوزنی (۷.۱۵ درصد)، طب گیاهی (۶۵.۴۷ درصد)، رژیم درمانی (۱۶ درصد)، روغن های مالشی (۲۶.۶ درصد)، ماساژ درمانی (۱۰.۸۵ درصد)، آب درمانی (۵ درصد)، حجامت (۲۱.۶۲ درصد)، ویتامین ها (۴۱.۷۲ درصد)، مولتی ویتامین ها (۲۹.۳ درصد)، زالودرمانی (۹.۴ درصد)، مکمل های غذایی (۶۵.۱ درصد)، مکمل های معدنی (۳۵.۶ درصد)، نماز خواندن (۶۲.۵۵ درصد)، مسافرت (۲.۲ درصد) و مواد طبیعی (۵۹.۱ درصد) توسط افراد گروه های بیماری مختلف در کشور ایران مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان داد اغلب بیماران در کشور ایران به طور میانگین از طب های مکمل گیاهی ودعادرمانی بیشتر استفاده می کنند. بنابراین باید کنترل و نظارت لازم بر مصرف طب گیاهی به طور ویژه ای از سوی مراجع درمانی انجام پذیرد.

نویسندگان

محمدصادق نعمت اللهی

دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت خدمات بهداشتی درمانی، گروه مدیریت و سیاست گذاری سلامت، دانشکده ایمنی و بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، ایران

فریده سادات جلالی

دکترای مدیریت خدمات بهداشتی درمانی، مرکز تحقیقات منابع انسانی سلامت، دانشگاه علوم پزشکی شیراز، ایران

زهرا زارع

دانشجوی دکترای مدیریت خدمات بهداشتی درمانی، کمیته تحقیقات دانشجویی، دانشگاه علوم پزشکی شیراز، ایران

محدثه قنبری جهرمی

دکترای مدیریت خدمات بهداشتی درمانی، مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی موثر بر سلامت، دانشگاه علوم پزشکی جهرم، ایران،