رامین منصف کسمائی
وکیل کانون وکلا دادگستری گیلان ،پژوهشگر روانشناسی حوزه جرم، حقوق پزشکی ، حقوق بینالملل و در آخر دانش آموز
64 یادداشت منتشر شدهرویکرد نظام دادرسی انگلستان در واکنش به دعوی و دفاع واهی و مقایسه با قانون ایران

چکیده
دعوای واهی و دفاع واهی از مهم ترین مصادیق سوءاستفاده از حق دادخواهی و از عوامل موثر در اطاله دادرسی، افزایش هزینه های قضایی و تضعیف کارآمدی نظام عدالت مدنی محسوب می شوند. مسئله اساسی آن است که نظام دادرسی چگونه می تواند از یک سو حق بنیادین اشخاص برای دسترسی به دادگستری را تضمین کند و از سوی دیگر مانع استفاده نامشروع از فرایند قضایی برای ایذاء، تاخیر، تحمیل هزینه یا فرسایش طرف مقابل شود.
پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد تطبیقی، واکنش نظام دادرسی مدنی انگلستان و ایران را نسبت به دعاوی و دفاعیات واهی بررسی می کند. در حقوق انگلستان، مقابله با رفتارهای واهی در قالب یک قاعده منفرد صورت نمی گیرد، بلکه مجموعه ای از نهادها از جمله Overriding Objective (هدف برتر)، Active Case Management (مدیریت فعال پرونده)، Strike Out (حذف سند دادرسی)، Summary Judgment (حکم اجمالی)، Statement of Truth (اظهار حقیقت)، Costs Sanctions (ضمانت اجراهای هزینه ای) و در موارد خاص Contempt of Court (نقض اقتدار دادگاه) در یک نظام هماهنگ عمل می کنند. قواعد آیین دادرسی مدنی انگلستان به دادگاه اجازه می دهند در مواردی که سند دادرسی فاقد مبنای معقول برای طرح یا دفاع از دعواست یا سوءاستفاده از فرایند دادگاه محسوب می شود، آن را حذف کند.
در حقوق ایران، مهم ترین مبانی قانونی مقابله با دعوای واهی در ماده ۱۰۹ قانون آیین دادرسی مدنی و مقررات مربوط به خسارات دادرسی، به ویژه مواد ۵۱۵ و ۵۱۹، قابل مشاهده است. تبصره ماده ۱۰۹ در صورتی که دادگاه احراز کند هدف از اقامه دعوا تاخیر در انجام تعهد، ایذاء طرف یا غرض ورزی بوده است، محکومیت خواهان به پرداخت سه برابر هزینه دادرسی به نفع دولت را مقرر کرده است.
یافته اصلی پژوهش آن است که تفاوت بنیادین دو نظام، بیش از آنکه در میزان شدت ضمانت اجراها باشد، در زمان مداخله و ساختار پاسخ قضایی نهفته است. نظام انگلستان تلاش می کند پیش از آنکه دعوا یا دفاع واهی هزینه قابل توجهی بر نظام قضایی و طرف مقابل تحمیل کند، آن را شناسایی و در صورت احراز شرایط، حذف کند؛ در حالی که حقوق ایران عمدتا از الگوی جبرانی و ضمانت اجرای پسینی استفاده می کند. از دیدگاه نگارنده، اقتباس سنجیده از الگوی انگلیسی، به ویژه در زمینه رسیدگی اجمالی، اظهار حقیقت، مدیریت فعال پرونده و کنترل دفاعیات فاقد مبنای معقول، می تواند به ارتقای کارآمدی دادرسی مدنی ایران کمک کند؛ مشروط بر آنکه این اصلاحات موجب محدود شدن حق دادخواهی مشروع نشود.
واژگان کلیدی: دعوای واهی، دفاع واهی، سوءاستفاده از فرایند دادرسی، آیین دادرسی مدنی انگلستان، آیین دادرسی مدنی ایران، حذف سند دادرسی، حکم اجمالی، اظهار حقیقت، هزینه های دادرسی.
۱. مقدمه
حق دادخواهی یکی از ارکان بنیادین نظام عدالت است. هیچ نظام حقوقی کارآمدی نمی تواند از اشخاص انتظار داشته باشد که در برابر نقض حقوق خود سکوت کنند. با این حال، حق مراجعه به دادگاه نمی تواند به معنای آزادی نامحدود برای استفاده از فرایند قضایی باشد.
در یک نظام دادرسی کارآمد باید میان دو ملاحظه تعادل برقرار شود:
نخست، حق دسترسی به عدالت؛
و
دوم، ضرورت جلوگیری از سوءاستفاده از عدالت.
این مسئله در جایی آشکارتر می شود که شخص دعوایی را مطرح یا دفاعی را ارائه می کند که فاقد مبنای معقول است و هدف واقعی آن نه حل اختلاف، بلکه تاخیر در رسیدگی، تحمیل هزینه، فشار بر طرف مقابل یا فرسایش توان مالی و روانی اوست.
در ادبیات حقوقی انگلستان، اصطلاحات متعددی برای توصیف این وضعیت وجود دارد؛ از جمله:
- Frivolous Claim — دعوای واهی یا بی اساس
- Frivolous Defence — دفاع واهی یا بی اساس
- Vexatious Proceedings — دادرسی ایذایی
- Abuse of Process — سوءاستفاده از فرایند دادرسی
- Groundless Claim — دعوای فاقد مبنا
- Totally Without Merit — دعوا یا درخواست کاملا فاقد وجاهت
این مفاهیم اگرچه با یکدیگر ارتباط دارند، اما مترادف کامل نیستند.
از این رو، یکی از فرض های اساسی این پژوهش آن است که صرف شکست یک دعوا به معنای واهی بودن آن نیست. ممکن است دعوایی از نظر حقوقی دشوار، نوآورانه یا مبتنی بر تفسیر جدید از قانون باشد و نهایتا نیز رد شود؛ اما همین امر به تنهایی نمی تواند مبنای اعمال ضمانت اجرای دعوای واهی قرار گیرد.
این تمایز در حقوق انگلستان نیز اهمیت دارد و در حقوق ایران از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ زیرا هرگونه توسعه ضمانت اجراهای دعوای واهی باید با حق دادخواهی مشروع سازگار باشد.
۲. بیان مسئله
یکی از مشکلات نظام های دادرسی، تشخیص مرز میان دعوی ناموفق و دعوی واهی است.
فرض کنیم خواهان ادعا می کند قراردادی میان او و خوانده منعقد شده است. دادگاه پس از رسیدگی به این نتیجه می رسد که قرارداد وجود نداشته است. آیا این دعوا واهی است؟
پاسخ لزوما منفی است.
اگر خواهان بر اساس اسناد و اطلاعاتی که در اختیار داشته، به طور معقول تصور می کرده که قرارداد وجود دارد، شکست او در اثبات دعوا الزاما به معنای سوءاستفاده از فرایند قضایی نیست.
اما اگر خواهان می دانسته قراردادی وجود ندارد و صرفا برای مجبور کردن خوانده به پرداخت وجه یا تحمیل هزینه، دعوا را مطرح کرده باشد، وضعیت متفاوت است.
همین تمایز در مورد دفاع نیز وجود دارد.
دفاعی که پذیرفته نمی شود، الزاما دفاع واهی نیست.
ممکن است خوانده تفسیر حقوقی متفاوتی ارائه کند که دادگاه آن را نپذیرد. اما اگر خوانده واقعیتی را که خود می داند خلاف واقع است، عمدا در دفاعیه مطرح کند، یا دفاعی را صرفا برای تاخیر در رسیدگی ارائه دهد، مسئله وارد قلمرو سوءاستفاده از فرایند دادرسی می شود.
از این منظر، پرسش اصلی مقاله چنین است:
نظام دادرسی انگلستان چگونه میان حق دفاع مشروع و دفاع واهی تفکیک می کند و چه سازوکارهایی برای مقابله با دفاع و دعوای واهی در اختیار دادگاه قرار داده است؟
پرسش دوم آن است:
آیا سازوکارهای موجود در حقوق ایران، به ویژه مواد ۱۰۹، ۵۱۵ و ۵۱۹ قانون آیین دادرسی مدنی، ظرفیت مقابله موثر با دعوا و دفاع واهی را دارند؟
و پرسش سوم:
کدام بخش از تجربه انگلستان می تواند با حفظ مبانی حقوقی ایران، در نظام دادرسی مدنی کشور مورد استفاده قرار گیرد؟
۳. فرضیه پژوهش
فرضیه اصلی پژوهش این است که:
نظام انگلستان در مقایسه با حقوق ایران، رویکردی پیشگیرانه تر، مدیریتی تر و مرحله ای تر در قبال دعوا و دفاع واهی دارد؛ در حالی که حقوق ایران عمدتا بر ضمانت اجراهای جبرانی و پسینی متمرکز است.
فرضیه دوم آن است که:
خلا اصلی حقوق ایران، فقدان اصل مقابله با دعوای واهی نیست؛ بلکه فقدان یک نظام منسجم برای تعریف، تشخیص، حذف زودهنگام و ضمانت اجرای دعوا و دفاع واهی است.
۴. روش تحقیق
روش این پژوهش، توصیفی تحلیلی و تطبیقی است.
در بخش حقوق انگلستان، قواعد Civil Procedure Rules 1998 (CPR)، رویه قضایی و مقررات رسمی مورد بررسی قرار گرفته اند. قواعد CPR همچنان چارچوب اصلی آیین دادرسی مدنی در انگلستان و ولز را تشکیل می دهند.
در بخش حقوق ایران نیز قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی، به ویژه مواد ۱۰۹، ۵۱۵ و ۵۱۹، مبنای تحلیل قرار گرفته اند.
روش تطبیقی پژوهش بر اساس functional comparison — مقایسه کارکردی است؛ یعنی صرفا متن دو قانون با یکدیگر مقایسه نمی شود، بلکه بررسی می شود هر نظام حقوقی برای حل مسئله مشترک «سوءاستفاده از فرایند دادرسی» چه ابزارهایی در اختیار دادگاه قرار می دهد.
۵. مفهوم دعوای واهی در حقوق انگلستان ۵۱. Frivolous Claim — دعوای واهی
اصطلاح Frivolous Claim را می توان در فارسی «دعوای واهی»، «دعوی بی اساس» یا در برخی زمینه ها «دعوی عبث» ترجمه کرد.
اما در حقوق انگلستان نباید این اصطلاح را صرفا با دعوایی که نتیجه مطلوب خواهان را به همراه نداشته است، یکی دانست.
یکی از مهم ترین معیارهای عملی در این حوزه، مفهوم:
No Reasonable Grounds — فقدان مبنای معقول
است.
CPR 3.4 مقرر می کند که دادگاه می تواند statement of case را حذف کند، در صورتی که این سند «هیچ مبنای معقولی برای طرح یا دفاع از دعوا» ارائه نکند.
متن انگلیسی قاعده چنین است:
“the statement of case discloses no reasonable grounds for bringing or defending the claim”
ترجمه:
«سند دادرسی هیچ مبنای معقولی برای طرح یا دفاع از دعوا ارائه نمی کند.»
این عبارت از نظر تطبیقی بسیار مهم است؛ زیرا قانون گذار انگلیسی از یک سو از اصطلاح «دعوای شکست خورده» استفاده نکرده و از سوی دیگر صرفا سوءنیت را معیار قرار نداده است.
معیار، معقول بودن مبنای طرح یا دفاع است.
۶. دفاع واهی در حقوق انگلستان ۶۱. Frivolous Defence — دفاع واهی
یکی از نقاط مهم در حقوق انگلستان این است که قواعد مربوط به statement of case فقط ناظر به خواهان نیست.
CPR 3.4 صراحتا از:
“bringing or defending the claim”
سخن می گوید.
ترجمه:
«طرح یا دفاع از دعوا.»
بنابراین اگر دفاع خوانده فاقد مبنای معقول باشد، دادگاه می تواند آن را در چارچوب قواعد strike out مورد توجه قرار دهد.
این وضعیت در مقایسه با حقوق ایران اهمیت ویژه ای دارد.
در حقوق ایران، ماده ۱۰۹ عمدتا با اقامه دعوا از سوی خواهان ارتباط دارد و مقررات آن به صورت صریح و مستقل نهادی به نام «دفاع واهی» ایجاد نکرده اند.
در نتیجه، می توان گفت:
در حقوق انگلستان، دفاع واهی در دل ساختار عمومی «statement of case» قرار گرفته است؛ اما در حقوق ایران، مقابله با دفاع واهی عمدتا از طریق قواعد عام و پراکنده امکان پذیر است.
۷. Overriding Objective — هدف برتر آیین دادرسی
نقطه آغاز فهم رویکرد انگلستان، Overriding Objective — هدف برتر است.
CPR 1.1 مقرر می کند:
“These Rules are a procedural code with the overriding objective of enabling the court to deal with cases justly and at proportionate cost.”
ترجمه:
«این قواعد یک نظام آیین دادرسی هستند که هدف برتر آنها فراهم کردن امکان رسیدگی عادلانه به پرونده ها با هزینه ای متناسب است.» UK Justice
این قاعده از چند جهت اهمیت دارد.
عدالت در این نظام فقط به معنای «صدور رای صحیح» نیست، بلکه شامل:
- برابری طرفین؛
- صرفه جویی در هزینه؛
- تناسب رسیدگی با مبلغ مورد اختلاف؛
- تناسب با اهمیت پرونده؛
- تناسب با پیچیدگی موضوع؛
- سرعت در رسیدگی؛
- تخصیص مناسب منابع قضایی؛
- استفاده از روش های جایگزین حل اختلاف؛
- و اجرای قواعد و دستورات دادگاه
است.
بنابراین، می توان گفت کارآمدی دادرسی بخشی از مفهوم عدالت در آیین دادرسی انگلستان است.
این نکته در بحث دعوای واهی بسیار مهم است؛ زیرا دعوای بی اساس نه تنها به طرف مقابل آسیب می زند، بلکه منابع عمومی دادگستری را نیز مصرف می کند.
۸. Active Case Management — مدیریت فعال پرونده
CPR 1.4 مقرر می کند:
“The court must further the overriding objective by actively managing cases.”
ترجمه:
«دادگاه باید با مدیریت فعال پرونده ها، هدف برتر آیین دادرسی را محقق کند.» UK Justice
این اصل یکی از مهم ترین تفاوت های فلسفه آیین دادرسی انگلستان با الگوی سنتی دادرسی است.
دادگاه صرفا منتظر نیست که طرفین هر آنچه می خواهند مطرح کنند و سپس در پایان رسیدگی تصمیم بگیرد.
در CPR 3.1، اختیارهای مدیریتی گسترده ای برای دادگاه پیش بینی شده است؛ از جمله جدا کردن مسائل، تعیین ترتیب رسیدگی، حذف یک موضوع از رسیدگی، صدور حکم بر مبنای موضوع مقدماتی، الزام به ارائه بودجه هزینه ها و حتی دستور استفاده از روش های جایگزین حل اختلاف.
بنابراین، Case Management — مدیریت پرونده در انگلستان خود یک ابزار کنترل دعوای واهی است.
اگر دادگاه در همان مراحل ابتدایی تشخیص دهد یک دفاع صرفا باعث پیچیده شدن غیرضروری پرونده شده است، می تواند در چارچوب اختیارات مدیریتی خود واکنش نشان دهد.
۹. Strike Out — حذف سند دادرسی ۹۱. مفهوم
یکی از مهم ترین ابزارهای نظام انگلستان Strike Out است.
Strike Out — حذف یا کنار گذاشتن سند دادرسی
مطابق CPR 3.4:
“The court may strike out a statement of case if it appears to the court that the statement of case discloses no reasonable grounds for bringing or defending the claim.”
ترجمه:
«دادگاه می تواند سند دادرسی را حذف کند، هرگاه به نظر دادگاه برسد که سند مذکور هیچ مبنای معقولی برای طرح یا دفاع از دعوا ارائه نمی کند.» UK Justice
همچنین strike out در مواردی امکان پذیر است که:
“the statement of case is an abuse of the court’s process”
یعنی:
«سند دادرسی سوءاستفاده از فرایند دادگاه باشد.»
این مقرره از نظر تطبیقی اهمیت فوق العاده ای دارد؛ زیرا دو وضعیت متفاوت را در کنار هم قرار می دهد:
فقدان مبنای معقول
و
سوءاستفاده از فرایند دادرسی.
بنابراین ممکن است یک دفاع بدون آنکه الزاما متقلبانه باشد، به دلیل فقدان مبنای معقول حذف شود؛ در حالی که در موارد شدیدتر، رفتار ممکن است واجد وصف سوءاستفاده از فرایند نیز باشد.
۱۰. «دفاع ناموفق» با «دفاع واهی» یکی نیست
این تمایز باید در هر اصلاح قانونی در ایران نیز حفظ شود.
فرض کنیم خوانده ادعا می کند:
«قرارداد باطل است.»
دادگاه پس از بررسی به این نتیجه می رسد که قرارداد صحیح است.
این امر به خودی خود دفاع واهی نیست.
اما اگر خوانده هیچ مبنای حقوقی یا واقعی برای ادعای بطلان نداشته باشد و صرفا برای جلوگیری از صدور رای یا ایجاد تاخیر این دفاع را مطرح کرده باشد، موضوع متفاوت است.
بنابراین از دیدگاه نگارنده، سه وضعیت باید از یکدیگر تفکیک شوند:
وضعیت نخست: دفاع ناموفق
Unsuccessful Defence — دفاع ناموفق
دفاعی که دادگاه آن را نمی پذیرد.
وضعیت دوم: دفاع فاقد مبنای معقول
Defence with No Reasonable Grounds — دفاع فاقد مبنای معقول
دفاعی که از اساس مبنای حقوقی یا واقعی قابل اتکایی ندارد.
وضعیت سوم: دفاع سوءاستفاده آمیز
Abusive Defence — دفاع سوءاستفاده آمیز
دفاعی که هدف اصلی آن استفاده نامشروع از فرایند قضایی، ایجاد تاخیر یا تحمیل هزینه است.
این تفکیک باید در حقوق ایران نیز مبنای قانون گذاری قرار گیرد.
۱۱. Abuse of Process — سوءاستفاده از فرایند دادرسی
مفهوم Abuse of Process یکی از مفاهیم مهم حقوق انگلستان است.
منظور از آن، استفاده از سازوکار قضایی برای هدفی است که با کارکرد مشروع فرایند قضایی ناسازگار است.
در رای مشهور:
Attorney General v Barker [2000] EWHC 453 (Admin)
دادگاه عالی انگلستان به مفهوم دادرسی ایذایی پرداخت. این رای از منابع مهم در تبیین معیارهای vexatious proceedings محسوب می شود. Bailii
در این حوزه باید میان دو مفهوم تمایز گذاشت:
Lack of Merit — فقدان شایستگی یا مبنای حقوقی کافی
و
Abuse of Process — سوءاستفاده از فرایند.
هر دعوای ضعیفی الزاما سوءاستفاده نیست.
اما ممکن است دعوایی از نظر شکلی قابل طرح باشد، ولی نحوه استفاده از آن از فرایند قضایی سوءاستفاده کند.
این تمایز از دیدگاه نظری بسیار مهم است.
۱۲. Vexatious Proceedings — دادرسی ایذایی
Vexatious Proceedings — دادرسی ایذایی
در ادبیات حقوقی انگلستان به وضعیتی اشاره دارد که شخص به صورت مکرر یا ناموجه از دادگاه استفاده می کند و این رفتار موجب آزار طرف مقابل یا اتلاف منابع قضایی می شود.
در رای Attorney General v Barker، دادگاه معیارهایی را برای تشخیص رفتار ایذایی بررسی کرد. اهمیت این رای در آن است که «واهی بودن» را نمی توان صرفا از نتیجه نهایی پرونده استنباط کرد؛ بلکه باید ماهیت و نحوه استفاده شخص از فرایند قضایی مورد توجه قرار گیرد.
از دیدگاه نگارنده، این رویکرد برای حقوق ایران نیز آموزنده است؛ زیرا گاهی ممکن است شخص چند دعوای جداگانه، از نظر شکلی قابل استماع، مطرح کند اما مجموع رفتار او نشان دهد که هدف واقعی، حل اختلاف نیست.
در چنین وضعی، نگاه صرفا پرونده محور کافی نیست و باید به الگوی رفتاری شخص توجه کرد.
۱۳. Summary Judgment — حکم اجمالی
یکی دیگر از مهم ترین ابزارهای حقوق انگلستان Summary Judgment — حکم اجمالی است.
این نهاد اجازه می دهد در موارد مناسب، بدون انجام محاکمه کامل، نسبت به دعوا یا موضوعی از آن تصمیم گرفته شود.
معیار اصلی این است که یک طرف:
“has no real prospect of succeeding”
یعنی:
«چشم انداز واقعی برای موفقیت ندارد.»
و همچنین دلیل قانع کننده ای برای برگزاری محاکمه کامل وجود نداشته باشد.
این نهاد از منظر سیاست قضایی بسیار مهم است.
فرض کنید دفاع خوانده به گونه ای است که حتی اگر تمام واقعیات ادعایی او پذیرفته شود، باز هم از نظر حقوقی نمی تواند به نتیجه برسد.
آیا منطقی است که دادگاه ماه ها یا سال ها برای بررسی تمام ادله، کارشناسی ها و جلسات دادرسی وقت صرف کند؟
نظام انگلیسی در چنین شرایطی امکان Summary Judgment را پیش بینی کرده است.
از دیدگاه نگارنده، این نهاد یکی از مهم ترین تجربیاتی است که می تواند در اصلاح آیین دادرسی مدنی ایران مورد مطالعه قرار گیرد.
۱۴. Statement of Truth — اظهار حقیقت
یکی از ویژگی های مهم آیین دادرسی انگلستان، الزام به Statement of Truth — اظهار حقیقت است.
CPR Part 22 به این نهاد اختصاص دارد. UK Justice
فلسفه آن روشن است:
شخصی که سند دادرسی را تایید می کند، باید مسئولیت محتوای واقعی آن را بپذیرد.
این امر میان دو موضوع تفاوت ایجاد می کند:
Legal Argument — استدلال حقوقی
و
Statement of Fact — ادعای واقعی.
ممکن است شخص در تفسیر قانون اشتباه کند؛ این امر لزوما نقض صداقت نیست.
اما اگر شخص واقعیتی را که می داند خلاف واقع است، به عنوان حقیقت در سند قضایی اعلام کند، موضوع می تواند ضمانت اجرای شدیدتری پیدا کند.
این نهاد در واقع یک فرهنگ مسئولیت پذیری آیینی ایجاد می کند.
۱۵. False Statements — اظهارات خلاف واقع
در نظام انگلیسی، ارائه اطلاعات خلاف واقع در اسناد قضایی در شرایط مقرر می تواند با Contempt of Court — نقض اقتدار دادگاه ارتباط پیدا کند.
بنابراین، دادرسی صرفا محل ارائه هر ادعایی نیست؛ بلکه اصحاب دعوا نسبت به صحت واقعیات ادعایی خود مسئولیت دارند.
این نکته برای حقوق ایران اهمیت ویژه دارد.
در نظام ایران، مقررات مختلفی در قوانین کیفری و آیین دادرسی درباره شهادت کذب، ادعای خلاف واقع و رفتارهای متقلبانه وجود دارد، اما یک نظام عام و منسجم مشابه Statement of Truth در اسناد دادرسی مدنی وجود ندارد.
به نظر نگارنده، ایجاد چنین نهادی در حقوق ایران می تواند بدون آنکه حق دفاع را محدود کند، سطح مسئولیت پذیری اصحاب دعوا را افزایش دهد.
۱۶. Costs Sanctions — ضمانت اجراهای هزینه ای
یکی دیگر از ستون های نظام انگلستان، نقش هزینه های دادرسی است.
Costs — هزینه های دادرسی
در این نظام صرفا ابزار جبران نیستند؛ بلکه می توانند ابزار تنظیم رفتار اصحاب دعوا باشند.
CPR Part 44 چارچوب عمومی تصمیم گیری درباره هزینه ها را تنظیم می کند.
دادگاه هنگام تصمیم گیری درباره هزینه ها می تواند رفتار طرفین را مورد توجه قرار دهد.
این امر باعث می شود شخص بداند که رفتار نامعقول، غیرضروری یا سوءاستفاده آمیز ممکن است پیامد مالی مستقیم داشته باشد.
از این منظر، هزینه های دادرسی در انگلستان سه کارکرد دارند:
“The court must further the overriding objective by actively managing cases.”
در CPR 3.1، اختیارهای مدیریتی گسترده ای برای دادگاه پیش بینی شده است؛ از جمله جدا کردن مسائل، تعیین ترتیب رسیدگی، حذف یک موضوع از رسیدگی، صدور حکم بر مبنای موضوع مقدماتی، الزام به ارائه بودجه هزینه ها و حتی دستور استفاده از روش های جایگزین حل اختلاف.
بنابراین، Case Management — مدیریت پرونده در انگلستان خود یک ابزار کنترل دعوای واهی است.
۹. Strike Out — حذف سند دادرسی ۹۱. مفهوم
“The court may strike out a statement of case if it appears to the court that the statement of case discloses no reasonable grounds for bringing or defending the claim.”
«دادگاه می تواند سند دادرسی را حذف کند، هرگاه به نظر دادگاه برسد که سند مذکور هیچ مبنای معقولی برای طرح یا دفاع از دعوا ارائه نمی کند.» UK Justice
همچنین strike out در مواردی امکان پذیر است که:
“the statement of case is an abuse of the court’s process”
«سند دادرسی سوءاستفاده از فرایند دادگاه باشد.»
۱۰. «دفاع ناموفق» با «دفاع واهی» یکی نیست
«قرارداد باطل است.»
دادگاه پس از بررسی به این نتیجه می رسد که قرارداد صحیح است.
این امر به خودی خود دفاع واهی نیست.
بنابراین از دیدگاه نگارنده، سه وضعیت باید از یکدیگر تفکیک شوند:
وضعیت نخست: دفاع ناموفق
وضعیت دوم: دفاع فاقد مبنای معقول
Defence with No Reasonable Grounds — دفاع فاقد مبنای معقول
وضعیت سوم: دفاع سوءاستفاده آمیز
Abusive Defence — دفاع سوءاستفاده آمیز
دفاعی که هدف اصلی آن استفاده نامشروع از فرایند قضایی، ایجاد تاخیر یا تحمیل هزینه است.
۱۱. Abuse of Process — سوءاستفاده از فرایند دادرسی
در این حوزه باید میان دو مفهوم تمایز گذاشت:
Lack of Merit — فقدان شایستگی یا مبنای حقوقی کافی
Abuse of Process — سوءاستفاده از فرایند.
اما ممکن است دعوایی از نظر شکلی قابل طرح باشد، ولی نحوه استفاده از آن از فرایند قضایی سوءاستفاده کند.
۱۲. Vexatious Proceedings — دادرسی ایذایی
Vexatious Proceedings — دادرسی ایذایی
از دیدگاه نگارنده، این رویکرد برای حقوق ایران نیز آموزنده است؛ زیرا گاهی ممکن است شخص چند دعوای جداگانه، از نظر شکلی قابل استماع، مطرح کند اما مجموع رفتار او نشان دهد که هدف واقعی، حل اختلاف نیست.
در چنین وضعی، نگاه صرفا پرونده محور کافی نیست و باید به الگوی رفتاری شخص توجه کرد.
۱۳. Summary Judgment — حکم اجمالی
معیار اصلی این است که یک طرف:
“has no real prospect of succeeding”
«چشم انداز واقعی برای موفقیت ندارد.»
و همچنین دلیل قانع کننده ای برای برگزاری محاکمه کامل وجود نداشته باشد.
این نهاد از منظر سیاست قضایی بسیار مهم است.
از دیدگاه نگارنده، این نهاد یکی از مهم ترین تجربیاتی است کهده می تواند برای هزینه دادرسی و حق الوکاله احتمالی خود از دادگاه تقاضای تامین کند. دادگاه در صورت موجه دانستن درخواست، قرار تامین صادر می کند و در صورت عدم تامین می تواند در اصلاح آیین دادرسی مدنی ایران مورد مطالعه قرار گیرد.
۱۴. Statement of Truth — اظهار حقیقت
یکی از ویژگی های مهم آیین دادرسی انگلستان، الزام به Statement of Truth — اظهار حقیقت است.
CPR Part 22 به این نهاد اختصاص دارد.
و
۱۵. False Statements — اظهارات خلاف واقع
در نظام انگلیسی، ارائه اطلاعات خلاف واقع در اسناد قضایی در شرایط مقرر می تواند با Contempt of Court — نقض اقتدار دادگاه ارتباط پیدا کند.
بنابراین، دادرسی صرفا محل ارائه هر ادعایی نیست؛ بلکه اصحاب دعوا نسبت به صحت واقعیات ادعایی خود مسئولیت دارند.
۱۶. Costs Sanctions — ضمانت اجراهای هزینه ای
- Compensatory Function — کارکرد جبرانی
- Regulatory Function — کارکرد تنظیمی
- Deterrent Function — کارکرد بازدارنده
این سه کارکرد در حقوق ایران به یک اندازه توسعه نیافته اند.
۱۷. دعوای واهی در حقوق ایران
مهم ترین مقرره قانونی ایران در این زمینه، ماده ۱۰۹ قانون آیین دادرسی مدنی است.
بر اساس این ماده، خوانده می تواند برای هزینه دادرسی و حق الوکاله احتمالی خود از دادگاه تقاضای تامین کند. دادگاه در صورت موجه دانستن درخواست، قرار تامین صادر می کند و در صورت عدم تامین در مهلت مقرر، امکان صدور قرار رد دادخواست وجود دارد.
اما بخش مهم تر، تبصره ماده ۱۰۹ است:
«چنانچه بر دادگاه محرز شود که منظور از اقامه دعوا تاخیر در انجام تعهد یا ایذای طرف یا غرض ورزی بوده...»
در این حالت، قانون دادگاه را مکلف به محکومیت خواهان به پرداخت سه برابر هزینه دادرسی به نفع دولت کرده است.
بنابراین حقوق ایران نیز به صراحت مفهوم سوءاستفاده از فرایند دادرسی را در قالب های خاص پذیرفته است.
۱۸. نکته مهم: صرف بی حقی، دعوا را واهی نمی کند
این مسئله در رویه و نظریات حقوقی ایران نیز مورد توجه قرار گرفته است.
در نظریه مشورتی شماره 7/98/1971 اداره کل حقوقی قوه قضاییه، تصریح شده است که:
صرف محکوم شدن خواهان به بی حقی، دلیل بر واهی بودن دعوا نیست.
بلکه برای اعمال تبصره ماده ۱۰۹ باید احراز شود که هدف از اقامه دعوا، تاخیر در انجام تعهد، ایذاء طرف یا غرض ورزی بوده است.
این دیدگاه از نظر تطبیقی بسیار مهم است؛ زیرا نشان می دهد حقوق ایران نیز میان:
Unsuccessful Claim — دعوای ناموفق
و
Abusive/Frivolous Claim — دعوای سوءاستفاده آمیز یا واهی
تفاوت قائل می شود.
از این حیث، مبنای نظری دو نظام به یکدیگر نزدیک تر از آن چیزی است که در نگاه نخست به نظر می رسد.
۱۹. ماده ۵۱۵ و مسئولیت خواهان در برابر خوانده
ماده ۵۱۵ قانون آیین دادرسی مدنی مقرر می کند که خوانده می تواند خسارتی را که:
«عمدا از طرف خواهان با علم به غیرمحق بودن در دادرسی به او وارد شده»
از خواهان مطالبه کند.
این مقرره از نظر تطبیقی اهمیت زیادی دارد.
زیرا قانون ایران در اینجا تنها به شکست خواهان توجه نکرده، بلکه عنصر عمد و علم به غیرمحق بودن را مطرح کرده است.
بنابراین می توان گفت ماده ۵۱۵ در واقع یک مبنای مسئولیت برای سوءاستفاده آگاهانه از دادرسی ایجاد کرده است.
بااین حال، از دیدگاه نگارنده، این معیار ممکن است بیش از حد سختگیرانه باشد.
زیرا اثبات اینکه خواهان «علم» داشته که غیرمحق است، در عمل دشوار است.
به همین دلیل، می توان میان دو سطح مسئولیت تفکیک کرد:
سطح اول: بی احتیاطی یا رفتار نامعقول؛
سطح دوم: سوءنیت و علم به بی حقی.
برای سطح اول، ضمانت اجرای هزینه ای متناسب و برای سطح دوم، ضمانت اجرای شدیدتر قابل تصور است.
۲۰. ماده ۵۱۹ و خسارات دادرسی
ماده ۵۱۹ قانون آیین دادرسی مدنی مقرر می کند:
«خسارات دادرسی عبارتست از هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل و هزینه های دیگری که به طور مستقیم مربوط به دادرسی و برای اثبات دعوا یا دفاع لازم بوده است...»
بنابراین، حقوق ایران نیز اصل جبران هزینه های متعارف و لازم دادرسی را پذیرفته است.
اما تفاوت مهم با انگلستان در این است که در حقوق انگلستان، Costs در مواردی می تواند ابزار کنترل رفتار دادرسی باشد؛ در حالی که در حقوق ایران نقش آن بیشتر جبرانی است.
این تفاوت در فلسفه دو نظام بسیار مهم است.
۲۱. مقایسه بنیادین دو نظام
با جمع بندی مباحث پیشین می توان گفت:
موضوعانگلستانایران دعوای واهیقابل کنترل در چارچوب CPRماده ۱۰۹ و قواعد خسارت دفاع واهیصراحتا قابل کنترل در statement of caseمقرره عام و صریح ندارد فقدان مبنای معقولNo Reasonable Groundsمعیار صریح و جامع ندارد سوءاستفاده از دادرسیAbuse of Processدر قالب مقررات پراکنده حذف زودهنگامStrike Outنهاد عام مشابه ندارد حکم اجمالیSummary Judgmentنهاد عام مشابه ندارد اظهار حقیقتStatement of Truthنظام عام مشابه ندارد هزینه های دادرسیجبرانی + تنظیمیعمدتا جبرانی دعوای ایذاییVexatious Proceedingsمفهوم نزدیک وجود دارد مسئولیت ناشی از رفتار عمدیضمانت اجراهای متعددماده ۵۱۵ جریمه دعوای ایذاییمتناسب با سازوکارهای هزینه ای و سایر ضمانت اجراهاسه برابر هزینه دادرسی طبق تبصره ماده ۱۰۹
۲۲. تحلیل تطبیقی نگارنده
از دیدگاه نگارنده، مهم ترین تفاوت میان دو نظام در شدت ضمانت اجرا نیست، بلکه در معماری آیین دادرسی است.
حقوق انگلستان از یک زنجیره نسبتا منسجم استفاده می کند:
Pleading → Case Management → Strike Out/Summary Judgment → Trial → Costs
یعنی:
طرح ادعا و دفاع → مدیریت پرونده → حذف یا رسیدگی اجمالی در موارد مناسب → محاکمه → تعیین هزینه ها
در مقابل، در حقوق ایران ساختار به این انسجام نرسیده است.
قانون گذار در ماده ۱۰۹ ابزار تامین و جریمه را پیش بینی کرده و در ماده ۵۱۵ امکان مطالبه خسارت را به رسمیت شناخته است، اما یک سازوکار جامع برای غربالگری زودهنگام دعوا و دفاع واهی ایجاد نکرده است.
به نظر نگارنده، این مهم ترین خلا حقوق ایران است.
۲۳. الگوی پیشنهادی برای اصلاح حقوق ایران
به نظر می رسد اصلاح نظام حقوقی ایران باید بر چهار مرحله استوار شود:
مرحله اول: Prevention — پیشگیری
با الزام طرفین به ارائه ادعا و دفاع روشن، دقیق و مبتنی بر مبنای واقعی.
مرحله دوم: Early Screening — غربالگری زودهنگام
دادگاه بتواند دعوایی را که آشکارا فاقد مبنای معقول است، پیش از ورود کامل به فرایند رسیدگی شناسایی کند.
مرحله سوم: Strike Out / Summary Disposal — حذف یا تعیین تکلیف اجمالی
در صورت احراز شرایط، دادگاه بتواند دعوا یا دفاع فاقد چشم انداز واقعی موفقیت را بدون تحمیل تشریفات کامل دادرسی تعیین تکلیف کند.
مرحله چهارم: Compensation and Sanctions — جبران خسارت و ضمانت اجرا
در مواردی که سوءنیت، غرض ورزی یا رفتار غیرمعقول احراز شده است، هزینه ها و خسارات متناسب بر عهده شخص خاطی قرار گیرد.
این مدل از نظر نگارنده از الگوی فعلی ایران کارآمدتر است؛ زیرا هزینه را قبل از انباشته شدن کنترل می کند.
۲۴. پیشنهاد ایجاد نهاد «دفاع واهی» در قانون ایران
پیشنهاد می شود در اصلاح قانون آیین دادرسی مدنی، ماده مستقلی با عنوان:
«دفاع واهی و سوءاستفاده از فرایند دادرسی»
پیش بینی شود.
مقرره پیشنهادی می تواند به دادگاه اجازه دهد در صورتی که دفاع:
- فاقد مبنای حقوقی یا واقعی معقول باشد؛
- با اسناد قطعی و غیرقابل مناقشه پرونده تعارض آشکار داشته باشد؛
- صرفا با هدف تاخیر در رسیدگی مطرح شده باشد؛
- یا استفاده نامشروع از فرایند قضایی محسوب شود،
پس از اعطای فرصت اظهارنظر به طرف، نسبت به حذف یا بی اثر کردن آن اقدام کند.
البته باید تصریح شود:
صرف رد دفاع یا عدم پذیرش استدلال حقوقی، دلیل واهی بودن دفاع نیست.
۲۵. پیشنهاد اقتباس از Summary Judgment
از دیدگاه نگارنده، Summary Judgment — حکم اجمالی مهم ترین نهاد قابل اقتباس از حقوق انگلستان برای نظام ایران است.
در حال حاضر، یکی از مشکلات دادرسی مدنی ایران این است که حتی در پرونده هایی که نتیجه حقوقی آن از ابتدا تا حد زیادی روشن است، ممکن است فرایند رسیدگی کامل طی شود.
پیشنهاد می شود نهادی ایجاد شود که دادگاه بتواند در مواردی که:
- اختلاف واقعی درباره یک موضوع اساسی وجود ندارد؛
- ادعا یا دفاع فاقد چشم انداز واقعی موفقیت است؛
- و رسیدگی کامل موجب هزینه و تاخیر نامتناسب خواهد شد،
بدون طی تمام مراحل محاکمه نسبت به آن تصمیم بگیرد.
این نهاد باید با احتیاط طراحی شود تا به ابزاری برای محدود کردن دعاوی پیچیده و نوآورانه تبدیل نشود.
۲۶. پیشنهاد ایجاد Statement of Truth در ایران
یکی دیگر از پیشنهادهای قابل توجه، ایجاد:
Statement of Truth — اظهار حقیقت
است.
پیشنهاد می شود هر دادخواست، پاسخ یا دفاعیه مهم مشتمل بر یک اظهار استاندارد باشد که طرف اعلام کند:
«اینجانب تایید می کنم که واقعیات مندرج در این سند، حسب اطلاع و باور متعارف من، صحیح است و می دانم که ارائه آگاهانه مطالب خلاف واقع می تواند موجب مسئولیت قانونی شود.»
هدف این پیشنهاد مجازات اشتباه حقوقی نیست.
هدف، ایجاد تفاوت میان:
Error — اشتباه
و
Knowingly False Statement — اظهار عامدانه خلاف واقع
است.
۲۷. نتیجه گیری مقدماتی
مطالعه تطبیقی نشان می دهد که هر دو نظام ایران و انگلستان اصل مقابله با سوءاستفاده از فرایند قضایی را پذیرفته اند، اما شیوه اجرای این اصل متفاوت است.
در انگلستان، مجموعه ای از قواعد مانند:
Overriding Objective — هدف برتر
Active Case Management — مدیریت فعال پرونده
Strike Out — حذف سند دادرسی
Summary Judgment — حکم اجمالی
Statement of Truth — اظهار حقیقت
و
Costs Sanctions — ضمانت اجراهای هزینه ای
در یک ساختار منسجم عمل می کنند.
در ایران نیز ماده ۱۰۹، ماده ۵۱۵ و ماده ۵۱۹ ظرفیت هایی مهم برای مقابله با رفتارهای سوءاستفاده آمیز ایجاد کرده اند. Mehdi Goudarzi+2
بااین حال، به نظر نگارنده، حقوق ایران بیش از آنکه به ضمانت اجرای جدید نیاز داشته باشد، به معماری جدیدی برای کنترل رفتار واهی نیازمند است.
مسئله اصلی این نیست که پس از دو سال دادرسی، شخص واهی کار را جریمه کنیم؛ مسئله مهم تر آن است که اصلا اجازه ندهیم دعوای یا دفاع آشکارا واهی دو سال در سیستم قضایی باقی بماند.
از همین نقطه، مهم ترین درس حقوق انگلستان برای حقوق ایران آشکار می شود:
The most effective response to abusive litigation is not merely stronger punishment, but earlier judicial intervention.
«موثرترین واکنش به دادرسی سوءاستفاده آمیز، صرفا مجازات شدیدتر نیست؛ بلکه مداخله زودهنگام قضایی است.»
این اصل، به نظر نگارنده، می تواند محور اصلاحات آینده در زمینه دعوا و دفاع واهی در حقوق ایران قرار گیرد.
منابع منابع قانونی و رسمی انگلستان ۲۰. ماده ۵۱۹ و خسارات دادرسی
- Civil Procedure Rules 1998, Part 1, The Overriding Objective. Legislation.gov.uk+1
- Civil Procedure Rules 1998, Part 3, The Court’s Case Management Powers. UK Justice
- Civil Procedure Rules 1998, Part 22, Statements of Truth. UK Justice
- Civil Procedure Rules 1998, Part 24, Summary Judgment. UK Justice
- Civil Procedure Rules 1998, Part 44, General Rules about Costs. UK Justice
- Civil Procedure Rules 1998, Part 16, Statements of Case.
رویه قضایی انگلستان
- Attorney General v Barker [2000] EWHC 453 (Admin). Bailii
- Three Rivers District Council v Governor and Company of the Bank of England (No 3) [2001] UKHL 16.
- Summers v Fairclough Homes Ltd [2012] UKSC 26.
منابع حقوق ایران
- قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی، مصوب ۱۳۷۹، مواد ۱۰۹، ۵۱۵ و ۵۱۹. Mehdi Goudarzi+2
- نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه، شماره 7/98/1971، در خصوص تبصره ماده ۱۰۹ و تفکیک صرف بی حقی از دعوای واهی. Sokhanara
- حسن زاده، مهدی، «مطالبه خسارات دادرسی خوانده از خواهان؛ با تاکید بر رویه قضایی»، مجله حقوقی دادگستری، دوره ۹۰، شماره ۱۳۴، ۱۴۰۵، صص. ۱۲۱–۱۵۵. یک قاضی
نتیجه نهایی مقاله
برآیند پژوهش حاضر آن است که حقوق انگلستان در مواجهه با دعوا و دفاع واهی، یک نظام چندلایه و پیشگیرانه ایجاد کرده است؛ در حالی که حقوق ایران عمدتا بر ابزارهای تامین، خسارت و جریمه پس از احراز سوءاستفاده تکیه دارد.
نوآوری پیشنهادی این پژوهش، بنابراین، صرفا پیشنهاد «افزایش مجازات دعوای واهی» نیست؛ بلکه پیشنهاد گذار از الگوی واکنش پسینی به الگوی پیشگیری و مداخله زودهنگام است.
مدل پیشنهادی نگارنده چنین است:
دعوا/دفاع → کنترل شکلی و محتوایی → اظهار حقیقت → مدیریت فعال پرونده → غربالگری زودهنگام → حذف یا حکم اجمالی در موارد آشکار → رسیدگی ماهوی → تعیین هزینه متناسب با رفتار طرفین
به نظر می رسد چنین الگویی می تواند بدون تضعیف حق دادخواهی، میان دسترسی به عدالت و مصونیت از سوءاستفاده از عدالت تعادل مناسب تری ایجاد کند.
پاینده باشید
دانش آموز دیروز , امروز و فردا
09112379213
:::