تعیین خصوصیات مولکولی جدایه های ایرانی ویروس موزاییک کلم گل در ایران

نوع محتوی: طرح پژوهشی
زبان: فارسی
استان موضوع گزارش: تهران
شهر موضوع گزارش: تهران
شناسه ملی سند علمی: R-1055471
تاریخ درج در سایت: 27 بهمن 1397
دسته بندی علمی: علوم کشاورزی
مشاهده: 247
تعداد صفحات: 49
سال انتشار: 1393

نسخه کامل طرح پژوهشی منتشر نشده است و در دسترس نیست.

  • من نویسنده این مقاله هستم

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این طرح پژوهشی:

چکیده طرح پژوهشی:

در این تحقیق، میزبان های طبیعی و پراکنش ویروس موزاییک کلم گل ‭(CaMV) ‬در مزارع مختلف کروسیفر ‮‭10‬ استان کشور مورد بررسی قرار گرفت. این بررسی نشان داد که بسیاری از گیاهان زراعی کروسیفر در ایران، میزبان های ‭CaMV ‬در طبیعت می باشند. همچنین آلودگی طبیعی دو علف هرز از خانواده ‭Brassicaceae ‬شامل شلغمی ‭(Rapistrum rugosum) ‬و خاکشیر بی کرک ‭(Sisymbrium loeselii) ‬به ویروس ‭CaMV ‬برای اولین بار در جهان گزارش گردید. بررسی تنوع بیولوژیکی نه جدایه مختلف ‭CaMV‬، در شلغم نشان داد که جدایه های ایرانی مورد مطالعه، علایم نسبتا مشابهی را تولید می نمایند. در تمامی آن ها، علایم اولیه ایجاد شده با تولید لکه های موضعی آغاز گردید. بر اساس اندازه لکه های موضعی، این جدایه ها به دو گروه جدایه های با لکه های بزرگ (3 تا 4 میلی متر) و گروه لکه های کوچک (1 تا 2 میلی متر) گروه بندی شدند. از نظر زمان ظهور لکه های موضعی نیز جدایه های ایرانی عمدتا در گروه سه قرار گرفته و علایم لکه موضعی در آن ها ‮‭10‬ تا ‮‭14‬ روز پس از مایه زنی ظاهر گردید. این جدایه ها بر اساس نوع علایم روی میزبان شلغم قابل تفکیک نبودند ولی بر اساس علایم روی کلم قمری، جدایه های ایرانی را می توان به سه گروه تقسیم نمود. گروه اول، جدایه هایی که علایم لکه موضعی و به دنبال آن علایم سیستمیک ایجاد می نمایند. گروه دوم، جدایه هایی که فقط لکه موضعی تولید نموده و گروه آخر که روی این میزبان هیچ علایمی تولید نکردند. نتایج حاصله در مورد نه جدایه نشان داد که تنها دو جدایه ‭Ca-Q‬‮‭50‬ و ‭Br-E‬‮‭35‬ روی میزبان سولاناسه ای ‭D. stramonium ‬سیستمیک شده و در مورد سایر جدایه ها یا علایمی ایجاد نگردید و یا لکه های موضعی نکروز بزرگ و مشخص تولید شد. بررسی انتقال با شته نیز مشخص نمود که همه جدایه های مورد آزمون با شته ‭Myzus persicae ‬انتقال می یابند. به منظور بررسی خصوصیات مولکولی جدایه های ایرانی ‭CaMV ‬توالی نوکلیوتیدی ژن شماره چهار ‭(ORFIV) ‬مربوط به نه جدایه ایرانی تعیین و با توالی ‭ORFIV ‬مربوط به هشت جدایه خارجی قابل دسترس در بانک ژن، مورد مقایسه قرار گرفت. بر اساس نتایج حاصل از مقایسه درصد یکنواختی این توالی ها، بیشترین و کمترین درصد یکنواختی در بین نه جدایه ایرانی مورد مطالعه بترتیب برابر با ‮‭99/6‬ و ‮‭96/7‬ درصد بود. همچنین در بین نه جدایه ایرانی، جدایه ‭Ca-Q‬‮‭50‬ (از استان قزوین) دارای بیشترین میزان یکنواختی (‮‭96/4‬ درصد) با جدایه خارجی ‭D/H ‬بود. نتایج بدست آمده از درخت تبارزایی ژنی نشان داد که جدایه های ایرانی همگی در یک شاخه جداگانه و جزو تبار غیرآمریکای شمالی قرار گرفته و بیشترین شباهت را با جدایه کروسیفری ‭D/H ‬از مجارستان نشان دادند. در این درخت، سه جدایه ایرانی ‭Tu-YM‬‮‭17‬، ‭R-Sh‬1 و ‭Br-E‬‮‭35‬ در یک زیر شاخه کوچک تر و پنج جدایه ایرانی 3‭-Tu-M‬1، ‭ Sis-Va‬4، ‭Ca-Kh‬‮‭19‬، ‭CCK ‬و ‭Cb-Az‬‮‭10‬ در زیرشاخه کوچک تر دیگری قرار گرفتند. همچنین جدایه ایرانی ‭Ca-Q‬‮‭50‬ بیش از دیگر جدایه های ایرانی به جدایه خارجی ‭D/H ‬نزدیک بوده و فاصله دورتری با سایر جدایه های ایرانی دارد. این موضوع وجود تنوع در بین جدایه های ایرانی ‭CaMV ‬را مورد تایید قرار می دهد. در صورت تعیین توالی نوکلیوتیدی تعداد بیشتری از جدایه های ایرانی ‭CaMV ‬، می توان قضاوت بهتری در مورد میزان تنوع در بین این جدایه ها ارایه نمود. شواهد بیولوژیکی و مولکولی به دست آمده در این تحقیق، نشان دهنده حضور حداقل یک جمعیت مستقل ‭CaMV ‬در ایران است. خاستگاه برخی کروسیفرها از قبیل ‭ B. rapa ‬و ‭B. juncea‬، در ایران و یا مناطق نزدیک به آن می تواند دسته بندی تبارزایی مستقل جدایه های ایرانی را توجیه نماید. همچنین، از آنجا که این ویروس از طریق بذر یا دانه گرده منتقل نمی شود، این احتمال نیز وجود دارد که ‭CaMV ‬در زمان های دور از طریق مواد گیاهی آلوده به ایران وارد شده و پس از استقرار، بطور مستقل تکامل یافته است. از آنجا که در حال حاضر تعداد کمی از جدایه های ‭CaMV ‬در ایران و دنیا از لحاظ بیولوژیکی و بویژه مولکولی مورد بررسی قرار گرفته اند، اثبات این دو نظریه به مطالعات و نیز تعیین توالی تعداد بیشتری از جدایه ها بخصوص در اروپا و آسیا نیاز دارد. کلمات کلیدی: ایران، ویروس موزاییک کلم گل، پراکنش، میزبان های طبیعی، ژن شماره چهار، تبارزایی