از تنگه هرمز تا سفره مردم ؛ چگونه اختلال در تجارت دریایی به تورم و امنیت غذایی منتقل می شود؟
از تنگه هرمز تا سفره مردم ؛
چگونه اختلال در تجارت دریایی به تورم و امنیت غذایی منتقل می شود؟
بررسی زنجیره انتقال شوک از انرژی و حمل ونقل به تولید و قیمت کالاها
دکتر علیرضا محمدی
تحلیلگر : اقتصاد دریامحور | تجارت بین الملل | لجستیک دریایی
مقدمه
وقتی از اهمیت تنگه هرمز سخن گفته می شود، معمولا نفت، گاز و امنیت انرژی نخستین موضوعاتی هستند که به ذهن می رسند. بااین حال، آثار اقتصادی اختلال در یک گلوگاه دریایی به بازار انرژی محدود نمی شود. در اقتصاد جهانی امروز، انرژی، حمل ونقل، تولید صنعتی، کشاورزی و تجارت بین المللی به یکدیگر وابسته اند؛ بنابراین اختلال در یکی از اجزای این شبکه می تواند از مسیرهای مختلف به سایر بخش ها منتقل شود.
تنگه هرمز نمونه ای روشن از این وابستگی متقابل است. بر اساس گزارش UNCTAD در مارس ۲۰۲۶، این تنگه علاوه بر عبور حدود یک چهارم تجارت دریابرد نفت جهان، در انتقال گاز طبیعی مایع و کودهای شیمیایی نیز اهمیت دارد. این سازمان هشدار داده است که افزایش هزینه انرژی، سوخت دریایی، کرایه حمل و بیمه می تواند فشارهای قیمتی را در زنجیره های تامین تشدید کند.
پرسش اصلی این است: چگونه یک اختلال دریایی می تواند از یک بازار تخصصی به هزینه تولید، قیمت کالاها و معیشت خانوارها منتقل شود؟
۱. نخستین حلقه: افزایش هزینه انرژی و حمل ونقل
اختلال در عبور کشتی ها از یک گلوگاه دریایی می تواند عرضه قابل دسترس انرژی را محدود کند، انتظارات بازار را تغییر دهد و ریسک فعالیت شرکت های کشتیرانی را افزایش دهد. در چنین شرایطی، قیمت سوخت دریایی، نرخ کرایه حمل و حق بیمه ریسک جنگ ممکن است افزایش یابد.
حتی اگر بخشی از محموله ها از مسیرهای جایگزین عبور کنند، تغییر مسیر معمولا بدون هزینه نیست. افزایش مسافت و زمان سفر می تواند به مصرف سوخت بیشتر، کاهش بهره وری ناوگان و افزایش هزینه تحویل منجر شود.
این هزینه ها به تدریج در تصمیم های شرکت های حمل ونقل، واردکنندگان، تولیدکنندگان و توزیع کنندگان منعکس می شوند؛ هرچند میزان و سرعت انتقال آن ها به شرایط بازار و قراردادهای تجاری بستگی دارد.
۲. حلقه دوم: از انرژی به کشاورزی و مواد غذایی
یکی از ابعاد کمتر دیده شده بحران های دریایی، ارتباط آن ها با نهاده های کشاورزی است.
تولید بسیاری از کودهای شیمیایی به انرژی وابسته است و تجارت بین المللی این محصولات نیز به حمل ونقل دریایی متکی است. اختلال در عرضه انرژی یا مسیرهای انتقال کود می تواند هزینه تامین نهاده های کشاورزی را افزایش دهد.
در گزارش ۱۰ مارس ۲۰۲۶، UNCTAD اعلام کرد که حدود یک سوم تجارت جهانی کودهای شیمیایی از نظر حجم، معادل حدود ۱۶ میلیون تن، از تنگه هرمز عبور می کند. این وابستگی، اهمیت گلوگاه های دریایی را برای کشورهایی که به واردات کود و سایر نهاده های کشاورزی وابسته اند، برجسته می سازد.
افزایش هزینه نهاده ها ممکن است هزینه تولید کشاورزی را بالا ببرد یا دسترسی کشاورزان به نهاده های ضروری را محدود کند. در صورت تداوم اختلال، این وضعیت می تواند بر تصمیم های کشت، میزان تولید و قیمت محصولات کشاورزی اثر بگذارد.
بااین حال، باید میان «افزایش هزینه نهاده» و «افزایش قطعی قیمت غذا» تمایز قائل شد. میزان انتقال هزینه به مصرف کننده به عواملی مانند موجودی انبارها، زمان بندی فصل کشت، تولید داخلی، سیاست های تجاری، نرخ ارز و امکان جایگزینی منابع تامین بستگی دارد.
۳. حلقه سوم: انتقال هزینه به تولید، تجارت و خانوار
اثر اختلال دریایی به کشاورزی محدود نیست. بسیاری از صنایع برای تامین مواد اولیه، قطعات، سوخت و محصولات واسطه ای به شبکه تجارت جهانی وابسته اند.
افزایش هزینه حمل یا تاخیر در تحویل مواد اولیه ممکن است هزینه تمام شده تولید را افزایش دهد. بنگاه ها در واکنش به این شرایط ممکن است بخشی از هزینه را جذب کنند، حاشیه سود خود را کاهش دهند یا آن را به خریداران منتقل کنند.
اگر افزایش هزینه ها گسترده و ماندگار باشد، فشار بر قیمت کالاها و خدمات می تواند تشدید شود. در این حالت، خانوارها ممکن است با افزایش هزینه غذا، انرژی و سایر اقلام ضروری روبه رو شوند.
بنابراین، زنجیره انتقال شوک را می توان به شکل زیر خلاصه کرد:
اختلال در مسیر دریایی ← افزایش ریسک و هزینه حمل ← افزایش هزینه انرژی و نهاده ها ← افزایش هزینه تولید و واردات ← فشار بالقوه بر قیمت کالاها و هزینه زندگی
این زنجیره یک چارچوب تحلیلی است، نه رابطه ای قطعی و یکسان در همه کشورها. شدت پیامدها به مدت بحران، ساختار اقتصاد، میزان وابستگی به واردات و توان سازگاری بنگاه ها و دولت ها بستگی دارد.
۴. چه کسانی آسیب پذیرترند؟
همه کشورها و شرکت ها به یک اندازه از اختلال دریایی آسیب نمی بینند. میزان آسیب پذیری را می توان با چند عامل توضیح داد:
- وابستگی به واردات: هرچه سهم کالاهای ضروری وارداتی بیشتر باشد، احتمال مواجهه با شوک خارجی افزایش می یابد.
- تمرکز مسیرها و تامین کنندگان: اتکا به یک بندر، یک مسیر یا تعداد محدودی از تامین کنندگان، امکان واکنش به بحران را محدود می کند.
- موجودی راهبردی: ذخایر کافی انرژی، مواد اولیه و نهاده های کشاورزی می توانند اثر اختلال کوتاه مدت را کاهش دهند.
- توان مالی و تجاری: بنگاه هایی که منابع مالی محدودتری دارند، ممکن است برای تامین سرمایه در گردش و تحمل افزایش هزینه ها با دشواری بیشتری روبه رو شوند.
- ظرفیت جایگزینی: دسترسی به مسیرهای دیگر، تامین کنندگان متنوع و زیرساخت لجستیکی مناسب، امکان تداوم تجارت را افزایش می دهد.
در نتیجه، مدیریت ریسک دریایی باید بخشی از برنامه ریزی اقتصادی و تجاری کشورها و بنگاه ها باشد، نه اقدامی که تنها پس از وقوع بحران انجام شود.
۵. درس راهبردی برای اقتصاد دریامحور
بحران های دریایی نشان می دهند که کارایی اقتصادی را نمی توان صرفا با کمترین کرایه حمل یا کوتاه ترین زمان سفر سنجید. در شرایط عادی، مسیر ارزان تر ممکن است بهترین انتخاب باشد؛ اما در شرایط بحرانی، مسیری که امکان جایگزینی، تداوم جریان کالا و مدیریت ریسک را فراهم کند، ممکن است ارزش اقتصادی بیشتری داشته باشد.
از این منظر، سرمایه گذاری در بنادر رقابتی، زیرساخت های حمل ونقل چندوجهی، اطلاعات دقیق بازار، تنوع مسیرهای تجاری، مدیریت موجودی و همکاری میان دولت و بخش خصوصی اهمیت می یابد.
برای ایران نیز این موضوع دو جنبه دارد: نخست، کاهش آسیب پذیری زنجیره های تامین و تجارت در برابر اختلال های منطقه ای و جهانی؛ دوم، تبدیل ظرفیت جغرافیایی و دریایی کشور به مزیت اقتصادی پایدار از طریق توسعه خدمات بندری، لجستیکی، تجاری و ترانزیتی.
نتیجه گیری
تنگه هرمز فقط مسیر انتقال انرژی نیست؛ بخشی از شبکه ای است که انرژی، حمل ونقل، تولید، کشاورزی و تجارت جهانی را به هم پیوند می دهد. به همین دلیل، اختلال در آن می تواند از بازارهای انرژی و کشتیرانی به هزینه نهاده ها، تولید و قیمت کالاها منتقل شود.
مهم ترین درس این است که امنیت تجارت دریایی و تاب آوری زنجیره های تامین، موضوعاتی جدا از اقتصاد واقعی و زندگی روزمره مردم نیستند.
در اقتصاد جهانی شبکه ای، حفاظت از جریان تجارت دریایی فقط به معنای حفظ حرکت کشتی ها نیست؛ بلکه به معنای کاهش احتمال اختلال در تولید، دسترسی به کالاهای ضروری و ثبات اقتصادی نیز هست.
📷
