دریا؛ خط قرمز هژمونی آمریکا و چالشی به نام یمن

26 اسفند 1403 - خواندن 4 دقیقه - 282 بازدید

🌍دریا؛ خط قرمز هژمونی آمریکا و چالشی به نام یمن
ایالات متحده از دیرباز بر این باور بوده است که تسلط بر دریاها، بنیان قدرت جهانی آن را تشکیل می دهد. این تفکر ریشه در نظریه های ژئوپلیتیکی دارد که قدرت دریایی را عامل تعیین کننده در تسلط بر تجارت جهانی، اعمال نفوذ نظامی و تنظیم معادلات بین المللی می دانند. از این منظر، هرگونه اختلال در آبراه های استراتژیک تهدیدی مستقیم برای هژمونی آمریکا محسوب می شود.
دریای سرخ یکی از مهم ترین گذرگاه های تجاری جهان است که از طریق کانال سوئز، خلیج عدن و اقیانوس هند به اروپا، آسیا و آفریقا متصل می شود. ایالات متحده ، این مسیر را یک شریان حیاتی برای تجارت بین المللی و امنیت انرژی می داند. هرگونه ناامنی در این منطقه می تواند بر قیمت نفت و کالاهای اساسی اثر بگذارد، زنجیره تامین جهانی را مختل کند و حتی به بحران های اقتصادی در کشورهای متحد و حتی خود امریکا منجر شود.
علاوه بر ملاحظات اقتصادی، بعد نظامی و ژئوپلیتیکی این موضوع نیز حائز اهمیت است. برای نیروی دریایی آمریکا، سیادت بر آبراه ها یک موضوع حیاتی و استراتژیک است. عملیات های یمن، هرچند در سطح منطقه ای صورت می گیرد، اما از نظر آمریکا یک نمونه خطرناک از تغییر موازنه قدرت در دریاهاست که اگر این روند ادامه یابد و کنترل آمریکا بر این مسیر حیاتی به چالش کشیده شود که در مواردی به چالش کشیده شد، کار برای آنها سخت خواهد شد. بر همین اساس واشنگتن نگران است که ادامه این روند، توازن قوا را به ضرر اسرائیل و شرکای خلیجی آن تغییر دهد. در این شرایط، آمریکا هم باید برای حفظ آزادی ناوبری و هم برای تثبیت جایگاه استراتژیک خود در منطقه، واکنش نشان بود. حملات گسترده آمریکا به مواضع یمن را باید در این چارچوب دید؛ این حملات صرفا برای توقف عملیات انصارالله نیست، بلکه برای ارسال یک پیام استراتژیک به بازیگران منطقه ای و جهانی انجام می شود که؛
« آمریکا اجازه نخواهد داد که هیچ بازیگری بر مسیرهای دریایی کنترل کامل پیدا کند.»
اما حملات متعدد یمن نشان داد که حتی یک بازیگر نه چندان قوی در سطح جهان نیز می تواند این تسلط را به چالش بکشد. بنابراین باید گفت که در جهانی چندقطبی، حفظ این برتری دیگر به سادگی گذشته نیست و مدیریت تنش های دریایی کار ساده ای نخواهد بود (دهقانیان،۱۴۰۱).
یکی از مهم ترین چالش های آمریکا و ائتلاف در مقابله با یمن، ناتوانی در شناسایی و نابودی کانون های کلیدی قدرت انصارالله است. برخلاف تصور اولیه، حملات گسترده هوایی و عملیات اطلاعاتی پیشرفته آمریکا و متحدانش نتوانسته ساختار فرماندهی و توان نظامی یمن را فلج کند. انصارالله با تکیه بر یک مدل نامتقارن پیشرفته، شبکه ای از پایگاه های زیرزمینی، سامانه های پهپادی و موشکی بومی را توسعه داده است که شناسایی و انهدام آن ها را برای آمریکا و متحدانش به امری پیچیده تبدیل شده است. این در حالی است که آمریکا با پیشرفته ترین فناوری های اطلاعاتی و ماهواره ای نیز نتوانسته است مراکز کلیدی انصارالله را از بین ببرد، که نشان از سطح بالای استتار، چابکی و انعطاف پذیری ساختار نظامی یمن دارد. این ناکامی موقعیت آمریکا را تضعیف کرده و مفهوم جدیدی از قدرت نامتقارن را در برابر برتری فناوری غرب به نمایش گذاشته است.

✍ مجید دهقانیان
پژوهشگر ژئوپلیتیک و مسائل استراتژیک

پ.ن:
دهقانیان, مجید , حافظ نیا, محمدرضا و دهقانی, محسن . (1401). تبیین الگوی منازعات ژئوپلیتیکی در منطقه خلیج فارس. مطالعات دفاع مقدس و نبردهای معاصر, 4(6), 87-118.