موانع همکاری دولت ها در مسایل زیست محیطی از منظر اقتصاد سیاسی نوگرامشی گرایی

نوع محتوی: سند پژوهشی
زبان: فارسی
شناسه ملی سند علمی: R-1104094
تاریخ درج در سایت: 2 تیر 1399
مشاهده: 396
تعداد صفحات: 19
سال انتشار: 1398

نسخه کامل سند پژوهشی منتشر نشده است و در دسترس نیست.

  • من نویسنده این مقاله هستم

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این سند پژوهشی:

چکیده سند پژوهشی:

در دهه های اخیر، همکاری های بین المللی گسترده ای در قالب کنوانسیون ها و موافقت نامه های بین المللی برای مقابله با تهدیدات جهانی ناشی از تغییرات زیست محیطی شکل گرفته است. این همکاری ها به رغم وجود دستورالعمل های الزام آور در کنوانسیون های مختلف، در عمل موفقیت آمیز نبوده است. هدف این مقاله تبیین قرایتی انتقادی از موانع همکاری موثر دولت ها در زمینه مسایل جهانی زیست محیطی بر اساس رویکرد نوگرامشی گرایی در روابط بین الملل است. سوال این است که چرا باوجود آگاهی فزاینده از فوریت تهدیدات زیست محیطی، در عمل همکاری دولت ها فراتر از ارایه دستورالعمل های ارزشی و آرمانی نرفته و مشکلات زیست محیطی کماکان یکی از پایدارترین مسایل حل نشده بین المللی باقی مانده است؟ از نظر تاریخی، تا دهه 1970 و به ویژه اولین کنفرانس بین المللی سران دولت ها (کنفرانس استکهلم 1972)، مشکلات زیست محیطی جنبه ای محلی و نهایتا ملی داشتند و بی نیاز از توجه بین المللی بودند. با گسترش فعالیت های تخریبی زیست محیطی توسط بشر، به تدریج برخی از مسایل زیست محیطی مثل آلودگی هوا و آب نیازمند توجه جدی شدند. در اواخر دهه 1980 پس از ظهور مشکلاتی مثل نازک شدن لایه ازن و از میان رفتن تنوع زیست محیطی، لزوم همکاری دولت ها برای مدیریت مشکلات زیست محیطی بیش از پیش احساس شد. از آن زمان تاکنون دولت ها مجموعه ای از تدابیر جهانی و بین المللی را برای حل مسایل زیست محیطی در قالب کنفرانس ها و تشکیل سازمان های زیست محیطی اندیشیده اند. در برخی از موافقت نامه ها ازجمله پروتکل کیوتو و موافقت نامه پاریس چارچوب های الزام آوری برای حفاظت از محیط زیست تعیین شده و بر لزوم تلاش جمعی همه کشورهای جهان، اعم از توسعه یافته، نوخاسته و در حال توسعه تاکید شده است. فراتر از این، امروزه تعهد به همکاری همه کشورهای جهان در حفاظت از محیط زیست در بسیاری از اسناد بین المللی ازجمله کنفرانس استکهلم، کنوانسیون ریو، برخی قطعنامه های مجمع عمومی سازمان ملل و آرای قضایی محاکم بین المللی به عنوان یک اصل شناخته شده محسوب می شود. بااین حال، سوال این است که چرا با وجود آگاهی فزاینده از فوریت تهدیدات زیست محیطی، در عمل همکاری دولت ها فراتر از ارایه دستورالعمل های ارزشی و آرمانی نرفته و مشکلات زیست محیطی کماکان یکی از پایدارترین مسایل حل نشده بین المللی است؟ در پاسخ به این سوال، نظریه پردازان نوگرامشی گرایی معتقدند که سیاست بین الملل عرصه ای است که نیروهای سرمایه جهانی آن را صورت بندی می کنند. به همین دلیل معتقدند ساختار هرگونه رژیم همکاری میان دولت ها ازجمله رژیم های زیست محیطی با توجه به منافع هژمون و نیروهای سرمایه جهانی (بلوک تاریخی) وابسته به آن شکل گرفته است تا بر منافع دیگر کنشگران مثل کشورهای درحال توسعه، جنبش های ضدهژمون و محیط زیست گرایان حاکم شود. در این نوشتار ابتدا به بررسی نظری رژیم های همکاری از منظر نوگرامشی گرایی، رویکرد آن به روابط دولت، بازار و هژمونی نیروهای سرمایه جهانی می پردازیم و در ادامه موانع همکاری موثر دولت ها را در سه محور هنجارسازی، تولید گفتمان و انقلاب منفعل تجزیه و تحلیل می کنیم.

نویسندگان