مجتبی دشتی
140 یادداشت منتشر شدهروان شناسی اگزیستانسیال
مقاله جامع روان شناسی اگزیستانسیال؛ از صفر تا صد

روان شناسی اگزیستانسیال؛ از مبانی فلسفی تا روان درمانی
چکیده
روان شناسی اگزیستانسیال یا وجودی یکی از رویکردهای مهم در روان شناسی و روان درمانی است که به جای تمرکز صرف بر نشانه های بیماری، به پرسش های بنیادی انسان درباره «بودن» می پردازد؛ پرسش هایی مانند: من کیستم؟ چرا زندگی می کنم؟ چه چیزی به زندگی من معنا می دهد؟ تا چه اندازه آزاد هستم؟ مسئول انتخاب های خود هستم؟ چگونه با مرگ روبه رو شوم؟ و چگونه می توانم در شرایط دشوار، زندگی اصیل تری داشته باشم؟
این رویکرد ریشه در سنت فلسفی اگزیستانسیالیسم دارد و تحت تاثیر اندیشمندانی مانند سورن کی یرکگور، فردریش نیچه، مارتین هایدگر، ژان پل سارتر، مارتین بوبر و دیگر متفکران شکل گرفته است. در حوزه روان شناسی و روان درمانی نیز افرادی مانند لودویگ بینزوانگر، مدارد باس، ویکتور فرانکل، رولو می، اروین یالوم و جیمز باگنتال در توسعه آن نقش داشته اند. روان شناسی اگزیستانسیال بر تجربه زیسته، آزادی، مسئولیت، انتخاب، اضطراب، مرگ، تنهایی، معنا و اصالت تاکید دارد. APA
در این مقاله، روان شناسی اگزیستانسیال از مبانی فلسفی و تاریخی تا مفاهیم اصلی، نظریه پردازان، روش درمان، کاربردها، نقاط قوت و محدودیت ها بررسی می شود.
۱. روان شناسی اگزیستانسیال چیست؟
واژه «اگزیستانسیال» از واژه لاتین existence به معنای «وجود داشتن» گرفته شده است. اما منظور از وجود در اینجا صرفا زنده بودن یا حضور فیزیکی نیست؛ بلکه به شیوه ای اشاره دارد که انسان در جهان زندگی می کند، انتخاب می کند، با دیگران ارتباط برقرار می کند و به زندگی خود معنا می دهد.
از دید روان شناسی اگزیستانسیال، انسان موجودی صرفا زیستی یا مجموعه ای از رفتارهای شرطی شده نیست. انسان با خودآگاهی، امکان انتخاب، مسئولیت، روابط انسانی و توانایی معنا دادن به تجربه های خود مواجه است.
انجمن روان شناسی آمریکا، روان شناسی اگزیستانسیال را رویکردی می داند که بر معنای ذهنی تجربه انسانی، یگانگی فرد و مسئولیت شخصی که در انتخاب های انسان منعکس می شود، تاکید دارد. APA Dictionary
بنابراین سوال اصلی این رویکرد فقط این نیست که:
«چه مشکلی داری؟»
بلکه پرسش هایی مانند این نیز اهمیت پیدا می کنند:
- «چگونه زندگی می کنی؟»
- «چه چیزی برایت مهم است؟»
- «از چه چیزی فرار می کنی؟»
- «چه انتخاب هایی انجام می دهی؟»
- «چه انتخاب هایی را به دیگران واگذار کرده ای؟»
- «زندگی تو چه معنایی دارد؟»
- «اگر فرصت زندگی محدود باشد، چگونه می خواهی آن را سپری کنی؟»
۲. تفاوت روان شناسی اگزیستانسیال با روان شناسی سنتی
رویکردهای مختلف روان شناسی هرکدام زاویه خاصی برای فهم انسان دارند.
برای مثال، روان کاوی کلاسیک توجه زیادی به ناخودآگاه، تعارض های درونی و تجربیات گذشته دارد. رفتارگرایی بیشتر بر رفتار قابل مشاهده و نقش یادگیری و محیط تمرکز می کند. رویکرد شناختی بر افکار و باورها تاکید دارد.
اما روان شناسی اگزیستانسیال سوال متفاوتی مطرح می کند:
«انسان چگونه با واقعیت وجود خودش زندگی می کند؟»
در این نگاه، اضطراب همیشه نشانه بیماری نیست. گاهی اضطراب واکنشی طبیعی به آزادی، مسئولیت، عدم قطعیت، مرگ یا انتخاب های دشوار زندگی است.
این نکته بسیار مهم است؛ زیرا اگزیستانسیالیسم تلاش نمی کند همه اضطراب های انسان را به سرعت حذف کند. بلکه می پرسد:
آیا این اضطراب می تواند حامل پیامی درباره شیوه زندگی فرد باشد؟
۳. ریشه های فلسفی روان شناسی اگزیستانسیال
روان شناسی اگزیستانسیال مستقیما از یک نظریه روان شناختی واحد به وجود نیامده است. این رویکرد از مجموعه ای از ایده های فلسفی درباره انسان، آزادی، معنا، مرگ و وجود تاثیر گرفته است.
۳-۱. سورن کی یرکگور
سورن کی یرکگور، فیلسوف دانمارکی، یکی از پیشگامان تفکر اگزیستانسیال محسوب می شود.
او بر فرد، انتخاب، اضطراب، ناامیدی و رابطه انسان با وجود تاکید داشت.
از نظر او، انسان نمی تواند زندگی خود را صرفا با پیروی کورکورانه از جمع یا عرف سپری کند. فرد باید با انتخاب های شخصی خود مواجه شود.
یکی از ایده های مهم کی یرکگور این بود که اضطراب می تواند با آزادی ارتباط داشته باشد.
چرا؟
زیرا وقتی انسان متوجه می شود امکان انتخاب دارد، با امکان های متعدد نیز روبه رو می شود.
آزادی می تواند هم فرصت باشد و هم منبع اضطراب.
۴. نیچه و مسئله آفرینش ارزش ها
فردریش نیچه نیز تاثیر زیادی بر تفکر اگزیستانسیال گذاشت.
نیچه درباره ارزش ها، اخلاق، قدرت، خودآفرینی و معنای زندگی پرسش های بنیادی مطرح کرد.
یکی از موضوعات مهم در اندیشه او این است که انسان نباید صرفا زندگی خود را بر اساس ارزش هایی که بدون تفکر از جامعه دریافت کرده است بنا کند.
در زبان روان شناختی می توان این پرسش را مطرح کرد:
«آیا زندگی ای که من می کنم واقعا انتخاب خودم است یا صرفا نسخه ای است که خانواده، جامعه و فرهنگ برای من نوشته اند؟»
این پرسش بعدها در مفهوم «زندگی اصیل» اهمیت زیادی پیدا کرد.
۵. هایدگر و مفهوم «بودن در جهان»
مارتین هایدگر یکی از مهم ترین منابع فلسفی روان شناسی اگزیستانسیال است.
او انسان را موجودی جدا از جهان نمی دید. انسان همیشه در یک جهان خاص، در روابط، تاریخ، فرهنگ و شرایط مشخص زندگی می کند.
بنابراین نمی توان انسان را بدون توجه به جهان او فهمید.
این دیدگاه در روان شناسی اهمیت زیادی دارد.
برای مثال، اگر فردی دچار اضطراب است، فقط نباید از او پرسید:
«در ذهن تو چه می گذرد؟»
بلکه باید پرسید:
«تو در چه جهانی زندگی می کنی؟ چه روابطی داری؟ چه انتظاراتی از تو وجود دارد؟ چه انتخاب هایی پیش روی توست؟ و چه آینده ای را ممکن یا ناممکن می بینی؟»
۶. سارتر و آزادی
ژان پل سارتر از مشهورترین فیلسوفان اگزیستانسیالیست است.
یکی از ایده های اساسی او ارتباط میان وجود، آزادی و مسئولیت است.
در این دیدگاه، انسان نمی تواند تمام زندگی خود را به شرایط بیرونی نسبت دهد.
البته این به معنای انکار محدودیت های واقعی زندگی نیست. انسان ممکن است با فقر، بیماری، جنگ، تبعیض، خانواده دشوار یا شرایط اجتماعی سخت روبه رو باشد.
اما اگزیستانسیالیسم می پرسد:
در محدوده امکانات واقعی خود، چه پاسخی می توانی به شرایط بدهی؟
اینجاست که آزادی و مسئولیت با یکدیگر پیوند پیدا می کنند.
۷. ورود تفکر اگزیستانسیال به روان شناسی
تفکر اگزیستانسیال زمانی وارد حوزه روان درمانی شد که برخی روان پزشکان و روان شناسان تلاش کردند پرسش های فلسفی درباره وجود انسان را به کار بالینی وارد کنند.
از چهره های مهم این جریان می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- لودویگ بینزوانگر
- مدارد باس
- ویکتور فرانکل
- رولو می
- اروین یالوم
- جیمز باگنتال
- امی ون دورزن
- کرک اشنایدر
انجمن روان شناسی آمریکا نیز در معرفی رویکردهای روان درمانی، درمان اگزیستانسیال را رویکردی می داند که بر اراده آزاد، خودتعیین گری و جست وجوی معنا تاکید می کند. APA
۸. ویکتور فرانکل و معنا
یکی از مهم ترین چهره های مرتبط با سنت اگزیستانسیال، ویکتور فرانکل، روان پزشک اتریشی و بنیان گذار «معنا درمانی» یا Logotherapy است.
فرانکل معتقد بود یکی از بنیادی ترین انگیزه های انسان، جست وجوی معناست.
معنا درمانی به فرد کمک می کند در بحران های معنایی، ارزش ها و جهت زندگی خود را بررسی کند. در این رویکرد، ارزش ها را می توان در سه دسته کلی بررسی کرد:
- ارزش های خلاقانه؛ مانند کار و آفرینش
- ارزش های تجربی؛ مانند عشق، هنر و تجربه زیبایی
- ارزش های نگرشی؛ یعنی موضعی که فرد نسبت به رنج و شرایط اجتناب ناپذیر اتخاذ می کند
این ساختار در تعریف APA از لوگوتراپی نیز منعکس شده است. APA Dictionary
نکته مهم این است که اگزیستانسیال تراپی و لوگوتراپی دقیقا مترادف نیستند؛ بلکه لوگوتراپی یکی از رویکردهای معنا محور در خانواده گسترده تر درمان های اگزیستانسیال محسوب می شود.
۹. رولو می
رولو می یکی از مهم ترین چهره های روان شناسی اگزیستانسیال در آمریکا بود.
او تلاش کرد میان روان شناسی، روان درمانی و فلسفه اگزیستانسیال ارتباط برقرار کند.
از موضوعات مهم در آثار او می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- اضطراب
- آزادی
- مسئولیت
- عشق
- اراده
- شجاعت
- خلاقیت
در نگاه می، سلامت روان به معنای نبود کامل اضطراب نیست.
بلکه انسان سالم کسی است که می تواند با اضطراب های اجتناب ناپذیر زندگی مواجه شود و از آنها برای رشد استفاده کند.
۱۰. اروین یالوم و چهار دغدغه نهایی انسان
احتمالا شناخته شده ترین مدل معاصر روان درمانی اگزیستانسیال متعلق به اروین یالوم است.
یالوم در کتاب مشهور خود Existential Psychotherapy چهار دغدغه بنیادی یا «داده های وجود» را محور قرار می دهد:
- مرگ
- آزادی
- انزوای اگزیستانسیال
- بی معنایی
این چهار مفهوم در چارچوب یالوم ستون اصلی روان درمانی اگزیستانسیال هستند. Yalom.com+1
۱۱. مرگ
اولین واقعیت اجتناب ناپذیر زندگی، مرگ است.
هر انسانی می داند که روزی خواهد مرد، اما اغلب تلاش می کند این واقعیت را از آگاهی روزمره خود دور نگه دارد.
از دیدگاه اگزیستانسیال، اضطراب مرگ می تواند در بسیاری از رفتارهای انسانی به شکل غیرمستقیم ظاهر شود.
مثلا:
- وسواس شدید درباره سلامتی
- تلاش افراطی برای موفقیت
- ترس شدید از پیری
- چسبیدن افراطی به جوانی
- نیاز شدید به جاودانگی نمادین
- ترس از بی اهمیت بودن
اما هدف درمان اگزیستانسیال حذف فکر مرگ نیست.
هدف می تواند رسیدن به رابطه ای آگاهانه تر با فناپذیری باشد.
پارادوکس جالب اینجاست:
آگاهی از مرگ ممکن است به انسان کمک کند بیشتر زندگی کند.
وقتی فرد واقعا متوجه می شود زمان محدود است، ممکن است انتخاب های خود را جدی تر بگیرد.
۱۲. آزادی و مسئولیت
دومین دغدغه بنیادی، آزادی است.
در نگاه اگزیستانسیال، انسان تا حدی امکان انتخاب دارد.
اما آزادی بدون مسئولیت معنا ندارد.
برای مثال، فرد ممکن است بگوید:
«من مجبورم همین شغل را داشته باشم.»
درمانگر اگزیستانسیال ممکن است بپرسد:
«چه چیزی باعث می شود ماندن در این شغل را انتخاب کنی؟»
این سوال الزاما به معنای سرزنش فرد نیست.
هدف آن آشکار کردن بخش هایی از انتخاب است که ممکن است فرد از آنها آگاه نباشد.
گاهی انسان برای فرار از اضطراب آزادی، تصمیم گیری را به دیگران واگذار می کند.
مثلا:
- «هرچه خانواده ام بگویند.»
- «جامعه همین را می خواهد.»
- «همسرم باید تصمیم بگیرد.»
- «شرایط اجازه نمی دهد.»
درمان اگزیستانسیال تلاش می کند فرد ببیند کجا انتخاب می کند و کجا از انتخاب کردن اجتناب می کند.
۱۳. انزوای اگزیستانسیال
سومین دغدغه، انزواست.
انزوای اگزیستانسیال با تنهایی معمولی متفاوت است.
ممکن است فرد دوستان زیادی داشته باشد، عاشق باشد و خانواده ای صمیمی داشته باشد، اما همچنان بداند که هیچ انسانی نمی تواند دقیقا تجربه درونی او را زندگی کند.
هیچ کس نمی تواند کاملا به جای من بترسد، انتخاب کند، بمیرد یا زندگی کند.
این واقعیت می تواند دردناک باشد.
اما پذیرش آن ممکن است به رابطه ای عمیق تر با دیگران منجر شود.
چون فرد دیگر از دیگری انتظار ندارد تمام خلا وجودی او را پر کند.
۱۴. بی معنایی
چهارمین دغدغه یالوم، بی معنایی است.
انسان می خواهد بداند:
«برای چه زندگی می کنم؟»
گاهی فرد همه چیز دارد اما احساس می کند هیچ چیز ندارد.
ممکن است:
- شغل خوب داشته باشد
- درآمد مناسب داشته باشد
- رابطه عاطفی داشته باشد
- از نظر اجتماعی موفق باشد
اما در درون خود احساس پوچی کند.
در این شرایط مشکل الزاما کمبود لذت نیست؛ بلکه ممکن است کمبود معنا باشد.
روان شناسی اگزیستانسیال به فرد کمک می کند درباره ارزش ها، انتخاب ها و جهت زندگی خود دوباره فکر کند.
۱۵. اضطراب اگزیستانسیال
یکی از مهم ترین مفاهیم این رویکرد، اضطراب اگزیستانسیال است.
این اضطراب می تواند زمانی ایجاد شود که فرد با واقعیت های بنیادی زندگی روبه رو می شود:
- من آزاد هستم.
- انتخاب های من پیامد دارند.
- آینده نامطمئن است.
- افراد مورد علاقه من ممکن است از دست بروند.
- خودم روزی خواهم مرد.
- هیچ تضمینی وجود ندارد که زندگی همیشه مطابق خواسته من پیش برود.
- باید برای زندگی خودم معنا ایجاد کنم.
بنابراین:
اضطراب همیشه دشمن انسان نیست.
گاهی اضطراب به انسان نشان می دهد که با مسئله ای اساسی روبه رو شده است.
۱۶. اصالت یا Authenticity
یکی از مفاهیم مهم اگزیستانسیال، «اصالت» است.
زندگی اصیل یعنی فرد تا حد امکان بر اساس ارزش ها و انتخاب های آگاهانه خودش زندگی کند، نه صرفا بر اساس انتظارات دیگران.
مثلا فردی ممکن است سال ها پزشکی بخواند چون خانواده اش می خواستند پزشک شود.
او ممکن است موفق هم باشد، اما در یک مقطع از زندگی از خود بپرسد:
«آیا این زندگی واقعا زندگی من است؟»
این سوال می تواند شروع یک بحران اگزیستانسیال باشد.
بحران لزوما بد نیست.
گاهی بحران، آغاز بازنگری در زندگی است.
۱۷. مسئولیت شخصی
یکی از مفاهیم محوری روان شناسی اگزیستانسیال، مسئولیت است.
اما مسئولیت به معنای «مقصر بودن» نیست.
این دو مفهوم باید از هم جدا شوند.
ممکن است چیزی تقصیر فرد نباشد، اما او همچنان بتواند درباره واکنش خود تصمیم بگیرد.
مثلا بیماری، فقدان یا یک تجربه آسیب زا ممکن است خارج از کنترل فرد باشد.
اما پرسش اگزیستانسیال می تواند این باشد:
«اکنون با چیزی که برایت اتفاق افتاده، چگونه می خواهی زندگی کنی؟»
این پرسش، مسئولیت را از سرزنش جدا می کند.
۱۸. معنا در زندگی
معنا الزاما یک هدف بزرگ و خارق العاده نیست.
برای یک نفر ممکن است معنا در خانواده باشد.
برای دیگری:
- آموزش
- هنر
- پژوهش
- خدمت به دیگران
- عشق
- خلاقیت
- معنویت
- رشد شخصی
- کمک به جامعه
مهم این است که معنا از ارزش های واقعی فرد سرچشمه بگیرد.
۱۹. روان درمانی اگزیستانسیال چیست؟
روان درمانی اگزیستانسیال نوعی روان درمانی است که مسائل روان شناختی را در زمینه پرسش های بنیادی زندگی بررسی می کند.
در این درمان، درمانگر الزاما نقش «متخصصی که پاسخ همه چیز را می داند» ندارد.
رابطه درمانگر و مراجع اهمیت زیادی دارد.
یالوم بر این نکته تاکید می کند که روان درمانی اگزیستانسیال فقط مجموعه ای از تکنیک ها نیست، بلکه با رابطه واقعی و مواجهه با مسائل وجودی سروکار دارد. Yalom.com
۲۰. درمانگر اگزیستانسیال چه کار می کند؟
درمانگر ممکن است به جای اینکه فورا به دنبال حذف نشانه باشد، به تجربه کلی فرد توجه کند.
برای مثال، اگر مراجع بگوید:
«نمی دانم چه کار کنم.»
درمانگر ممکن است بپرسد:
- «چه گزینه هایی پیش روی خودت می بینی؟»
- «کدام انتخاب بیشتر با ارزش های تو هماهنگ است؟»
- «از انتخاب کردن از چه چیزی می ترسی؟»
- «اگر هیچ کس از تو انتظاری نداشت، چه انتخابی می کردی؟»
- «بدترین چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد چیست؟»
- «این تصمیم درباره اینکه چه کسی هستی چه چیزی می گوید؟»
۲۱. رابطه درمانی
رابطه میان درمانگر و مراجع در درمان اگزیستانسیال بسیار مهم است.
درمانگر تلاش می کند:
- حضور واقعی داشته باشد
- مراجع را قضاوت نکند
- تجربه او را جدی بگیرد
- با او صادق باشد
- به انتخاب های او احترام بگذارد
- از تحمیل ارزش های شخصی خود اجتناب کند
- در لحظه حاضر باشد
در برخی شکل های درمان اگزیستانسیال، رابطه درمانی به عنوان فضایی برای تجربه مستقیم ارتباط، آزادی، مسئولیت و الگوهای بین فردی مورد استفاده قرار می گیرد.
۲۲. آیا درمان اگزیستانسیال تکنیک دارد؟
برخلاف برخی درمان های ساختاریافته، درمان اگزیستانسیال یک بسته ثابت از تکنیک ها ندارد.
به همین دلیل بهتر است آن را بیشتر یک نگرش درمانی و چارچوب فلسفی-بالینی بدانیم تا مجموعه ای از دستورالعمل های ثابت.
با این حال، درمانگران ممکن است از روش هایی مانند موارد زیر استفاده کنند:
- پرسشگری عمیق
- بررسی ارزش ها
- بررسی انتخاب ها
- مواجهه با اجتناب
- توجه به تجربه «اینجا و اکنون»
- بررسی رابطه درمانی
- بازتاب تجربه های مراجع
- بررسی معنا
- بررسی ترس از مرگ
- بررسی مسئولیت
- بررسی تعارض میان ارزش ها و رفتارها
۲۳. مثال بالینی ساده
فرض کنیم فردی ۳۵ ساله به درمانگر مراجعه کرده و می گوید:
«همه چیز خوب است، اما احساس می کنم زندگی ام هیچ معنایی ندارد.»
درمانگر ممکن است فقط تلاش نکند افسردگی را کاهش دهد، بلکه بررسی کند:
- چه چیزی برای این فرد ارزشمند است؟
- چگونه زندگی فعلی او با ارزش هایش فاصله گرفته؟
- چه انتخاب هایی انجام داده است؟
- کدام انتخاب ها را صرفا برای جلب رضایت دیگران انجام داده؟
- آیا از تغییر می ترسد؟
- اگر فقط پنج سال دیگر فرصت زندگی داشت، چه چیزهایی را متفاوت انجام می داد؟
- چه رابطه ای با مرگ دارد؟
- چه چیزی به او احساس زنده بودن می دهد؟
در اینجا «بی معنایی» صرفا یک علامت نیست؛ بلکه می تواند دریچه ای برای بررسی شیوه زندگی فرد باشد.
۲۴. روان شناسی اگزیستانسیال و افسردگی
رویکرد اگزیستانسیال می تواند در بررسی برخی تجربه های افسردگی، به خصوص احساس پوچی و بی معنایی، دیدگاه متفاوتی ارائه دهد.
اما این به معنای آن نیست که هر افسردگی فقط یک بحران فلسفی است.
افسردگی پدیده ای پیچیده است و عوامل زیستی، روان شناختی، اجتماعی و محیطی می توانند در آن نقش داشته باشند.
بنابراین نگاه اگزیستانسیال بهتر است در کنار ارزیابی جامع روان شناختی و در صورت نیاز درمان های مبتنی بر شواهد مورد استفاده قرار گیرد.
۲۵. روان شناسی اگزیستانسیال و اضطراب
اضطراب یکی از حوزه هایی است که نگاه اگزیستانسیال می تواند بسیار مفید باشد.
این رویکرد می پرسد:
«این اضطراب درباره چه چیزی به ما اطلاعات می دهد؟»
مثلا اضطراب یک دانشجو ممکن است فقط ترس از امتحان نباشد.
ممکن است پشت آن پرسش هایی مانند این وجود داشته باشد:
- اگر شکست بخورم چه کسی هستم؟
- ارزش من به موفقیتم وابسته است؟
- آینده من چه خواهد شد؟
- اگر انتخاب اشتباهی کنم چه؟
- خانواده ام درباره من چه فکر می کنند؟
در نتیجه، درمان می تواند از سطح «کاهش اضطراب امتحان» به سطح «رابطه فرد با موفقیت، شکست و هویت» گسترش پیدا کند.
۲۶. بحران های زندگی و روان شناسی اگزیستانسیال
رویکرد اگزیستانسیال به خصوص برای دوره هایی که ساختار قبلی زندگی فرد دچار تغییر می شود، قابل توجه است.
مانند:
- مرگ عزیزان
- طلاق
- بازنشستگی
- مهاجرت
- تغییر شغل
- بیماری جدی
- شکست عاطفی
- بحران میانسالی
- تغییر هویت
- تولد فرزند
- شکست تحصیلی
- از دست دادن جایگاه اجتماعی
در چنین شرایطی فرد ممکن است مجبور شود دوباره از خود بپرسد:
«من اکنون چه کسی هستم و چگونه می خواهم ادامه بدهم؟»
۲۷. تفاوت اگزیستانسیال با رویکرد شناختی رفتاری
درمان شناختی رفتاری یا CBT معمولا بر ارتباط میان افکار، هیجان ها و رفتارها تاکید می کند و بسیاری از پروتکل های آن ساختارمند هستند.
درمان اگزیستانسیال بیشتر به پرسش هایی مانند این می پردازد:
- من چگونه زندگی می کنم؟
- چه چیزی برای من معنا دارد؟
- چه ارزش هایی دارم؟
- چه انتخاب هایی دارم؟
- با مرگ چگونه مواجه می شوم؟
- چه رابطه ای با آزادی و مسئولیت دارم؟
این دو رویکرد الزاما دشمن یکدیگر نیستند.
حتی در روان درمانی معاصر، رویکردهای تلفیقی نیز وجود دارند. APA نیز به وجود رویکردهای تلفیقی اشاره می کند که عناصر روش های مختلف را متناسب با نیازهای مراجع ترکیب می کنند. APA
۲۸. تفاوت اگزیستانسیال با روان کاوی
روان کاوی کلاسیک بیشتر بر ناخودآگاه، تعارض های روانی، تجربه های اولیه و روابط شکل گرفته در دوران رشد تاکید دارد.
اگزیستانسیالیسم نیز می تواند به گذشته توجه کند، اما تمرکز آن بیشتر بر شیوه وجود فعلی فرد است.
سوال اگزیستانسیال ممکن است این باشد:
«اکنون با آنچه بر تو گذشته، چگونه زندگی می کنی؟»
۲۹. تفاوت اگزیستانسیال با روان شناسی مثبت گرا
روان شناسی مثبت گرا به موضوعاتی مانند:
- نقاط قوت
- شکوفایی
- رضایت از زندگی
- امید
- بهزیستی
توجه زیادی دارد.
روان شناسی اگزیستانسیال نیز می تواند با رشد و شکوفایی سروکار داشته باشد، اما بیشتر تمایل دارد جنبه های دشوار وجود انسان را نیز جدی بگیرد:
- مرگ
- فقدان
- رنج
- پوچی
- اضطراب
- آزادی
- تنهایی
بنابراین نگاه اگزیستانسیال الزاما نمی گوید:
«مثبت فکر کن.»
بلکه ممکن است بپرسد:
«چگونه می توانی واقعیت دشوار زندگی را بپذیری و همچنان زندگی معناداری بسازی؟»
۳۰. مفهوم انتخاب
انتخاب یکی از پایه های تفکر اگزیستانسیال است.
زندگی انسان مجموعه ای از انتخاب هاست:
بنابراین نگاه اگزیستانسیال بهتر است در کنار ارزیابی جامع روان شناختی و در صورت نیاز درمان های مبتنی بر شواهد مورد استفاده قرار گیرد.
۲۵. روان شناسی اگزیستانسیال و اضطراب
ممکن است پشت آن پرسش هایی مانند این وجود داشته باشد:
- اگر شکست بخورم چه کسی هستم؟
- ارزش من به موفقیتم وابسته است؟
- آینده من چه خواهد شد؟
- اگر انتخاب اشتباهی کنم چه؟
- خانواده ام درباره من چه فکر می کنند؟
در نتیجه، درمان می تواند از سطح «کاهش اضطراب امتحان» به سطح «رابطه فرد با موفقیت، شکست و هویت» گسترش پیدا کند.
۲۶. بحران های زندگی و روان شناسی اگزیستانسیال
رویکرد اگزیستانسیال به خصوص برای دوره هایی که ساختار قبلی زندگی فرد دچار تغییر می شود، قابل توجه است.
- مرگ عزیزان
- طلاق
- بازنشستگی
- مهاجرت
- تغییر شغل
- بیماری جدی
- شکست عاطفی
- بحران میانسالی
- تغییر هویت
- تولد فرزند
- شکست تحصیلی
- از دست دادن جایگاه اجتماعی
«من اکنون چه کسی هستم و چگونه می خواهم ادامه بدهم؟»
۲۷. تفاوت اگزیستانسیال با رویکرد شناختی رفتاری
درمان اگزیستانسیال بیشتر به پرسش هایی مانند این می پردازد:
- من چگونه زندگی می کنم؟
- چه چیزی برای من معنا دارد؟
- چه ارزش هایی دارم؟
- چه انتخاب هایی دارم؟
- با مرگ چگونه مواجه می شوم؟
- چه رابطه ای با آزادی و مسئولیت دارم؟
۲۸. تفاوت اگزیستانسیال با روان کاوی
- انتخاب شغل
- انتخاب رابطه
- انتخاب سبک زندگی
- انتخاب ارزش ها
- انتخاب واکنش
- انتخاب اینکه چه چیزی را دنبال کند
اما نکته ظریف این است که انتخاب همیشه به معنای اختیار کامل نیست.
انسان در شرایط مشخصی انتخاب می کند.
به همین دلیل رویکردهای معاصر اگزیستانسیال معمولا تلاش می کنند میان آزادی و محدودیت های واقعی زندگی تعادل برقرار کنند.
۳۱. زندگی اصیل در برابر زندگی غیر اصیل
زندگی غیر اصیل زمانی رخ می دهد که فرد عمدتا بر اساس فشارهای بیرونی زندگی کند و ارتباط خود را با انتخاب های واقعی خود از دست بدهد.
مثلا:
«همه این کار را می کنند.»
«جامعه همین را می خواهد.»
«خانواده ام گفتند باید این طور باشم.»
در مقابل، زندگی اصیل به معنای توجه آگاهانه به ارزش ها و مسئولیت انتخاب هاست.
اصالت به معنای خودخواهی نیست.
فرد اصیل همچنان باید پیامدهای انتخاب خود بر دیگران را در نظر بگیرد.
۳۲. معنای رنج
یکی از مهم ترین پرسش های اگزیستانسیال این است:
«وقتی نمی توانم رنج را حذف کنم، چگونه با آن زندگی کنم؟»
اینجا اندیشه فرانکل اهمیت زیادی پیدا می کند.
البته رویکرد اگزیستانسیال نباید به این برداشت ساده انگارانه منجر شود که «هر رنجی حتما معنایی دارد».
گاهی رنج صرفا رنج است.
اما انسان ممکن است بتواند نسبت خود را با آن تغییر دهد و از دل برخی تجربه های دشوار، ارزش یا جهت جدیدی پیدا کند.
۳۳. نقاط قوت روان شناسی اگزیستانسیال
از مهم ترین نقاط قوت این رویکرد می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- توجه به کل انسان
- توجه به معنا و ارزش ها
- احترام به آزادی فرد
- توجه به مسئولیت
- توجه به مرگ و فقدان
- توجه به تجربه زیسته
- اهمیت دادن به رابطه انسانی
- پرهیز از تقلیل انسان به مجموعه ای از علائم
- امکان استفاده در بحران های زندگی
- قابلیت ترکیب با سایر رویکردهای درمانی
در منابع معاصر روان شناسی نیز سنت اگزیستانسیال-انسان گرا به عنوان حوزه ای دارای مبانی نظری، پژوهشی، بالینی و اجتماعی مستقل و متنوع معرفی شده است. go.apa.org
۳۴. محدودیت ها و نقدها
روان شناسی اگزیستانسیال با وجود اهمیت زیاد، منتقدانی نیز دارد.
۱. دشواری عملیاتی کردن مفاهیم
مفاهیمی مانند معنا، اصالت، آزادی و وجود بسیار عمیق اما گاهی دشوار برای اندازه گیری دقیق هستند.
۲. خطر فلسفی شدن بیش از حد درمان
اگر درمانگر بیش از حد وارد بحث های فلسفی شود، ممکن است از مشکلات واقعی و روزمره مراجع فاصله بگیرد.
۳. نبود یک پروتکل واحد
برخلاف برخی رویکردهای ساختاریافته، درمان اگزیستانسیال روش واحدی ندارد.
۴. وابستگی زیاد به مهارت درمانگر
درمانگر باید توانایی بالایی در گفت وگوی عمیق، حضور، گوش دادن و تفکر بالینی داشته باشد.
۵. خطر تحمیل ارزش ها
بحث درباره معنای زندگی می تواند به راحتی به تحمیل ارزش های درمانگر تبدیل شود.
به همین دلیل درمانگر باید مراقب باشد «معنای زندگی» مراجع را خودش تعیین نکند.
۳۵. آیا روان شناسی اگزیستانسیال علمی است؟
پاسخ ساده این است:
بله، اما باید میان فلسفه اگزیستانسیالیستی و روان درمانی اگزیستانسیال تفاوت گذاشت.
اگزیستانسیالیسم در اصل یک جریان فلسفی است؛ اما روان شناسی و روان درمانی اگزیستانسیال تلاش کرده اند این ایده ها را وارد حوزه بالینی و پژوهشی کنند.
امروزه نیز ادبیات دانشگاهی و حرفه ای گسترده ای در حوزه روان شناسی انسان گرا و اگزیستانسیال وجود دارد. APA در «Handbook of Humanistic and Existential Psychology» این حوزه را شامل تاریخ، نظریه، پژوهش، روان درمانی و کاربردهای اجتماعی معرفی می کند. go.apa.org
بنابراین نباید روان شناسی اگزیستانسیال را صرفا مجموعه ای از جملات فلسفی درباره زندگی دانست.
۳۶. مهم ترین نظریه پردازان
اندیشمند
سهم مهم
سورن کی یرکگور
اضطراب، انتخاب و فردیت
فردریش نیچه
ارزش ها، خودآفرینی و معنا
مارتین هایدگر
بودن، زمان و بودن در جهان
ژان پل سارتر
آزادی، انتخاب و مسئولیت
مارتین بوبر
رابطه «من تو»
لودویگ بینزوانگر
روان پزشکی اگزیستانسیال
مدارد باس
تحلیل وجودی
ویکتور فرانکل
معنا درمانی
رولو می
اضطراب، آزادی و شجاعت
اروین یالوم
چهار دغدغه نهایی
جیمز باگنتال
درمان انسان گرایانه اگزیستانسیال
امی ون دورزن
توسعه مشاوره و درمان اگزیستانسیال
کرک اشنایدر
درمان اگزیستانسیال انسان گرایانه
۳۷. چهار سوال طلایی روان شناسی اگزیستانسیال
اگر بخواهیم کل این رویکرد را بسیار ساده کنیم، می توانیم آن را در چهار پرسش خلاصه کنیم:
۱. چگونه با مرگ زندگی می کنم؟
۲. چه انتخاب هایی دارم و مسئولیت من چیست؟
۳. چگونه با تنهایی و دیگران ارتباط برقرار می کنم؟
۴. چه چیزی به زندگی من معنا می دهد؟
البته این چهار پرسش تمام روان شناسی اگزیستانسیال را شامل نمی شوند، اما چارچوب بسیار خوبی برای فهم مدل یالوم فراهم می کنند. Yalom.com
۳۸. یک مثال روزمره
فرض کنید شخصی می گوید:
«من از زندگی ام ناراضی ام، اما نمی توانم هیچ چیز را تغییر بدهم.»
یک رویکرد صرفا مشکل محور ممکن است بپرسد:
«چه چیزی باعث ناراحتی تو می شود؟»
اما درمانگر اگزیستانسیال ممکن است ادامه دهد:
«اگر واقعا امکان تغییر وجود داشته باشد، از چه چیزی می ترسی؟»
بعد ممکن است مشخص شود فرد از آزادی خودش می ترسد.
او سال ها خانواده، جامعه و شرایط را مسئول تصمیم هایش دانسته است.
اما حالا متوجه می شود که بخشی از زندگی اش حاصل انتخاب های خودش نیز بوده است.
این آگاهی ممکن است ابتدا اضطراب را افزایش دهد، اما در ادامه می تواند به احساس قدرت و مسئولیت بیشتری منجر شود.
۳۹. روان شناسی اگزیستانسیال در یک جمله
اگر بخواهیم تمام این مقاله را در یک جمله خلاصه کنیم:
روان شناسی اگزیستانسیال تلاش می کند انسان را در مواجهه با آزادی، مسئولیت، مرگ، تنهایی، معنا و انتخاب هایش بفهمد و به او کمک کند آگاهانه تر و اصیل تر زندگی کند.
۴۰. جمع بندی نهایی
روان شناسی اگزیستانسیال برخلاف تصور رایج، صرفا درباره «مرگ و پوچی» نیست.
در واقع، این رویکرد درباره زندگی کردن آگاهانه در جهانی است که محدود، نامطمئن و بدون تضمین است.
انسان می داند که می میرد، اما هنوز باید زندگی کند.
می داند که آزادی دارد، اما آزادی مسئولیت می آورد.
می داند که هیچ کس نمی تواند کاملا جای او زندگی کند، اما همچنان به رابطه و عشق نیاز دارد.
می داند که جهان ممکن است معنای آماده ای به او ندهد، اما می تواند برای زندگی خود معنا ایجاد کند.
از این منظر، روان شناسی اگزیستانسیال نه تلاشی برای فرار از دشواری های زندگی، بلکه تلاشی برای روبه رو شدن آگاهانه با آنها است.
هدف نهایی الزاما این نیست که انسان هیچ اضطرابی نداشته باشد، هرگز رنج نکشد یا همیشه خوشحال باشد.
هدف می تواند این باشد که فرد بتواند با آگاهی بیشتر از انتخاب های خود، ارزش هایش و محدودیت های وجودی زندگی کند و تا حد امکان صاحب زندگی خویش باشد.
به همین دلیل، پرسش نهایی روان شناسی اگزیستانسیال شاید این نباشد که:
«چگونه می توانم از همه مشکلات زندگی خلاص شوم؟»
بلکه:
«با همین زندگی که در اختیار من قرار گرفته، چگونه می خواهم زندگی کنم؟»
منابع پیشنهادی برای مطالعه دانشگاهی
توجه زیادی دارد.
بلکه ممکن است بپرسد:
۳۰. مفهوم انتخاب
انتخاب یکی از پایه های تفکر اگزیستانسیال است.
زندگی انسان مجموعه ای از انتخاب هاست:
- انتخاب شغل
- انتخاب رابطه
- انتخاب سبک زندگی
- انتخاب ارزش ها
- انتخاب واکنش
- انتخاب اینکه چه چیزی را دنبال کند
اما نکته ظریف این است که انتخاب همیشه به معنای اختیار کامل نیست.
در مقابل، زندگی اصیل به معنای توجه آگاهانه به ارزش ها و مسئولیت انتخاب هاست.
اصالت به معنای خودخواهی نیست.
فرد اصیل همچنان باید پیامدهای انتخاب خود بر دیگران را در نظر بگیرد.
«وقتی نمی توانم رنج را حذف کنم، چگونه با آن زندگی کنم؟»
اینجا اندیشه فرانکل اهمیت زیادی پیدا می کند.
البته رویکرد اگزیستانسیال نباید به این برداشت ساده انگارانه منجر شود که «هر رنجی حتما معنایی دارد».
گاهی رنج صرفا رنج است.
از مهم ترین نقاط قوت این رویکرد می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- توجه به کل انسان
- توجه به معنا و ارزش ها
- احترام به آزادی فرد
- توجه به مسئولیت
- توجه به مرگ و فقدان
- توجه به تجربه زیسته
- اهمیت دادن به رابطه انسانی
- پرهیز از تقلیل انسان به مجموعه ای از علائم
- امکان استفاده در بحران های زندگی
- قابلیت ترکیب با سایر رویکردهای درمانی
۳۴. محدودیت ها و نقدها
۱. دشواری عملیاتی کردن مفاهیم
- Yalom, I. D. (1980). Existential Psychotherapy. Basic Books. این اثر یکی از مهم ترین منابع کلاسیک برای شناخت ساختار روان درمانی اگزیستانسیال و چهار دغدغه بنیادی یالوم است. Yalom.com
- Frankl, V. E. Man's Search for Meaning.
- May, R. The Discovery of Being.
- May, R. The Meaning of Anxiety.
- Schneider, K. J., & Krug, O. T. Existential-Humanistic Therapy. APA این اثر را در قالب یک معرفی جامع از مبانی نظری، تاریخ، فرایند درمان و کاربردهای درمان اگزیستانسیال انسان گرایانه معرفی می کند. APA
- APA Handbook of Humanistic and Existential Psychology؛ منبعی دانشگاهی و جامع درباره تاریخ، نظریه، پژوهش و کاربردهای بالینی و اجتماعی این حوزه. go.apa.org