از قانون تا روان؛ جمع بندی یک مسیر

سلسله یادداشت های نفقه | یادداشت نوزدهم
از قانون تا روان؛ جمع بندی یک مسیر
مقدمه
در هجده یادداشت پیشین، از نفقه گفتیم. از نفقه ی زن. از نفقه ی مرد. از نفقه ی فرزند. از نفقه ی قانون. گفتیم که نفقه فقط پول نیست. محبت است. احترام است. دیده شدن است. گفتیم که قانون می گوید «باید». ولی روان می گوید «نمی توانم». گفتیم که زندان، مشکل را حلنمی کند. و گفتیم که عدالت ترمیمی، پل است. پلی میان قانون و روان. و حالا، در این یادداشت آخر، می خواهیم جمع بندی کنیم. مسیر را مرورکنیم. و آینده را ببینیم.
مرور مسیر
مسیر اول: نفقه ی زن
- از مهریه گفتیم. از حق مالی تا مسئله ی روانی.
- از نفقه گفتیم. از باید قانونی تا نمی توانم روانی.
- از نان و پوشاک گفتیم. و گفتیم که نفقه، فقط این نیست.
- از نفقه ی اخلاقی گفتیم. از توقعی که یک طرفه می ماند.
مسیر دوم: نفقه ی مرد
- از سکوت مرد گفتیم. از زبانی که ترجمه نمی شود.
- از ترس مرد گفتیم. از زندانی که مردانگی ساخته.
- از تنهایی مرد گفتیم. از فریادی که کسی نمی شنود.
- از خشم مرد گفتیم. از فریاد ترس.
- از بخشش مرد گفتیم. از قدرتی که رها می کند.
مسیر سوم: نفقه ی فرزند
- از نفقه ی فرزند گفتیم. از حقی که در دعوا گم می شود.
- از پاره شدن فرزند گفتیم. از دو حق که تقسیم نمی شود.
- از سکوت فرزند گفتیم. از فریادی که شنیده نمی شود.
- از زخم های کودکی گفتیم. از زخم هایی که با او بزرگ می شوند.
- از بخشش فرزند گفتیم. از آزادی از زندان گذشته.
مسیر چهارم: نفقه ی قانون
- از نفقه ی قانونی گفتیم. از شکاف بین قانون و اجرا.
- از زندان گفتیم. از مجازاتی که ترمیم نیست.
- از عدالت ترمیمی گفتیم. از پلی میان حقوق و روان.
جمع بندی؛ از قانون تا روان
نفقه، فقطیک مفهوم حقوقی نیست. یک مفهوم انسانی است. نفقه، حقاست. ولی حق، بدون احساس، کاغذ است. قانون، بدون روان، زنداناست. و روان، بدون قانون، هرج ومرج. و عدالت ترمیمی، پل است. پلی میان این دو.
عدالت ترمیمی، جایگزینقانون نیست. مکمل آن است. قانون، چارچوب است. عدالت ترمیمی، روح آن. و ما، درمانگران، حقوقدانان، انسان ها، پل هستیم. پلی میان باید و نمی توانم. پلی میان حق و احساس. پلی میان قانون و زندگی.
آینده؛ از این جا به کجا؟
این مسیر، تمام نشده. شروع شده. نفقه، فقط یک بهانهبود. بهانه ای برای گفتن از رابطه. از خانواده. از زن. از مرد. از فرزند. از قانون. از روان. و این گفتن، ادامه دارد. موضوعات دیگری هست. خشونت. خیانت. طلاق. حضانت. ازدواج. عشق. سوگ. تنهایی. و ما، تازه شروع کرده ایم.
نتیجه گیری
از قانونتا روان، راهی طولانی است. راهی سنگلاخ. راهی پر از زخم. ولی راهی است که باید رفت. چون قانون بدون روان، کاغذاست. و روان بدون قانون، هرج ومرج. و ما، پل هستیم. پلی میان این دو. و پل، شروع است. نه پایان. پس بیایید از این جا شروع کنیم. از جمع بندی. از مرور. از آینده. از ادامه. چون مسیر، ادامه دارد. و ما، ادامه هستیم.
«قانون بدون روان، کاغذ است. و ما، پل هستیم. پلی میان این دو».
🆔 شناسه کانال بله: https://ble.ir/nikbakhtir