نازنین قربان پور ده سرخ
1 یادداشت منتشر شدهعزت نفس از دیدگاه های مختلف
عزت نفس از دیدگاه کوپر اسمیت
بالدوین (1998 ) در مورد عزت نفس از دیدگاه کوپراسمیت این گونه گفته است ؛ عزت نفس را ارزشیابی فرد درباره خود و یا قضاوت شخص در مورد ارزش خود می داند. وی چهار عامل اسنادی را برای رشد عزت نفس بیان می کند: نخستین و مقدم بر تمام عوامل، میزان احترام، پذیرش و علاقه مندی که یک فرد دریافت می کند. دومین عامل اسنادی عزت نفس، تاریخ و تجارب موفقیت هایمان در زندگی می باشد و به طور کلی موفقیت و مقامی که در محیط داریم می باشد. سومین عامل، ارزش ها و انتظاراتی که بر این مبنا تجارب را مورد تفسیر قرار می دهیم. چهارمین عامل روش پاسخ دهی فردی نسبت به آن موقعیت هایی می باشد که به نحوه قضاوت و ارزیابی، حساسیت عاطفی، نگرش و روش عکس العمل فرد بستگی دارد. مثلا دو فرد از یک موقعیت اضطراب آور دو برداشت متفاوت دارند. افرادی که از عزت نفس بالایی برخوردارند و اطمینان و تایید درونی دارند، نحوه قضاوتشان به وضوح متفاوت از افرادی است که عزت نفس پایین دارند. کوپر اسمیت در جایی از عوامل چهار گانه فوق به عنوان موقعیت ها، حمایت ها، ارزش ها و انتظارات یاد می کند. به طور کلی از یافته های کوپراسمیت چنین نتیجه گیری می شودد که افراد با عزت نفس بالا به خود اعتماد و اطمینان لازم دارند، برای حل مشکلات راه حل مناسبی می یابند، نگرش مثبت نسبت به خود دارند احساس ارزش می کنند، در بحث ها و فعالیت های گروهی بیشتر شرکت می کنند. برعکس، اشخاصی که از عزت نفس پایینی برخوردارند به خود اطمینان کمتری دارند و دریافت و درک از خودشان غنی یافته نیست، آن ها در بحث های گروهی به جای فعالیت کردن ترجیح می دهند گوش دهند و تماشاگر باشند ( هوشمندی، 1388).
کوپر اسمیت (1997)، در پژوهش های خود به این نتیجه رسید که عزت نفس بالا فرد را در مقابل انواع مشکلات و مسائل زندگی، فشارهای روانی و موارد مرتبط آن مقاوم خواهد کرد. عزت نفس به عنوان عاملی است که می تواند درک و تفسیر و واکنش های هیجانی فرد را تحت تاثیر قرار دهد و نیز می تواند در میزان استرس زایی رویدادها، عاملی تعیین کننده باشد. عزت نفس به منزله مجموع بازخوردها و عقایدی است که فرد در روابط خویشتن با دنیای بیرونی ابراز می دارد، یعنی بیان عدم تایید یا تائید فرد نسبت به انتظار موفقیت، پذیرش و واکنش به تعیین کننده های شخصی (پوردهقان و همکاران، 1387).
عزت نفس از دیدگاه مازلو
مازلو عزت نفس را یک نیاز می داند و معتقد است که همه افراد جامعه به یک ارزشیابی ثابت و استوار از خود یا همان عزت نفس نیازمندند، ارضای نیاز به عزت نفس با مولفه هایی از قبیل اعتماد به نفس، ارزش، قدرت، لیاقت، کفایت، مفید و مثمرثمر بودن در جهان منتهی می شود، اما بی اعتنایی به این نیاز موجب احساساتی از قبیل حقارت، ضعف و درماندگی می شود. عزت نفس در سلسله نیاز های مازلو در ردیف چهارم هرم قرار دارد. برآورده شدن نیاز به عزت نفس به شخص اجازه می دهد تا نسبت به قابلیت، ارزشمندی و کارآمدی خود احساس اطمینان کند. عزت نفس از نظر مازلو زمانی پدیدار می گردد که فرد احساس کند مورد محبت قرار گرفته و از احساس تعلق برخوردار شده است. مازلو اشاره می کند که عزت نفس، اگر قرار است اصالت داشته باشد باید بر ارزیابی واقع گرایانه توانایی ها و شایستگی های شخص و بر احترام واقعا درخور از سوی دیگران باشد. پژوهش در زمینه عزت نفس، دیدگاه مازلو را در این مورد که اشخاص با عزت نفس قوی دارای احساس قوی تری از خود ارزشمندی، اعتماد به نفس و کفایت هستند و شایسته تر و کاراتر از افرادی با عزت نفس ضعیف هستند، تایید می کند. اشخاصی که از نظر عزت نفس قوی هستند، ظاهرا در بسیاری از موقعیت ها بهتر عمل می کنند (شولتس، ۱۹۸۴).
عزت نفس از دیدگاه بک
بک معتقد است که نیاز به عزت نفس فقط از آن انسان است و وجود آن بدان دلیل است که انسان دارای استعداد نمادسازی و تفکر است و این نیاز از بدو تولد تا هنگام مرگ در انسان وجود دارد ( شاملو،1384).
عزت نفس از دیدگاه ستیر
ویرجنیا ستیر معتقد بود افزایش عزت نفس افراد در خانواده به منظور ایجاد تغییر در نظام میان فردی آن هاست. او بین عزت نفس و ارتباط میان فردی، یک همبستگی مستقیم یافت و عزت نفس پایین را با ارتباط ضعیف همخوان و هم پیوند می دانست. نقش ها اثرهای عمده ای بر کارایی موثر خانواده از طریق نفوذ قواعد، فرایندهای ارتباطی و پاسخ به فشارهای روانی دارند. هنگامی که اعضای خانواده از همه رویدادهایی که در زمان حال تجربه می کنند، آگاه شوند، می توانند هم به عنوان فرد و هم به عنوان خانواده رشد کنند. ستیر به طرز ویژه ای بر تخلیه انرژی و از نظر جهت گیری انرژی های متوقف شده از طریق تسهیل در رشد و افزایش عزت نفس و بهبود مهارت های ارتباطی تاکید می ورزد (نوابی نژاد، 1378).
عزت نفس از دیدگاه براندن
ناتانیل براندن ( 1999 ) ، عزت نفس را می توان در حالات چهره، رفتار، صحبت کردن و حرکات شخص مشاهده کرد. شخصی که عزت نفس بالایی داشته باشد، احساس خوبی نسبت به خود و دیگران خواهد داشت و این احساس را به طریق گوناگون ابراز می کند. لبخند می زند، از چشم در چشم شدن فرار نمی کند، راست می ایستد، و به طور کلی یک احساس مثبت ارائه می دهد، دیگران هم به احساس مثبت او به روش های مختلف واکنش نشان خواهند داد. جذب او می شوند و او می پذیرند. چنین شخصی نسبت به خود احساس خوبی پیدا می کند. برعکس شخصی که عزت نفس پایین دارد، احساسات بی کفایتی خود را به صورت نوعی درماندگی مبهم آشکار خواهد ساخت. کسی که عزت نفس سالم دارد در برخورد با دیگران از قدرت ابراز وجود برخوردار خواهد بود. چنین شخصی هرگز اجازه نمی دهد که احساس اضطراب یا نبود احساس امنیت خاطر، او را کلافه کند؛ واقع بین است؛ یعنی به واقعیت ها احترام می گذارد، از نیروی خلاقانه خود استفاده می کند، برای رسیدن به اهداف خود مسئولیت پذیر است و استقلال رای دارد، از انعطاف پذیری کافی برخوردار است. یعنی با تغییر در شرایط کار و زندگی به راحتی کنار می آید و هراسی به دل راه نمی دهد و از اینکه بگوید اشتباه کردم ترسی ندارد و قبول هر اشتباه را به حساب تحقیر شدن خود نمی گذارد (چراغه داغی ،1379).