از شهر سبز تا شهر طبیعت مثبت: چگونه عملکرد واقعی زیست بوم را به شاخصی برای مدیریت شهری تبدیل کنیم؟

23 مهر 1405 - خواندن 7 دقیقه - 20 بازدید

از شهر سبز تا شهر طبیعت مثبت: چگونه عملکرد واقعی زیست بوم را به شاخصی برای مدیریت شهری تبدیل کنیم؟

چکیده

در رویکردهای متعارف شهرسازی پایدار، توسعه پارک ها، افزایش پوشش درختی و گسترش فضاهای سبز از مهم ترین نشانه های بهبود کیفیت محیط شهری به شمار می روند؛ بااین حال، افزایش سطح سبز الزاما به معنای بهبود تنوع زیستی، احیای زیستگاه ها یا افزایش تاب آوری اکولوژیک نیست. رویکرد «شهر طبیعت مثبت» (Nature-Positive City) این منطق را تغییر می دهد و به جای تمرکز صرف بر میزان مداخلات سبز، بر نتایج قابل اندازه گیری برای طبیعت تاکید می کند. این یادداشت، چارچوبی برای ورود این رویکرد به مدیریت شهری ارائه می دهد و نشان می دهد چگونه می توان حفاظت از زیستگاه، پیوستگی اکولوژیک، تنوع گونه های بومی، عدالت در دسترسی به طبیعت و پایش بلندمدت را به اجزای تصمیم گیری شهری تبدیل کرد.

۱. مسئله اصلی: آیا هر فضای سبزی الزاما مفید است؟

تصور کنید شهری سطح قابل توجهی از درخت کاری و محوطه سازی را اجرا کرده است، اما زیستگاه های طبیعی آن تکه تکه شده اند، گونه های بومی کاهش یافته اند و فضاهای سبز جدید نیز عمدتا در محله های برخوردار قرار گرفته اند. در چنین شرایطی، گزارش افزایش فضای سبز به تنهایی نمی تواند موفقیت سیاست شهری را اثبات کند.

پژوهش های جدید نشان می دهند که تنوع زیستی شهری علاوه بر ارزش اکولوژیک، با سازگاری اقلیمی، سلامت انسان و کیفیت زندگی ارتباط دارد؛ اما تحقق این مزایا به کیفیت طراحی، مدیریت و حکمرانی فضاهای سبز و آبی وابسته است (Kowarik et al., 2025). بنابراین، پرسش اساسی مدیریت شهری نباید فقط این باشد که «چه مقدار فضای سبز ایجاد کرده ایم؟»، بلکه باید بپرسد: «این مداخلات چه تغییری در وضعیت طبیعت و رابطه شهروندان با آن ایجاد کرده اند؟»

۲. شهر طبیعت مثبت چه تفاوتی با شهر سبز دارد؟

شهر سبز معمولا با شاخص هایی مانند سرانه فضای سبز، تعداد درختان، سطح پارک ها و میزان پوشش گیاهی ارزیابی می شود. این شاخص ها همچنان مهم اند، اما برای سنجش عملکرد اکولوژیک کافی نیستند.

در رویکرد طبیعت مثبت، مدیریت شهری می کوشد از کاهش خالص طبیعت جلوگیری کند و در مسیر احیا و بهبود قابل اندازه گیری زیست بوم ها حرکت کند. این رویکرد مستلزم توجه هم زمان به وضعیت پایه، کیفیت زیستگاه، پیوستگی اکولوژیک، گونه های بومی، فشارهای توسعه و دوام نتایج در طول زمان است.

چارچوب جهانی تنوع زیستی کونمینگ–مونترال نیز در هدف دوازدهم خود بر افزایش مساحت، کیفیت و پیوستگی فضاهای سبز و آبی شهری و ادغام تنوع زیستی در برنامه ریزی شهری تاکید می کند (Convention on Biological Diversity [CBD], 2022). در نتیجه، شهر طبیعت مثبت صرفا شهری با فضای سبز بیشتر نیست؛ شهری است که اثر سیاست ها و پروژه های خود بر طبیعت را ارزیابی و در صورت لزوم اصلاح می کند.

۳. چارچوب پیشنهادی برای عملیاتی سازی در مدیریت شهری

الف) تدوین خط پایه اکولوژیک: پیش از اجرای پروژه های توسعه ای، وضعیت زیستگاه ها، گونه های بومی، پوشش درختی، پهنه های آبی و کریدورهای اکولوژیک ثبت شود. تصاویر ماهواره ای، سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS)، پیمایش میدانی و داده های شهروندی می توانند مکمل یکدیگر باشند.

ب) تعریف شاخص های نتیجه محور: ارزیابی باید از شمارش اقدامات فراتر رود. شاخص های پیشنهادی عبارت اند از:

  • تغییر در وسعت و کیفیت زیستگاه های طبیعی و نیمه طبیعی؛
  • تغییر در تنوع و فراوانی گونه های بومی؛
  • میزان پیوستگی زیستگاه ها و امکان جابه جایی گونه ها؛
  • دسترسی عادلانه محله ها به طبیعت باکیفیت؛
  • ماندگاری نتایج اکولوژیک در بازه های زمانی مشخص.

این شاخص ها باید با شرایط اقلیمی، جغرافیایی و اکولوژیک هر شهر سازگار شوند؛ بنابراین، استفاده از یک امتیاز واحد و یکسان برای همه شهرها لزوما معتبر نیست.

پ) پیوند دادن شاخص ها به تصمیم های توسعه ای: نتایج ارزیابی اکولوژیک باید در طرح های جامع و تفصیلی، ضوابط ساخت وساز، ارزیابی اثرات محیط زیستی، بودجه ریزی و اولویت بندی پروژه ها نقش مستقیم داشته باشند. اگر یک پروژه موجب تخریب زیستگاه حساس یا قطع یک کریدور اکولوژیک می شود، این آثار باید پیش از صدور مجوز بررسی شوند؛ نه آنکه صرفا با ایجاد فضای سبز تزئینی در نقطه ای دیگر جبران شده فرض شوند.

ت) استقرار نظام پایش و پاسخ گویی: داده های خط پایه، اهداف کمی، مسئولیت سازمانی، دوره پایش و گزارش نتایج باید مشخص باشند. پژوهش Stojanovic و همکاران (2026) درباره حکمرانی پیوند اقلیم، تنوع زیستی و سلامت در چهار محدوده شهری اروپایی نشان می دهد که اهداف کلی، جزیره ای عمل کردن سازمان ها و ضعف شاخص های اجرایی می توانند فاصله میان تعهدات محیط زیستی و نتایج واقعی را افزایش دهند.

۴. چالش ها و ملاحظات اجرایی

اجرای این رویکرد با چند مانع روبه روست: کمبود داده های زیستی معتبر، محدودیت منابع مالی و کارشناسی، تعارض منافع توسعه ای، تفاوت مقیاس زمانی پروژه های عمرانی با فرایندهای اکولوژیک و خطر تبدیل شاخص های طبیعت مثبت به ابزار تبلیغاتی. همچنین، افزایش پوشش گیاهی با گونه های نامناسب یا طراحی نادرست می تواند به زیست بوم محلی آسیب بزند؛ بنابراین، «سبزتر شدن» نباید بدون ارزیابی اکولوژیک معادل «بهتر شدن» تلقی شود.

از منظر عدالت محیط زیستی نیز ضروری است منافع طبیعت محور تنها به محله های برخوردار محدود نمانند و ارتقای کیفیت اکولوژیک با مشارکت ساکنان، حفظ دسترسی عمومی و توجه به خطر جابه جایی اجباری یا افزایش هزینه سکونت همراه باشد.

۵. نقشه راه پیشنهادی برای شهرداری ها

۱. شناخت: تهیه اطلس پایه زیستگاه ها، گونه ها و کریدورهای اکولوژیک.

۲. هدف گذاری: تعیین اهداف زمان بندی شده و متناسب با وضعیت پایه هر محدوده.

۳. ادغام در برنامه ریزی: وارد کردن شاخص های اکولوژیک به ضوابط توسعه، ارزیابی پروژه ها و بودجه ریزی.

۴. اجرا و مشارکت: طراحی مداخلات مبتنی بر طبیعت با حضور متخصصان، جامعه محلی و سازمان های مسئول.

۵. پایش و اصلاح: انتشار گزارش دوره ای، سنجش نتایج واقعی و اصلاح سیاست ها بر اساس شواهد.

نتیجه گیری

گذار از شهر سبز به شهر طبیعت مثبت، تغییر یک شعار محیط زیستی به یک منطق اجرایی برای حکمرانی شهری است. در این منطق، موفقیت نه فقط با تعداد درختان کاشته شده یا مساحت پارک های افتتاح شده، بلکه با کیفیت زیستگاه ها، وضعیت گونه های بومی، پیوستگی اکولوژیک، عدالت محیط زیستی و پایداری نتایج سنجیده می شود. چنین رویکردی می تواند حفاظت از طبیعت را از یک موضوع حاشیه ای به یکی از معیارهای اصلی تصمیم گیری درباره زمین، زیرساخت و سرمایه گذاری شهری تبدیل کند.

پرسش راهبردی برای مدیریت شهری: اگر قرار باشد عملکرد یک شهرداری در حفاظت از طبیعت با چند شاخص قابل راستی آزمایی سنجیده شود، کدام شاخص ها باید در کنار سرانه فضای سبز قرار گیرند؟


منابع

Convention on Biological Diversity. (2022). Kunming-Montreal Global Biodiversity Framework. https://www.cbd.int/gbf

Kowarik, I., Fischer, L. K., Haase, D., Kabisch, N., Kleinschroth, F., Konijnendijk, C., Straka, T. M., et al. (2025). Promoting urban biodiversity for the benefit of people and nature. Nature Reviews Biodiversity, 1, 214–232. https://doi.org/10.1038/s44358-025-00035-y

Stojanovic, M., Wübbelmann, T., Juhola, S., Kabisch, N., McPhearson, T., Lipponen, V., et al. (2026). Blind spots and actionable insights for urban governance of the climate–biodiversity–health nexus. npj Urban Sustainability, 6, Article 42. https://doi.org/10.1038/s42949-026-00345-w