افتخار قاسم زاده
معلم آموزش و پرورش شهرستان خداآفرین. کارشناسیارشد الهیاتو معارف اسلامی گرایش تاریخ فرهنگو تمدن مللاسلامی از دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره)
18 یادداشت منتشر شده«فرهنگ سه خطی یا فرهنگ شکیبانه» کدام را انتخاب می کنید؟
جامعه یی که در آن راه های طولانی، راه های کم رفت وآمد و خلوتی شده، جامعه یی که در آن هیچ کس حوصله ی صبر و شکیبایی برای به دست آوردن هدفی را ندارد، جامعه یی استتوسی است. جامعه یی که برای رسیدن به هدف، فقط به اندازه ی خواندن همان سه خط بالای استتوس ها زمان می گذارد! جامعه ی مبتلا به «فرهنگ سه خطی»!
ما مردمی شده ایم لنگه ی پینوکیو، که دوست داریم طلاهای مان را بکاریم تا درخت طلا برداشت کنیم. مردمی که دنبال گلد کوییست و پنتاگون و شرکت های هرمی ی مشابه می افتند، یک جای کارشان لنگ می زند. آن جای کار هم اسم اش «فرهنگ شکیبایی» است. فرهنگ سه خطی به ما می گوید اگر نوشته یی بیش تر از سه سطر شد، نخوان!
فرهنگ سه خطی به ما می گوید راه رسیدن به هدف چون درست است، طولانی است. پس یا بی خیال اش بشو یا سراغ میان بر بگرد! فرهنگ سه خطی است که نزول خوری دارد، اختلاس دارد، دزدی دارد، بی سوادی دارد، رشوه دارد، تن فروشی دارد، حق خوری و هزار جور درد بی درمان دیگر دارد. فرهنگ سه خطی است که این همه آدم بی کار دارد. آدم های بی کاری که توقع دارند یک ساعت در روز کار کنند و ماهی چند میلیون درآمد داشته باشند!
برای درک عمق فاجعه یی که بر سر فرهنگ ما آمده، نیازی نیست خیلی جای دوری برویم.
به همین فیس بوک که نگاه کنیم، همه چیز دست مان می آید. وقتی که کسی می نویسد:
«اوه! طولانی بود، نخوندم!» یا «سرسری یه نیگاه انداختم، با کلیتش موافقم!» یا «چه حوصله یی!» یا «لایک کردم، ولی نخوندم!» و... یعنی یک پلی در جایی از مسیر فرهنگ ما شکسته است که هیچ رفتنی به هدف نمی رسد. آن پل، همان فرهنگ شکیبایی است.
جامعه یی که همه چیز را ساندویچی می خواهد، در مطالعه، سه خط استتوس برایش بس است. در دوستی؛ از آشنایی تا تخت خواب اش نیم ساعت طول می کشد. در ازدواج؛ بین عشق و نفرت اش ده ثانیه زمان می برد. در سیاست؛ بین زنده باد و مرده بادش، نصف روز کافی است. در کار؛ از فقر تا ثروت اش یک اختلاس فاصله دارد. در تحصیل؛ از سیکل تا دکترای اش یک مدرک آب می خورد. در هنر؛ از گمنامی تا شهرت اش به اندازه ی یک فیلم دو دقیقه یی در یوتیوب است! فرهنگ سه خطی به من اجازه می دهد چیزی را نخوانده، بپسندم، موضوعی را نفهمیده، تحلیل کنم. راهی را نرفته، پیش نهاد بدهم. دارویی را نخورده، تجویز نمایم. نظری را ندانسته، نقد کنم. فرهنگ سه خطی به من اجازه می دهد به هر وسیله یی برای رسیدن به هدف ام متوسل شوم. چون حوصله ی راه های درست را "که طولانی تر هم هست" ندارم.
صبور و شکیبا باشید.
اگر بدانید به کجا می روید، تبدیل به شخص موثرتری می شوید.