زندگی درمعنا

29 شهریور 1405 - خواندن 2 دقیقه - 22 بازدید

ما میتوانیم با کلام الهی،روایات مسند وادعیه ای که دردست داریم به همان چیزی که درجایی دیگردنبالش میگردیم ،برای لذت بردن بیشتراز زندگی،دست پیدا کنیم، پس خوشبختی دریافت کردنی وبه دست آوردنیست درصورتی که خود فرد بخواهد، ومنبع آنرا تشخیص بدهد، وبرای عملی کردنش تلاشی داشته باشد.

بنابر این، این خود انسان است که نوع زندگی خود را رقم میزند وبرای خود موفقیت یا غیر آن را میخواهد ومیخواند؛ فلذا این نوع شناخت از پیرامون یا وجود شخص است که مبنا عمل میشود، وآن را معین میکند. در واقع این علم مبتنی بر دین است که در واقعیت غیر قابل تغییر وآسیب ناپذیر است. پس قرارگاه خوبی برای ایفای نقش در زندگی است.

همانطور که میدانیم یک انسان درذات خود خواهان انسانیت ومهرورزی وعشق است؛ و نوعی از علوم که تامین کننده این نوع از خواست انسان است تنها در معنا رقم میخورد. اگر روانشناسی رشد را بخواهیم در معنا، معنا کنیم میگوییم نوعی مراقبت ویژه در زندگی برای دستیابی به حقیقت عمل است.و درواقع مراقبتهایی که باعث آرامش، سکون و سلامتی میشوند در معنا ریشه دارند؛ وبرای دستیابی بهتر به آن باید دین را در زندکی عملی کرد.

درمراقبتهای معنایی میتوان به یکپارچگی رفتاری رسید؛ در این صورت است که توجه وایفای نقش موثر، بازیابی و به آرامش رسیدن و همچنین سلامتی جسم وروح انسان کمک میکند.