از فر و داد پارسی تا فرزادگی ایرانی ؛ ضرورت امروز و هر روز جامعه ایرانی و جهانی (قسمت دوم)

26 شهریور 1405 - خواندن 24 دقیقه - 15 بازدید

6- دادگری در اندیشه داریوش، پادشاه ایران باستان :

زیبایی معماری تخت جمشید (پرسپولیس)، مشهور است و کمتر کسی از فعالان حقوق بشر شاید از آن بی خبر باشد. روی ستون بزرگی از آن، کتیبه ای با چنین متن از داریوش (485- 521 پ.م) امپراتور ایران باستان حک شده است : " من این چنین که دوستدار حقیقت و راستی هستم دوستدار خطا و نادرستی نیستم. این که نسبت به انسان ضعیف به وسیله انسان توانمند بی عدالتی صورت گیرد، مطلوب من نیست. در حین حال، مطلوب نیست که به انسان توانمند توسط انسان ضعیف بی عدالتی شود. آنچه حق است، مطلوب من است..."(داریوش، امپراتور ایران باستان، کتیبه تخت جشمید/پرسپولیس). بدین ترتیب،" فر و داد پارسی" مبتنی بر آیین مهر و دوستی و راستی و درستی در جهان هستی در پرتو دادخواهی و دادگری است که رهاورد آن نیز سرشار از نور و روشنایی و شکوه و زیبایی و سروری و والایی و نیک بختی و سعدایی افراد بشر دارد که آموزه اصلی و آیین مبنایی فرهنگ و ادب فارسی و میرات تمدنی ایران پارسی بوده و می باشد و بعنوان سنگ بنای حقوق بشر امروزی در سطح منطقه ای و بین المللی حقوق بشر در جهان به شمار می رود و منشور کوروش کبیر نیز نشانی آشنا از این پیامد ایرانی و پارسی در گستره جهانی و بین المللی حقوق بشر می باشد." فر و دادگری پارسی" نه تنها بعنوان رهاورد فرهنگ و تمدنی ایرانی و پارسی، بلکه بعنوان یکی از محورهای اصلی آموزشی در" فرزادگی ایرانی و جهانی" به شمار می رود و اسناد منطقه ای و بین المللی حقوق بشر در شناسایی و تضمین مستمر" حق بر حقیقت"[1]، "حق بر آموزش"، "حق بر آگاهی و دانایی"[2]، " حق دسترسی آزاد به اطلاعات و انتشار آنها"[3]، " حق آزادی بیان"[4]، "حق بر دسترسی به عدالت"[5] و"حق برخورداری از بالاترین استانداردهای آموزشی، رفاهی، بهداشتی و خدماتی"[6] برای کودکان و افراد بشر و دیگر حق های بشری شناسایی شده[7]، حکایت از این مهم دارد.


فرزادگی ایرانی و جهانی :

" زبان ادبی، زبان فهم تراژدی ها، حماسه ها، هجران ها، فقدان ها و شاد کاوی های راستین" به تعبییر استاد محترم، جناب آقای دکتر معین کمالی ارجمند در کتاب فرزادگان با همکاری علمی و پژوهشی روان شناس فرهیخته، خانم دکتر حشمتی می باشد. به ترتیب مذکور در آن کتاب ماندگار ؛ " با روح ادبی است که در می یابیم که وصل چیست، فصل چیست، یکسانی و نایکسانی چیستند؟ و رشد روانی فرد باید از مرحله ی زبان خانه به زبان ادبی رسیده باشد تا بعد از آن بتواند به زبان علم برسد و پس از آن سایر مراحل بعدی مثل زبان فلسفی و هنری و عرفانی. اگر فرد بدون طی کردن مرحله رشد ادبی به زبان علم رسیده باشد عواقب خود را خواهد داشت. کسی که شایستگی حرکت در راه روان را نداشته، پس در ذهنیت های خویش گرفتار و دربند است، او نمی تواند در امر دگرگون شونده آموزش و پرورش مشارکتی ناب داشته باشد، و با همان ذهن انحصاری خود همه چیز را می فهمد و اثبات می کند"! بر این اساس، به باور آن اندیشه ورزان روان شناس و پژوهشگران خوشنام محترم در کتاب مزبور ؛ " علمی که روشنگر است توسط کسی باید شکل بگیرد که در وجود خودش روشنی داشته باشد، مهری در ایشان بدرخشد، و جریان و ساز و برگ رشد انسانی را نمایندگی کند... مهم است که فردی که سمت استادی دانشگاه یا قضاوت دادگاه یا نقش وکیل مدافع یا اسم روانشناس یا پزشک و... را دارد، اصالت وجودی متناسب با آن را هم داشته باشد. نه این که فقط عاملین اجرایی دانشگاه رفته ای باشند که هیچ شوق و اصالت وجودی در آن راه ندارند...".

از اینروست که در نگاه معلم مدرسه و دانشگاه، همواره " درد فهمیدن و فهماندن و مفهوم شدن، مال من است..." و آنها نیز هماره، برخوردار از شان بالای مقام علم و دانش و آموزش بوده و آموزنده ادب و دانش و خرد و آگاهی و دانایی به دانش آموزان و دانشجویان خویش هستند تا چراغ راه آینده و روشنگر مسیر پیش رو و" سرنوشت خودنوشت خوب نوشت" یا "سرنوشت خودنوشت بدنوشت" خویش به پیروی از آنها به تشخیص دانش پژوهان خود باشند که به فرموده حضرت سعدی ؛ "... به دانش فزای و به یزدان گرای، که او باد، جان تو را رهنمای، بیاموز و بشنو ز هر دانشی، بیابی ز هر دانشی، رامشی؛ میاسای از آموختن یک زمان، ز دانش میفکن، دل اندر گمان، چه ناخوش بود، دوستی با کسی، که بهره ندارد ز دانش، بسی ..."

بر این اساس،" آگاهی و دانایی" و" اصالت وجود برآمد از آن" نیازمند آموزش و فراگیری مناسب و موثر بوده و به ترتیب مذکور در کتاب فرزادگان باید دانست که ؛" علم صرفا آموختن نیست یا مثلا چیزی که ما صرفا فکر کنیم که بتوانیم مطالعه کنیم. بلکه یک شایستگی است، یک رشد روانی است" و درک این مهم و ضرورت توجه مستمر بدان نیز به قول سعدی صاحب سخن دارای اهمیت است که که فرموده است ؛ " ندانی چو گویی که دانا شدم، به هر آرزو بر توانا شدم، چنان دان که نادان ترین کس تویی، چو گفتار دانندگان نشنوی..." و با تاکید بر ضرورت دارا بودن اصالت وجودی ناشی از فراگیری آموزش و دانش بیان می دارد ؛" تا مرد سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد"و " ادب مرد، به ز دولت اوست"و بر این مبنا نیز؛" ادب مرد" در حد اعلای آن را ورای جنسیت فردی زنانه یا مردانه و بعنوان" ادب انسان و افراد بشر" بر شمرده که نشان از شان و جلال و شکوه و اصالت وجودی متناسب مورد تاکید مشابه آن رواشناسان اندیشه ورز و محترم نیز دارد تا بلکه به فرموده دیگر حضرت سعدی؛ " تن آدمی شریف است به جان آدمیت، نه همین لباس زیباست نشان آدمیت..."

کتاب فرزادگان ضمن شناسایی دو مفهوم متفاوت" فرزندآوری زیستی و فرزندآوری غیر زیستی و بیولوژیک" (فرزندپذیری) و بررسی شباهت ها و تفاوت های بین آنها و تمایز در جهان بینی و نگارش ها و چالش های پیش روی آن، در مقام تبیین نقش و اهمیت بی مانند خانواده در نظام آموزشی و تربیت فر زندگی و فردادی آن بیان می دارد ؛ "... اگر نظام های تربیت قانونی و اخلاقی در فضای شهری و روستایی هماره در جلوه های ادارات، مدارس، بازار و دیوان ها وجود دارند، همگی برآیند زیر ساخت خانواده اند. آن کس که پیمان به فرآیند زندگی دارد، بر نقش فرزندی(فر زندگی) خویش واقف است و در پی همواری راه و بستر فر پروران و فرزندان (فرزادگان) دلیری می کند تا خانواده که بیخ و بن باردهی همه جلوه های اخلاق و قانون خواهد بود را از ولنگاری تعاریف آسیب پذیر به مفهومی منعطف و قابل اندیشه بازگرداند..." و با بررسی اصالت و ریشه شناسی فرهنگ آموزشی و پرورشی فرزندآوری و فرزندپروری در مقام تبیین شایسته فرزادگی نسبت به آنها بر میایند و با طرح و پیشنهاد" واژه فر پرور" به جای واژه والد نسبت به فرزند بعنوان " فر یا شکوه زندگی" و از اعضای اصلی خانواده دارای فرزندان (فرزادگان) بر اهمیت این ضرورت مبنایی تاکید دارند که ؛"با استفاده از واژه ی فرپرور مشخص می شود که مهم است توجه کنیم چه کسی از پی فر زندگی دست به مراقبت و ساختن می زند" بر ضرورت بازشناسی و اصلاح نگرش های فرهنگی و مدیریتی نسبت بدان از طریق فرآیند یادگیری اجتماعی تاکید می نمایند و بر این باورند که ؛ " اصلاح نگرش های افراد در این زمینه می تواند اساس حرکت به سوی ارتقای فرهنگ فرزندپروری جامعه باشد".

افزون بر آن، در اندیشه دیگر کتاب فرزادگان با تاکید بر روان ایرانی و زبان ادبی آن بیان گردید ؛ " امروزه، نقش زبان ادبی که (گوهر و عامل اصلی هر فرهنگ است) فرهنگ ساز است و حتی، پیشینه ضروری برای کارهای علمی است را چنان که باید و شاید در نظر نگرفته ایم. جامعه امروزین به اصطلاح علمی ما، بدون پل ادبی که سامان پریشانی های خانگی است، وارد زبان های علمی شده و بدون سامان کردارهای خانگی به پژوهش ها و تحصیل هایی می پردازد که بری از زیر ساخت ضروری ادبیات برای تشرف به آیین علمی است. غافل از این اگر فرد بدون طی کردن مرحله رشد ادبی به زبان علم رسیده باشد عواقب خود را خواهد داشت. کسی که شایستگی حرکت در راه روان را نداشته، پس در ذهنیت های خویش گرفتار و دربند است، او نمی تواند در امر دگرگون شونده آموزش و پرورش مشارکتی ناب داشته باشد، و با همان ذهن انحصاری خود همه چیز را می فهمد و اثبات می کند! ...".

از اینروست که اصالت و رشد روانی برای عاملیت تعلیم و تربیت اهمیت اساسی دارد و همانطور که درکتاب روان هنر بعنوان اثر ماندگار هنرمند پارسی، سرکار خانم سایه داور زنی هم تاکید شد که " اسم هنرمند شایسته ی هر فرد تکنیک دانی نیست و اصالت هنری می طلبد تا بتواند در راه فضیلت حرکت کند، اینجا نیز به ضرورت داشتن وجودی اصیل برای این مسیر رسیدیم..."، آنگونه که"دادفر و دادگر و دادگستر"شایسته نامیدن نسبت به هر حقوقدان و وکیل مدافع و قاضی دادگستری نیست... و شایسته است؛" اصالت وجودی و شرافت حرفه ای" آنها همواره بعنوان " وثیقه سوگند اتیانی آنان در قضاوت به حقیقت و وکالت به عدالت" باشد و همین مهم نیز رسالت حرفه ای آنها را بس...

بر این اساس، در نگاه کتاب فرزادگان ؛" شناخت پرورش یابنده و پرورش دهنده، اهم موضوع است. هر دو باید دارای ویژگی های روانی خاصی باشند. لازم است که این ویژگی ها هم باید شامل توانش های ویژه آنان، یعنی اصالت سرشتی روان و کوشش و پویشی درخور سرشت آن باشند" و دارای توانایی ها و مهارت های 12 گانه یونسکو نسبت به "سواد" [8]در آخرین و جدیدترین تعریف ارائه شده نسبت بدان باشد. سواد در معنای اولیه و عرفی آن به معنای توانایی خواندن و نوشتن نسبت به هر فرد می باشد. سواد ؛ بخشی جدایی ناپذیر از حق آموزش و پایه و اساس یادگیری مادام العمر و محرک توسعه پایدار است[9] و" ائتلاف جهانی برای سوادآموزی" و تشکیل" سازمان اطلاعاتی و سواد رسانه ای یونسکو"[10] نیز ناشی از درک همین ضرورت و مهم بوده است.[11]

شایان ذکر است؛" توانایی خواندن و نوشتن"، نخستین تعریف یونسکو از سواد در اوایل قرن بیستم بود که تنها معطوف به توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری بود و از نظر آن سازمان، فردی باسواد به شمار می رود که برخوردار از توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری خود باشد." فراگیری رایانه و یک زبان خارجی" بعنوان دومین تعریف یونسکو از سواد به شمار رفته که در اواخر قرن بیستم ارائه گردید و بر مبنای آن، توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری بعنوان معیار و ملاک با سوادی نبوده و بر ضرورت توانایی استفاده از رایانه و آموختن یک زبان خارجی هم تاکید گردید. با این حال، با تغییر مفهوم و قلمرو و شمول سواد در عصر دیجیتال ؛ سواد، ابعاد گوناگونی به خود در عرصه رسانه و فضای مجازی و شبکه های الکترونیکی یافت و دیگر در معنای خواندن و نوشتن صرف به مانند گذشته نبود و جامعه جهانی، به ناچار با پدیده های جدیدی مانند" سواد اطلاعاتی، سواد دیجیتال، سواد رسانه ای، سواد شبکه های اجتماعی و اقتصادی، سواد اطلاعاتی، سواد حقوقی، سواد سایبری، هوش مصنوعی" و مانند آنها در عصر ارتباطات مواجه گردید که رهاورد گذار از دنیای گذشته به دنیای مدرن و پسا مدرن امروزی است[12] و جامعه ایرانی نیز با وجود " فرهنگ دانشمند پنداری حقوقی و تخصصی" مشهود و جاری در آن، متاثر از رویدادهای بین المللی در حوزه سواد امروزی بوده است.[13]

افزون بر آن، رویدادهای بین المللی مزبور در دهه دوم قرن 21 ؛ زمینه تغییر و اصلاح تعریف سواد را از نظر یونسکو در سومین تعریف آنرا فراهم آورد و بر مبنای آن، ضمن افزودن 12 نوع سواد از سوی آن سازمان و تغییر اساسی ماهیت و قلمرو و شمول آن، تعریف سواد از دیدگاه یونسکو کاملا تغییر یافت و بر مهارت های متعددی نسبت بدان تاکید گردید و مشتمل بر؛"سواد عاطفی" (توانایی برقراری روابط عاطفی با خانواده و دوستان در جهت حق بر حیات و زندگی)،"سواد ارتباطی" (توانایی برقراری ارتباط مناسب با دیگران و دانستن آداب اجتماعی)،" سواد مالی" ( توانایی مدیریت مالی در خانواده و جامعه و مدیریت هزینه کرد و پس انداز آن)،" سواد رسانه ای"[14] (آگاهی و مهارت شهروندان نسبت به رسانه ها و اطلاعات معتبر و نامعتبر و تفکر انتفادی و تحلیلی مبتنی بر آن)،" سواد تربیتی" (توانایی تربیت فرزندان به نحو شایسته و بایسته در جهت حق بر آموزش و زندگی)،"سواد رایانه ای" (دانستن مهارت های راهبری رایانه)،" سواد سلامتی" (آگاهی لازم نسبت به اطلاعات مربوط به تغذیه سالم و کنترل بیماری ها در راستای حق بر سلامت و حق بر حیات)،" سواد نژادی و قومی" ( شناخت نژادها و قومیت ها بر اساس احترام و عدم تبعیض)،" سواد بوم شناختی" (آگاهی نسبت به حفاظت از محیط زیست و زیست بوم)،" سواد تحلیلی" (توانایی شناخت، ارزیابی و تحلیل نظریه ها و دیدگاههای مختلف و ایجاد استدلال های منطقی بدون پیش داوری و تعصب)،" سواد انرژی" (توانایی مدیریت مصرف انرژی) و" سواد علمی" (آموزه های علمی و دانشگاهی و توانایی گفتگو و بحث و حل و فصل مسائل با روش ها و متدهای علمی و عقلانی مناسب و موثر) می باشد[15]که نوعا مبتنی بر مهارت های متعدد بوده و نظام آموزشی ایران فاقد ساز و کارهای مناسب و موثر مهارت افزایی و توانمندسازی دانش آموزان و دانشجویان و شهروندان نسبت بدانها می باشد و نظام آموزشی و فرهنگی کشور مبتنی بر مهارت پروری متناسب با تعدد مصادیق سواد مورد تعریف یونسکو نمی باشد و بر مبنای تعریف سوم آن سازمان، به ترتیب مزبور نیز بیشتر افراد به جهت عدم برخورداری از تعریف و ویژگی های سوادی مذکور فاقد سواد به نظر می رسند.[16]

سرانجام، یونسکو با بازنگری در تعریف سواد و ارائه چهارمین تعریف خود نسبت بدان؛ سواد را مبتنی بر" توانایی تغییر" اعلام نموده که بر مبنای آن، فرد با سواد به کسی اطلاق می شود که از مهارت و توانایی برای تغییر در زندگی و حیات فردی و اجتماعی خویش بر اساس دانسته ها و آموزه های خود برخوردار باشد و در نتیجه، فرد فاقد توانایی در تغییر در زندگی و حیات وی فاقد سواد مورد نظر یونسکو بوده و بعنوان فردی بی سواد به شمار می رود. بنابراین، فرد با سواد در جدیدترین و آخرین تعریف یونسکو، فردی است که بتواند علاوه بر دارا بودن مهارت های 12 گانه مذکور در مقام" تغییر وضعیت موجود و حرکت به وضعیت مطلوب" باشد تا در زمره " افراد با سواد جامعه ایرانی و جهانی" به شمار آید[17] و بر این مبنا نیز نمی توان و نباید شمول آنرا در فرپروان و فرزادگان در نهاد خانواده نادیده گرفت و نسبت به اهمیت و ضرورت آن بی توجه ماند...! آمار فزاینده " فقر، فساد، فحشاء در ایران" [18] و" طلاق و بحران در خانواده در جامعه ایرانی"، نشان از عدم درک جدیدترین تعریف یونسکو از سواد در سطح ملی و بین المللی و مخاطرات و پیامدهای غیر قابل جبران بر" نقض امنیت انسانی" در جامعه امروزی بعنوان یک " پدیده نوین در حقوق بین الملل بشر و اسناد سازمان ملل متحد" دارد...![19]

کتاب فرزادگان با درک ترکیب ساختاری و ادبی فرزند و اشاره به تشکیل آن از دو کلمه " فر" به معنای" شکوه و بزرگی"، " نور و نور زندگی" و " زند" در معنای" زندگی، زندگی کردن و بزرگ" است. " زند یعنی، بزرگوار زنده ای که قابل شرح و گسترش و توسعه است"، بر اهمیت فردادی و فر پروری در کانون خانواده و نظام آموزشی تاکید داشته و با تبیین خانواده بر این مهم تاکید می گردد که ؛ " خانه یا خونه، جایی است که خون در رگ های ما جاری شده است. خاستگاه این کلمه، خون است. خونه، یعنی مکانی که وابستگی ها، و احساس دلبستگی ما در آنجا شکل می گیرد و به خودی خود می توانیم مفهوم پیوند و دلبستگی را در هسته و جوهره خونه در نظر بگیریم. اعضایی که در خونه هستند، خانواده نامیده می شود. پس قالب خانواده، ساخته از کسانی است که برای برقراری حس یکپارچگی و پاسداری از خون، دور هم جمع می شوند. قرار نیست خون صرفا، معنای نژادی داشته باشد. خون یک انسان، ارزشمند است. پس اینجاست که زمانی که ما فرزندی را متولد می کنیم یا فرزندی را می خوانیم، طبیعتا هر دو کاری که می کنیم محافظت از خون انسان است. حال نوبت به افراد خانواده می رسد و خانواده فراتر از زایش گری یا زادآوری است..."

استفاده ایرانیان کهن به مانند ایرانیان کنون از نام های اصیل پارسی به مانند" فرداد، فرزاد، فربین (بیننده شکوه و جلال) و فرهمند" نسبت به پسران و یا نام های؛" فرنیا، فرنوش، فرنوشا، فریشا، فریما و فرنیک" (شخص خوب و صالح که شکوه و جلال آن موجب شگفتی است) نسبت به دختران و یا نامیدن پر مهر و احترام زن بعنوان" مهربانو" و مرد بعنوان" مهربان" در آیین پارسی و میراث تمدنی ایرانی در خاندان پارسی؛ حکایت از باورها و نگاههای ادبی و اخلاقی و فرهنگی نیاکان ما در ضرورت توجه به اصالت وجود و گرایش به بزرگی و شکوه و جلال و " فر پارسی" به ترتیب مشابه و مطروحه در اشعار شعرای فارسی دارد که همسو با درک اهمیت و ضرورت هم افزایی مستمر نسبت به "داد و دادگری" و همنوایی موثر نسبت به" فر و داد پارسی" - آنرا بعنوان " آیین آموزش و تربیت فرزادگی" در دستور کار" فرپروان " نسبت به فرزندان (فرزادگان)بعنوان" فر و شکوه زندگی ایرانیان" در نظام آموزشی خانواده های پارسی و ایرانی به مانند نظام آموزشی و فرهنگی جامعه قرار داده و آنرا همواره در پندار و گفتار و کردار خویش، به نیکی و نکوئی آراستند و آنرا با احترام نیز پاس داشتند تا "رهاورد سه پاس" در فرهنگ پارسی و ایرانی در نکوداشت و پاسداری از سه پاس" پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک" و آموزه های ادبی و اخلاقی مربوط بدان باشد تا " از فر و داد پارسی تا فرزادگی ایرانی" را بعنوان " ضرورت امروز و هر روز جامعه ایرانی و جهانی" به مانند حکیم فردوسی، دگر بار مورد تاکید قرار دهند :" جهان شادان است به پندار نیک، ز پندار نیک است گفتار نیک، چو پندار و گفتار نیک شد، ز تو نیاید غیر کردار نیک" و بدین سان نیز بایست و ضروری است ؛

" بیا تا جهان را به بد نسپریم، به کوشش همه دست نیکی بریم، نباشد همی نیک و بد پایدار، همان به که نیکی بود یادگار..."

و گرچه، تا نیل بدان هدف عالی و آرمانی و کمال گرایی ایرانی و پارسی در جهان سوداگر و مادی امروزی و دوران نوین مجازی، فرسنگ ها فاصله است و به قول خسرو قبادیانی؛ "سالها باید که تا یک سنگ اصلی ز آفتاب، لعل گردد در بدخشان یا عقیق، اندر یمن..."، اما به فرموده حضرت حافظ ؛ "حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت، آری به اتفاق، جهان می توان گرفت..."و در راستای تحقق این رسالت انسانی و" فر و داد پارسی تا فرزداگی ایرانی و جهانی" نیز " من ترا چشم در راهم...".


محمدرضا زمانی درمزاری (فرهنگ)، مدرس دانشگاه و وکیل پایه یک دادگستری

zamani.i.legal.institute@gmail.com


پی نوشت ها :

[1] Rright to the truth

[2] Right to know,see : Universal Declaration of Human Rights (UDHR),1948 : Article 19 , International Covenant on Civil and Political Rights (ICCPR),1966 : Article 19 (2) ,Charter of Fundamental Rights of the European Union (CFR),2000 : Article 11

[3] Right to free access to information and its dissemination

[4] Right to freedom of expression

[5] Right to access to justice

[6] Convention on the Rights of the Child (CRC),1989,Article 24 and Constitution of the World Health Organization (WHO),1946, preamble & Article 1

[7] در این باره، ر.ک : زمانی درمزاری، محمدرضا (1390)، ایران و کنوانسیون(جهانی) حقوق کودک (1) ؛ ضرورت تاسیس" سازمان ملی حمایت از حقوق کودکان" در ایران و تاسیس" سازمان جهانی حمایت از حقوق کودکان" (khabaronline.ir/x4HRB) و همو، ایران و کنوانسیون (جهانی) حقوق کودک (2)،( (habaronline.ir/x4HRD

[8] Literacy

[9] زمانی درمزاری، محمدرضا (1402)، یونسکو، سواد رسانه ای و سازمان بین المللی MIL، khabaronline.ir/xkZj6

[10] UNESCO MIL (Media and Information Literacy)

[11] See : UNESCO Media and Information Literacy Alliance, https://www.uil.unesco.org/en/literacy/global-alliance

[12] زمانی درمزاری، محمدرضا (1402)، یونسکو، سواد رسانه ای و سازمان بین المللی MIL، پیشین

[13] زمانی درمزاری، محمدرضا (1400)، از دانشمندپنداری حقوقی مردم و مسئولان تا ضرورت تخصص گرایی حرفه ای، khabaronline.ir/xhBBL

[14] Media Literacy

[15] See : https://www.unesco.org/en/literacy/need-know

[16] زمانی درمزاری، محمدرضا (1402)، یونسکو، سواد رسانه ای و سازمان بین المللی MIL، پیشین

[17] همان

[18] افزایش نگران کننده فقر، فساد و فحشاء و گسترش روزافزون روابط جنسی نامشروع در ایران، پدیده نام آشنایی جامعه امروزی است که با وجود اخطارها و تذکرات مکرر و مستمر کارشناسان و حقوقدانان، به لزوم توجه به این مهم و ضرورت اجماع ملی برای رفع آن، گویی به حال خود رها شده و جوانان و نیازمندان به ازدواج، اندر خم هزاران راه پر پیچ و خم و آتیه سیاه و نافرجامی بوده که حتی، بدیهی ترین و طبیعی ترین نیازهای انسانی و بشری آنها برطرف نشده و در هاله ای از ابهام قرار دارد و امنیت انسانی شهروندان نیز...! در این باره، ر.ک : زمانی درمزاری، محمدرضا (1393)، فقر، فساد و فحشاء در ایران ؛ هشدار یک حقوقدان نسبت به نقض"حقوق سلامت و امنیت انسانی شهروندان"، khabaronline.ir/x5dqs

[19] " امنیت انسانی" ؛ از واژگان وارده بر ادبیات حقوق بین الملل و اسناد بین المللی سازمان ملل بوده که در سالهای اخیر، مورد استفاده متعدد این سازمان، نهادهای کمک رسان به توسعه ملی و سازمانهای غیردولتی و بین المللی قرار گرفته است. برنامه توسعه سازمان ملل(UNDP) بر لزوم تغییر نگرش، مبنی بر تاکید انحصاری از امنیت ملی به " امنیت مردم/ مردمی" اشاره داشته و بر ضرورت حرکت آن از طریق توسعه انسانی به " امنیت غذا، کار و محیط زیست" توجه دارد. امروزه، احساس ناامنی، بیشتر از زندگی روزمره ناشی می شود تا از وقایع نابه بهنگام جهانی. امنیت شغلی و خانوادگی، امنیت درآمد، بهداشت و سلامت، امنیت محیط زیست ، امنیت در برابر هر نوع خشونت و جنایت (فقر و افراطی گری) و مانند آنها، از نگرانی های جدی و در حال بروز برای امنیت انسان در جهان و ایران، به شمار می رود (یزدان فام، محمود، دولتهای شکننده و امنیت انسانی، پژوهشکده مطالعات راهبردی،1390، ص14). وجود موانع و محدودیت های متعدد و فراوان در سر راه ازدواج جوانان، بالا رفتن سن ازدواج و عدم تمایل جوانان به ازدواج و افزایش تجرد مطلق، روند فزاینده " ازدواج سفید"، گسترش روزافزون آمار طلاق و از هم پاشیدگی خانواده ها، فاصله فزاینده بین سن بلوغ و سن ازدواج آنها و افزایش ناباروری و نازایی در بین دختران، افزایش تقاضا برای بهره مندی از رحم جانشین(جایگزین) و لقاح مصنوعی، نبود ساز و کارهای متعارف،مشروع و ممکن برای ارضای نیازهای جنسی، عاطفی و طبیعی آنها و بلاتکلیف بودن وضعیت جوانان در کشور دراین رابطه، همه و همه نشان از " بحران خانواده در ایران" و " نقض حقوق سلامت و امنیت انسانی شهروندان" و عدم کارایی سازمانها و دوائر دولتی و ملی در برون رفت از این بحران فزاینده و بلاثر بودن طرح ها و برنامه های مطروحه در این زمینه دارد ( زمانی درمزاری، محمدرضا، فقر، فساد و فحشاء در ایران؛ هشدار یک حقوقدان نسبت به نقض"حقوق سلامت و امنیت انسانی شهروندان"، پیشین).