معرفی کتاب سه سال در شانگهای
درباره نویسنده کتاب:
دکتر احمد رضایی جمکرانی، متولد 1342 در شهر قم است. وی عضو هیات علمی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه قم است. او دارای مدرک کارشناسی زبان و ادبیات فارسی 1375 دانشگاه علامه طباطبایی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی 1378 دانشگاه تربیت مدرس تهران و دارای دکترای تخصصی: زبان و ادبیات فارسی 1383 دانشگاه تربیت مدرس تهران است. احمد رضایی جمکرانی کتابهای متعددی در حوزه ادبیات فارسی به نوشته تحریر درآورده است.
درباره کتاب:
کتاب «سه سال در شانگهای» روایت سفر و زندگی دکتر «احمد رضایی» در چین است که توسط انتشارات بوستان کتاب چاپ و راهی بازار کتاب شد. نویسنده در این کتاب به شرح خاطرات زندگی و سفر خود به چین پرداخته است. اکثر کتاب هایی که روایت داستانی از سفر را دارند برپایه یک گردش تفریحی محدود می باشد اما این کتاب خاطرات زندگی یک استاد دانشگاه در کشور چین می باشد. خاطراتی که به بیان شیرینی ها و چالش های زندگی با مردمانی است که بیشترین جمعیت انسانی را در جهان به خود اختصاص داده اند.
«سه سال در شانگهای» شرح حال سه سال زندگی نویسنده در چین، بخصوص در شهر شانگهای و بویژه در دانشگاه سیسو است. یادگار بسیاری از دوستی ها و دوستان خوب، حوادث و رویدادها، نام ها و یادها. شاید خیلی ها تصور نمی کردند یاد و نامشان روزگاری در کتابی ثبت شود و شاید هیچ گاه باخبر نشوند، اما قلم کار خود را پیش می برد و گاهی نویسنده نیز اختیاری از خویش ندارد.
با مطالعه کتاب میتوان بدون هیچ هزینه ای از زندگی مردمان چین مخصوصا شهر پکن و شهر شانگهای با خبر شد. نویسنده در دانشگاهی در شانگهای مشغول به فعالیت بوده است اما برای شرکت در کنفرانس های علمی دانشگاهی سفرهای متعددی به پکن داشته است. در خلال خاطرات روزمره کار و ایام دانشگاهی خود، گزارش بازدید های خانوادگی را از مراکز تفریحی و گردشگری چین هم بیان کرده است.
کتاب را که می خوانی به این موضوع می رسی که در شرق آسیا چه مشتاقانی هستند که برای یادگیری زبان فارسی به دانشگاه می آورند و اسامی فارسی نیز برای خود انتخاب می کنند از آرش و تهمینه گرفته تا بنفشه و مهرداد. اهیمت کتابخوانی در دانشگاه های چین به شدت احساس می شود به گونه ای که برای ورود به کتابخانه راس ساعت 8صبح در صف قرار می گیرند و میزهای مطالعه را هم رزرو می کنند. کتابخانه دانشگاه سیسو کتاب های متعددی از نام آوران زبان فارسی همچن خاقانی و مولوی دارد و نویسنده متناسب با فعایت خود بسیار از این کتاب ها در تدریس استفاده می کرده است.حضور اساتید بین الملل از کشورهای مختلف در دانشگاه سیسو فرهنگ های بین المللی را ترتیب داده و همه برای علم به دور هم جمع شده اند.
پارسا و پدرام فرزندان نویسنده هستند که در این سفر، زبان چینی را فراگرفته اند و گاهی اوقات کار ترجمه خانواده را هم انجام می دهد. پارسا که فرزند بزرگتر خانواده هست بسیار کنجکاو و ماجراجوست و در گردش های تفریحی همچون دیوار بزرگ چین و معبد جی انگ در شانگ های داستان های بی نظیری را رقم زده است.باید استاد دانشگاه قم باشی تا در کجای این کره خاکی دانشجویان خود را پیدا کنی. استاد در هنگام بازید از معبد جی انگ یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد خود در دانشگاه قم که ملاقات می کند و وی چند سالی است در چین مشغول به کار شده است.
یکی از مراکز گردشگری که خانواده رضایی در سفر خود بازدید کرده اند، منطقه طبیعت گردی خوانگ شان می باشد. منطقه سرسبز و کوهستانی که به نظر نویسنده از زیبایی های جنگل های شمال ایران نیز بیشتر زیبا و سرسبزی دارد. در جریان این بازدید آنها همراه با یک تورگردشگری از ساعت بامداد وارد منطقه خوانگ شان می شوند و قصد دارند بتوانند طلوع خورشید را در ساعت 4صبح نظاره گر باشند. نظر نویسنده آن است که درشهرهای کویری ایران همچون قم، نعمت خورشید همیشه وجود دارد اما قدر آن را آنطور باید نداریم چراکه در خوانگ شان چین از طلوع آفتاب درآمدزایی می کنند و یک جلوه ی گردشگری، ایجاد کرده و درآمدهای میلیونی به جیب می زنند، می طلبد قدری گردشگری در ایران را بازنگری کرد.خلاصه خانواده رضایی در خوانگ شان پس از تماشای طلوع آفتاب، مسیر کوهستانی و جنگلی را با پله های بلند سنگی کوهپیمایی کردند. آنها از صبح تا ظهر تمام مسیر طبیعت خوانگ شان را بالا و پایین رفتند و در نهایت به تلکه کابین می رسند و به لحاظ ارتفاع و و مدل سکوها از تلکه کابین های رامسر بسیار وصف بر انگیز تر می باشد.
با مطالعه این کتاب می توان با فرهنگ مردمان چین هم آشنا شد، پدربزرگ ها و مادربزرگ ها مسئول تربیت نوه های خود هستند به گونه ای که نویسنده هربار که پدارم فرزند خود را به مهد می برده، شاهد آن بوده که فقط پدربزرگ ها و مادربزرگ ها برای آوردن و برگرداندن انها حضور دارند. در کتاب میخوانیم به دلیل کثرت جمعیت، مدارس و مهدکودک ها بسیار سریع تکمیل می شوند، بنابراین نیازاست، خانه ی افراد در منطقه مهدکودک وجود داشته باشد تا مجوز ثبت نام در آن مرکز را کسب کنید و به همین علت سال اولی که خانواده رضایی در چین حضور داشتند از این ماجرا بی خبر بوده و به سختی مجوز ثبت نام را پیدا میکنند زیرا هم کلاسها تکمیل شده بوده و هم فاصله مهد از خانه ی آنها بسیار زیاد بوده است.
جالب است بدانید چینی ها بسیار دیر عصبانی می شوند و همه چیز را قبول می کنند. یکبار که در جریان رفتن به دانشگاه، نویسنده سواربر اتوبوس شهری شده که ناگهان اتوبوس خراب می شود و راننده اعلام میکند باید یک ساعت صبر کنید تا اتوبوس جایگزین برسد و همه مسافران ساکت و صبورانه در اتوبوس خراب منتظر می مانند.
از مشکلات خانواده رضایی در این سه سال تهیه غذای حلال گوشت بوده است.وقتی از چین صحبت می شود به یاد غذاهای حشراتی و غذاهای عجیب و غریب می افتیم اما نویسنده بیان می کنند که همه چین اینگونه نیست اما ذائقه آنها با ایرانی ها متفاوت است و از این رو خانوده رضایی بیشتر خودشان غذا طبخ می کردند و یا از رستوران های حلال گوشت یا فست فود سبزیجات استفاده می کردند.آنها پیتزای سبزیجات خود را از رستوران زنجیره ای"سایزریا"تهیه می کردند.قیمت هر پیتزای سبزی بیست و ودو یوان است که نویسنده قیمت کش لقمه ها را مناسب می داند.
آنچه در این کتاب آمده، مشاهدات و دریافت های شخصی نویسنده است، از میان میلیون ها و یا میلیاردها نگاه، در کشوری که خود «جهانی است بنشسته در گوشه ای»؛ هیچ یک از مطالب کتاب را که گاهی به جوهر طنز نیز آغشته شده، نمی توان به عنوان حکمی قطعی و استثنا ناپذیر دانست. ممکن است «دیگری» به شیوه ای متفاوت ببیند و بازگو کند؛ شاید برخی از این مطالب را « چین رفتگان و در چین ماندگان» بارها دیده اند و شنیده اند، لیکن گذاشته اند و گذشته اند، مثل بسیاری از رویدادهای روزانه، اما نویسنده میگوید : فکر کردم حیف است که آنها را بگذارم و با خود نبرم و به دیگران هدیه نکنم. اگر در گذشته "جهاندیده بسیار میگفت دروغ"، عصر ارتباطات، «جهاندیدگان» را به «درستگویی» سوق داده است.پیشنهاد می کند مطالعه ی کتاب را از دست ندهید و از چین و فرهنگ چینی ها بیشتر بدانید.
بخشی از کتاب:
در بدر ورود به چین، به پیشنهاد خانم دکتر سوسن، از مغازه ای دو سیمکارت خریدیم.مغازه ای بیست متری!سه نفر در مغازه بودند: مرد و زنی میان سال و دختری چهارده پانزده ساله که مشغول نوشتن چیزهایی بود.به نظرم تکالیف مدرسه بود!گویا اعضای یک خانواده بودند! اجناس مغازه زیاد نبود، ولی بسیار متنوع بود، هم سیمکارت داشت و هم دمپایی و آب و معدنی و.. فروشنده و گویا همه کاره آن مغازه همان خانم بود.مرد در گوشه ای نشسته بود و سیر آفاق در انفس می کرد.
به خانه جدیدمان رسیدیم. خانم دکتر سوسن خداحافظی کرد و رفت.دیگر نزدیک غروب بود.پدارم ناله می کرد. همه خانواده غمگنین بودند.تازه از راه رسیده بودیم.شهر غریب بود و مردمان هم!
برای اینکه حال و هوای مان عوض شود به بیرون رفتیم و اطراف خانه قدم زدیم.تازه مشکل اصلی معلوم شد.در این جا کسی زبان انگلیسی نمی داند.ما فقط به مردم نگاه می کردیم و آنها هم به ما نگاه می کردند.
سخن آخر:
آشنایی با آیین و فرهنگ کشورهای مختلف برای همه بسیار لذت بخش است. در این روزها که مشغله های زندگی اجازه سیر و سفر را کمتر می دهد، مطالعه چنین کتاب هایی کمک می کند در خانه به دور دست ها سفر کرده و ضمن آشنایی با مراکز گردشگری با فرهنگ ملل مختلف هم آشنا شویم. این کتاب هم به گونه ای است که ما را با زندگی مردمان چین و مراکز گردشگری آن آشنا می کند.
مشخصات کتاب:
رضایی جمکرانی، احمد/سه سال در شانگهای: روایت زندگی و سفر./قم: بوستان کتاب،1400.