تعیین خصوصیات و قرابت ژنتیکی اسب های نژاد کاسپین ایران با نژادهای ترکمن، عرب ایرانی، کردی و توده اسب های بومی شمال کشور
صاحب اثر: سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی
نوع محتوی: طرح پژوهشی
زبان: فارسی
استان موضوع گزارش: البرز
شهر موضوع گزارش: کرج
شناسه ملی سند علمی: R-1057200
تاریخ درج در سایت: 27 بهمن 1397
دسته بندی علمی: علوم کشاورزی
مشاهده: 335
تعداد صفحات: 191
سال انتشار: 1391
نسخه کامل طرح پژوهشی منتشر نشده است و در دسترس نیست.
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
چکیده طرح پژوهشی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی ساختار و تنوع ژنتیکی در جمعیت های اسب ایرانی، بررسی میزان قرابت ژنتیکی جمعیت های مزبور با یکدیگر، به ویژه با نژاد کاسپین، با بهره گیری از تنوع موجود در نشانگرهای ریزماهواره سوماتیکی، بررسی میزان قرابت ژنتیکی اسب کاسپین ایران با توده های اسب بومی موجود در شمال کشور به عنوان زیستگاه اصلی این نژاد، بررسی قرابت خطوط پدری جمعیت های مزبور با استفاده از تنوع موجود در نشانگرهای ریزماهواره موجود برروی کروموزوم Y ، بررسی قرابت خطوط مادری آنها با کمک تنوع موجود در بخشی از ناحیه کنترل ژنوم میتوکندریایی و بررسی مقایسه ای کاریوتیپ جمعیت های مزبور برای پی بردن به شباهت ها و تفاوت های احتمالی در سطح سیتوژنتیکی طراحی و اجرا گردید. تعداد 809 نمونه از جمعیت های اسب کاسپین، ک رد، عرب ایران، ترکمن، بومی شمال کشور و تروبرد اخذ گردید. جهت بررسی تنوع در نشاگرهای سوماتیکی، از 17 نشانگر توصیه شده توسط FAO و ISAG استفاده گردید. پس از بهینه سازی زمان ها، چرخه ها و غلظت ترکیبات PCR ، تکثیر قطعات مورد نظر با استفاده از پرایمرهای نشاندار شده با برچسب های فلورسنت صورت گرفته و تعیین ژنوتیپ افراد برای نشانگرهای فوق با کمک مویین الکتروفورز انجام شد. بر اساس اطلاعات ژنوتیپی حاصل، آماره های ساختار ژنتیکی هر جمعیت محاسبه شده و فاصله ژنتیکی ناا ریب ن ی و متوسط رابطه خویشاوندی آللی ک ل، بین جمعیت های مختلف محاسبه گردیده و درختان فیلوژنتیکی ترسیم گردید. علاوه بر این تجزیه واریانس مولکولی، تحلیل مختصات اساسی و آزمون انتساب نیز صورت گرفت. نتایج حاکی از آن بود که تنوع در جمعیت های اسب ایرانی در سطح مناسبی بوده ولی علی رغم این موضوع تقریبا در تمامی آنها تنوع مشاهده شده کمتر از مورد انتظار بوده و به همین علت نیز شاخص رایت اغلب مثبت گردیده است. نتایج حاصل از فاصله های ژنتیکی نیز نشان می دهند که نوعی الگوی جداسازی جغرافیایی بین جمعیت های مورد مطالعه وجود داشته و با توجه به منشا جغرافیایی جمعیت های مزبور (به استثنای جمعیت ترکمن) می توان آنها را در دو دسته اسب های البرز (شامل کاسپین و بومی شمال کشور) و زاگرس (شامل ترکمن، عرب ایران و ک رد) تقسیم بندی نمود. علاوه بر این کلیه شواهد و آماره ها حاکی از آن است که تفاوت معنی داری بین اسب های کاسپین و بومی شمال کشور وجود نداشته و بدین ترتیب می توان آنها را در یک دسته واحد قرار داده و همگی را تحت عنوان جمعیت کاسپین نامید. نتایج حاصل از تجزیه واریانس مولکولی و تحلیل مختصات اساسی نیز موید همان الگوی جداسازی جغرافیایی جمعیت ها است. نتایج آزمون انتساب نیز نشان می دهد که نشانگرهای مزبور در حدود 80 درصد از موارد، در خود انتسابی حیوانات به جمعیت های مبداشان موفق عمل نموده و می توان آنها را برای آزمون های انتساب در جمعیت های اسب ایرانی توصیه نمود. برای بررسی تنوع در خطوط پدری، از 6 نشانگر ریزماهواره اختصاصی بر روی کروموزوم Y اسب ها استفاده شد. این نشانگرها هیچ گونه تنوعی در جمعیت های اسب ایران نشان ندادند. با توجه به تجربه مشابه سایر محققین، این نشانگرها جهت مطالعه تنوع در خطوط پدری جمعیت های اسب مناسب نبوده و لازم است با غربالگری وسیع تر کروموزوم Y نشانگرهای مناسب تری شناسایی و جداسازی گردند. جهت مطالعه تنوع در خطوط مادری، بخش بزرگ ناحیه کنترل mtDNA انتخاب شده و پس از برش با دو آنزیم MboI و HincII ، از هر هاپلوتیپ شناسایی شده، 5 نمونه با روش توالی یابی چرخه ای و مویین الکتروفورز، تعیین توالی گردیدند. سپس با مطالعه توالی های حاصل با توالی اصلی موجود در بانک ژن جهانی، موقعیت های جهش در هر توالی شناسایی شده و با برهمنهش آنها خطوط مادری مختلف در هر جمعیت شناسایی گردیده، فاصله های ژنتیکی محاسبه شده و درخت روابط فیلوژنتیکی برای خطوط مادری ترسیم گردید. تنوع مشاهده شده در این بخش مناسب بوده و تعداد 83 خط مادری متفاوت در کل نمونه های مورد مطالعه مشاهده گردید. مطالعه فاصله های ژنتیکی در خطوط مادری نیز همان الگوی دو دستگی منطقه ای (جمعیت های البرز و زاگرس) را نشان داد. برای تهیه کاریوتیپ، از کشت سلول های خونی بر روی محیط کامل RPMI1640 غنی شده با سرم جنین گوساله در حضور فایتوهماگلوتینین و تیمار با ک لسمید و سپس رنگ آمیزی با محلول گیمسا استفاده شده و پس از تهیه کاریوتیپ و انجام محاسبات، فرمول کروموزومی هر جمعیت تهیه گردید. نتایج حاصل از این بخش نیز تایید کننده وجود همان جداسازی جغرافیایی بین جمعیت های اسب مورد مطالعه بوده است. به طور کلی می توان نتیجه گرفت که با توجه به منشا جغرافیایی جمعیت های مورد مطالعه، دو دسته اسب های البرز (کاسپین و بومی شمال کشور) و زاگرس (ترکمن، عرب ایران، ک رد و تروبرد) در ایران قابل شناسایی بوده و با توجه به شواهد و قراین موجود، تفاوت معنی داری بین اسب های کاسپین و بومی شمال کشور وجود نداشته و می توان آنها را در یک دسته واحد تحت عنوان جمعیت کاسپین در نظر گرفت. واژگان کلیدی: نشانگرهای ریزماهواره سوماتیکی، نشانگرهای ریزماهواره کروموزوم Y، ژنوم میتوکندریایی، کاریوتیپ، اسب های ایران