نفقه ی فرزند؛ حقی که در دعوا گم می شود

سلسله یادداشت های نفقه | مسیر سوم: نفقه ی فرزند | یادداشت یازدهم
نفقه ی فرزند؛ حقی که در دعوا گم می شود
مقدمه
در مسیر اول، از نفقه ی مرد گفتیم. از سکوتش. از ترسش. از تنهایی اش. از خشمش. از بخششش. گفتیم که مرد هم نیاز دارد. ولی نیازش دیده نمی شود. اما یک قربانی دیگر هم هست که تقریبا همیشه در دعوا گم می شود: فرزند. فرزندی که نه حقش را می داند. نه نیازش را می تواند بگوید. نه صدایی دارد. و این یادداشت، درباره ی نفقه ی فرزنداست. حقی که در دعوای پدر و مادر، گم می شود.
نفقه ی فرزند؛ فراتر از پول
نفقه ی فرزند، در قانون، به عنوان تامین هزینه های زندگی تعریف شده است. خوراک. پوشاک. مسکن. آموزش. درمان. اما آیا فرزند فقط شکم دارد؟ آیا فرزند فقط تن دارد؟ یا دل هم دارد؟ روان هم دارد؟ نیاز هم دارد؟
فرزند نیاز دارد به امنیت. نیاز دارد به محبت. نیاز دارد به دیده شدن. نیاز دارد به این که پدر و مادر، حتی وقتی جدا هستند، کنارشباشند. نه علیه هم. نه برای هم. کنارش. و این، نفقه ی فرزند است. نفقه ای که قانون از آن حرفی نمی زند. اما روان، فریادش را می شنود.
فرزندی که در دعوا گم می شود
وقتی پدر و مادر جنگ می کنند، فرزند قربانی می شود. نه به خاطر این که کسیبه او حمله می کند. به خاطر این که هیچ کس به او توجه نمی کند. پدر مشغول انتقام است. مادر مشغول دفاع. و فرزند، تنها. ترسیده. گیج. نمی فهمد چرا. نمی فهمد چه شد. نمی فهمد چرا خانه اش جنگ شده. و این نفهمیدن، زخم می شود. زخمی که تابزرگسالی همراهش است.
حق حضانت؛ حق فرزند، نه حق والدین
حضانت، در قانون، حق والدین است. اما در روان، حق فرزند است. فرزند حقدارد که پدر و مادر کنارش باشند. فرزند حق دارد که دیدهشود. فرزند حق دارد که شنیده شود. و وقتی حضانت، به جنگتبدیل می شود، این حق، پایمال می شود. پدر می گوید «من حقدارم.» مادر می گوید «من حق دارم.» و فرزند، ساکت. چون کسی از حق او حرفی نمی زند. کسی از نیاز او حرفینمی زند. کسی از درداو حرفی نمی زند.
نفقه ی عاطفی فرزند؛ نیاز به امنیت
فرزند نیاز دارد به امنیت. نیاز دارد به این که بداند پدرو مادر، حتی وقتی جدا هستند، دوستش دارند. نیاز دارد به این که بداند تقصیر او نیست. نیاز دارد به این که بداند تنهانیست. و اگر این امنیت را نداشته باشد، زخم می خورد. زخمی که به اضطراب تبدیل می شود. به افسردگی. به ترس از رابطه. به بی اعتمادی. و این زخم، تا بزرگسالی همراهش است.
عدالت ترمیمی در نفقه ی فرزند
عدالت ترمیمی می گوید: فرزند، ابزارنیست. انسان است. و انسان، حق دارد. حق به امنیت. حق به محبت. حق به دیده شدن. و عدالت ترمیمی، برای فرزندیعنی:
- 🟡 نظر فرزند: نظر فرزند پرسیده شود. شنیده شود. دیده شود.
- 🟡 فضای امن: فرزند فضای امن داشته باشد. بدون جنگ. بدون ترس.
- 🟡 همکاری والدین: پدر و مادر، حتی وقتی جدا هستند، کنار هم باشند. نه علیه هم.
- 🟡 درمان: فرزند درمان شود. زخمش دیده شود. دردش شنیده شود.
چطور فرزند را از دعوا نجات دهیم؟
- گوش دادن: فرزند حرف می زند. بشنو.
- پرسیدن: «چی حس می کنی؟» «چی نگرانت می کنه؟» «چی **می خوای؟»
- پذیرفتن: «تقصیر تو نیست.» «دوستت داریم.» «تنها نیستی.»
- صبر کردن: فرزند زمان می خواهد. صبر می خواهد. همراهی می خواهد.
نتیجه گیری
نفقه ی فرزند، فقط پول نیست. امنیت است. محبت است. دیده شدن است. و اگر پدر و مادر این را نفهمند، فرزند زخممی خورد. زخمی که تابزرگسالی همراهش است. پس بیایید از نفقه ی فرزند شروع کنیم. نه به عنوان وظیفه. به عنوان حق. حق هر کودک، برای امنیت. برای محبت. برای دیده شدن. حق هر کودک، برای کودکبودن.
فرزند، ابزار نیست. انسان است. و انسان، حق دارد».
🆔 شناسه کانال بله: https://ble.ir/nikbakhtir