فرهنگ نقد و نقدپذیری در ایران

سال انتشار: 1399
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 1,096

فایل این مقاله در 5 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ADABICONF04_053

تاریخ نمایه سازی: 23 اسفند 1399

چکیده مقاله:

آنچه در حوزه ادراک عمومی از مفهوم نقد و نقد پذیری رواج دارد یک مفهوم اخلاقی است. توصیه ها و انتقادهای دیگران را به جان خریدن، معایب خود را در آینه عیب جویی های دیگران دیدن، از انتقادهای مشفقانه دوستان بر نیاشفتن و ... همه آن چیزی است که از انتقادپذیری می فهمیم. بعلاوه در حوزه فهم عمومی ما آدابی برای نقد کردن وجود دارد و رعایت شرط ادب، اختیار کردن زبانی نرم، عدم ذکر عیوب فرد در حضور دیگران، خلوص در نیت، انسجام انتقاد در وقت در زمان مناسب و بر حسب حال و روحیه فرد مورد اعتماد و ...چنانکه خواهیم دید همین بار مفهومی آشکار کننده وضعیت فرهنگی اجتماعی ما در این زمینه، امکانات بالقوه بسط نهادین نقد و نقادی و در عین حال موانع وصول، شرایط مطلوب در این خصوص است. اما در عین حال همین بار مفهومی مهم ترین مانع پیچیدگی و ابعاد فردی، اجتماعی و سیاسی مفهوم یاد شده است. چرا که این مفهوم همانند بسیاری دیگر از مفاهیم رایج در فرهنگ اجتماعی سیاسی و فرهنگی ما در نقطه ای نامعلوم از یک خط قرار دارد که یکسوی آن مفاهیم و مقولات نظری رایج در مغرب زمین و سوی دیگر آن ادراکات بدیل در میراث سنت و پیشینه ماست.در موارد بسیار و از آن جمله نقد و نقدپذیری می توان نشان داد آنچه تحفه غرب خوانده می شود و غریبان بدان مفتخرند، در پیشینه سنت ما و در تعالیم دینی ما با چه قدرت و استحکامی حضور دارند. اما نکته تامل برانگیز دیگری نیز وجود دارد؛ توجه و تکیه ما بر آن پیشینه سنتی و آن تعالیم به تبع هجوم یا رسوخ مفاهیم بدیل آن از سوی مغرب زمین، حوزه فرهنگ اجتماعی ما را رخ داده است. به این ترتیب ذهن رجوع کننده، به آن پیشینه و تعالیم تا چه حد خالی از مفاهیم ساخته شده این واژگان در غرب بوده است؟ اگر پاسخی دقیق و بی ابهام و بی مناقشه به این سوال ممکن است- که البته ممکن نیست- تشخیص دقیق جایگاه ادراک متعارف ما از مفهوم نقد و نقدپذیری نیز ممکن است و می توان نشان داد که آن چه در حوزه ادراک عمومی ما از این واژه جریان دارد تا کجا به میراث سنت ما متکی است و تا کجا با مفهوم بدیل آن در مغرب همسویی دارد.به نظر می رسد یک تلاش موفق ذهنی برای کاستن از ابهام و تعیین زوایای مفهوم نقد و نقدپذیری حداقل مستلزم سه گام اساسی:-1 حیطه معنایی نقد و نقدپذیری در مغرب زمین -2 وضع بدیل آن در سنت و پیشینه تاریخی ما-3 تعینی از وضع فعلی ما بر حسب تعامل دو عامل پیش گفته حدود موفقیت ما در تحلیل این معنا در سه محور یاد شده می تواند زمینه لازم برای ارائه راه کارهای مطلوب در جهت بسط فرهنگ نقد و نقدپذیری را فراهم آورد.

نویسندگان

سیدمهران اندی

کارشناس ارشد رشته ادبیات و زبان فارسی