شناسایی تکمیلی, تعیین پراکنش و ارزیابی تاثیر نماتدهای بیمارگر حشرات )خانواده های Heterorhabditidae, Steinernematidae و (Mermithidae در کنترل سه آفت مهم جنگلی در ارسباران
صاحب اثر: سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی
نوع محتوی: طرح پژوهشی
زبان: فارسی
استان موضوع گزارش: تهران
شهر موضوع گزارش: تهران
شناسه ملی سند علمی: R-1055259
تاریخ درج در سایت: 27 بهمن 1397
دسته بندی علمی: علوم کشاورزی
مشاهده: 327
تعداد صفحات: 42
سال انتشار: 1393
نسخه کامل طرح پژوهشی منتشر نشده است و در دسترس نیست.
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
چکیده طرح پژوهشی:
در طی سالهای 1388 تا 1392 شناسایی تکمیلی نماتدهای بیمارگر حشرات خانواده های Heterorhabditidae، Steinernematidae و Mermithidae در ارسباران مورد بررسی قرار گرفت. نماتدهای بیمارگر دو خانواده اول با استفاده از تله حشره ای (به روشGalleria trap) از نمونه های خاک جمع آوری شده و نماتدهای مرمیتیده از حشرات میزبان آلوده استخراج شدند. بطور کلی 1/%3 از نمونه های جمع آوری شده از خاک نسبت به وجود نماتدهای بیمارگر مثبت تشخیص داده شدند که خانواده های Heterorhabditidae (جنسHeterorhabditis) و Steinernematidae (جنس Steinernema) به ترتیب 4/%1 و 7/%1 نمونه های حاوی نماتد را تشکیل می دادند. همه جدایه های دو جنس مذکور پس از استخراج از خاک با استفاده از لاروهای پروانه Galleria mellonella مجددا تکثیر و اثبات بیماریزایی شدند. تمام جدایه های متعلق به جنسHeterorhabditis با استفاده از روشهای ریخت شناختی و ریخت سنجی تحت عنوان گونه H. bacteriophora و جدایه های متعلق به جنس Steinernema با استفاده از داده های ریخت شناختی، ریخت سنجی و آزمون دگرآمیزی به عنوان هفت گونه S. feltiae، S. carpocapsae ، S. bicornutum، S. scapterisci، S. glaseri، S. kraussei و S. arasbaranense n.sp. شناسایی شدند. همچنین مرمیتیدهای بدست آمده از آلودگی طبیعی حشرات به عنوان دو گونه Hexamermis albicans و Hexamermis sp. تشخیص داده شدند. دو گونه S. feltiae و H. albicansدارای بیشترین پراکنش در منطقه بودند اما سایر گونه ها هر کدام از یک یا دو محل بدست آمدند. از بین گونه های شناسایی شده S. arasbaranense بعنوان گونه جدید برای دنیای علم و گونه های S. kraussei ، S. scapterisci و H. albicans برای اولین بار از ایران گزارش شدند. سنجش آزمایشگاهی بیمارگری برخی از نماتدها بر روی دو آفت مهم جنگلی انجام گرفت. در آزمایش اول تاثیر دو گونه H. bacteriophora و S. bicornutum بر روی لاروهای سن آخر سرخرطومی میوه خوار بلوط Curculio glandium در دو دامنه دمایی ؛24 21 C و ؛28 - 25 C بررسی گردید. حداکثر مرگ و میر ایجاد شده توسط S. bicornutum و H. bacteriophora در دمای ؛24-21 C به تر تیب 25 % و 58/3 % و در دمای ؛28- 25 C به تریتب 30/5 % و 63/5 % بود. به این ترتیب گونه H. bacteriophora در مقایسه با گونه S. bicornutum در هر دو دامنه دمایی مرگ و میر لاروی بیشتری را سبب شده است. تجزیه واریانس میزان مرگ و میر لاروهای آفت در تیمارهای مختلف نشان داد که گونه نماتد، دما و غلظت تاثیر معنی داری بر مرگ و میر دارند. با افزایش غلظت نماتد و دما تلفات لاروهای سرخرطومی نیز افزایش یافت. براساس تجزیه پروبیت، LC50 نماتد H. baecteriophora در دو دامنه دمایی مورد آزمایش به ترتیب 1331 و 1037 IJs/ml و برای گونه S. bicornutum به ترتیب 5481 و 4062 IJs/ml محاسبه گردید. تجزیه رگرسیون لگاریتم غلظت و پروبیت تعداد لاروهای مرده، رابطه مثبت و معنی داری بین غلظت و مرگ و میر را در هر دو گونه و دامنه های دمایی نشان داد. در آزمایش دوم توانایی دو گونه H. bacteriophora و S. carpocapsae در کنترل زیستی پروانه برگ خوار دم قهوه ای بلوط، Euproctis chrysorhoea، بر روی لاروهای سنین سوم، چهارم و پنجم آفت مورد بررسی قرار گرفت. بیشترین مرگ و میر لاروهای آفت با هر دو گونه نماتد در سن آخر لاروی و با غلظت 5000 IJs/ml بدست آمد. میانگین مرگ و میر لاروها با دو گونه H. bacteriophora و S. carpocapsae به ترتیب در لاروهای سن سوم 62.51 و 71.47 درصد، سن چهارم 06.52 و 49.67 درصد و سن پنجم 23.59 و 31.68 درصد محاسبه گردید. مقادیر LC50 گونهH. bacteriophora برای سنین سوم، چهارم و پنجم لاروی به ترتیب ،2138 2236 و 1592 IJs/ml محاسبه گردید و مقادیر فوق برای گونه S. carpocapsae به ترتیب،652 4472 و423 IJs/ml بود. بنابراین نماتد S. carpocapsae می تواند مرگ و میر بیشتری را در سنین چهارم و پنجم آفت بوجود آورد. در نهایت آزمایش صحرایی بیمارگری نماتدهای H. bacteriophora و S. carpocapsae بر روی لاروهای سن آخر سرخرطومی میوه خوار بلوط، Curculio glandium نتایج مثبتی نشان داد. حداکثر مرگ و میر لاروهای آفت توسط دو گونه نماتد به ترتیب 65/7 % و %76 محاسبه گردید. گونه S. carpocapsae در تمام غلظت ها تلفات بیشتری نسبت به گونه دیگر بوجود آورد و لذا می تواند بعنوان کاندید مناسبی جهت کنترل کاربردی آفت معرفی شود. تجزیه داده ها نشان داد که گونه نماتد و غلظت ها دارای اختلاف معنی دار از نظر ایجاد مرگ در لاروها هستند و تجزیه رگرسیون حاکی از رابطه مستقیم بین افزایش غلظت و مرگ و میر در هر دو گونه نماتد بود. مقادیر LC50 برای گونه H. bacteriophora 1258 IJs/ml و در گونه S. carpocapsae 1584 IJs/ml بدست آمد. واژه های کلیدی: ارسباران، ارزیابی، نماتدهای بیمارگر حشرات، آفات جنگلی