شرط لازم برای نقد کردن یک نوشته
وقتی نویسندهای چیزی مینویسد منظوری دارد. کسی که میخواند چیزی میفهمد. لزوماً این دو با هم یکی نیستند. کسی که میخواند و نقد میکند در حقیقت در حال نقد کردن برداشت خود از نوشته است. این ممکن است کاملا بیربط به خود نوشته باشد.
قضیه زیر را ببینید:
قضیه. فرض کنیم D زیرمجموعهای شمارا از مجموعه اعداد حقیقی باشد که نسبت یک عضو به عضو قبلی آن در بینهایت بهe میل میکند. نیز فرض کنیم l برابر با حد همین نسبت باشد وقتی به اعضا مجموعه به اندازهa اضافه کرده و آنها را به توان r رسانده باشیم. در این صورت مقدار این حد مستقل از انتخابa و برابر با عددی حقیقی مانند m است.
یک نقد به این قضیه میتواند این باشد: در مجموعه، ترتیب اعضا مهم نیست و در نتیجه عضو قبلی معنا ندارد؛ پس کلاً صورت این قضیه بیمعنی است.
اما من این قضیه را برای یک مخاطب خاص نوشتهام و تا این موضوع را نفهمید نمیتوانید نقد درستی بر نوشته من داشته باشید. به متغیرها با همین ترتیبی که در قضیه آمدهاند توجه کنید! مخاطب خاص من دلارام است. این موضوع به علاوه نشان میدهد که من مفهوم ترتیب را به خوبی میفهمم و ذکر نکردن آن در صورت قضیه، عمدی بوده است.
ممکن است من چیزی بنویسم و در آن پیامی را پنهان کنم مبنی بر این که هرچه شخص آ میگوید کاملاً درست است. شخص آ که پیام مستتر در نوشته مرا نگرفته، نوشته مرا نقد میکند و میگوید: چیزی که نوشتهای سرتاپا غلط است!
وی در حقیقت اذعان کرده که من سرتاپا غلط کردهام که گفتهام او هرچه میگوید درست است!
اکنون او مسئول پارادکسی است که با نقدش ایجاد کرده، چرا که اگر درست گفته باشد، غلط گفته است.
شرط لازم برای این که یک نوشته را به بند نقد بکشید آن است که آن را به تمامی فهمیده باشید. تا وقتی مطمئن نشدهاید، به نقدِ نوشته کسی مبادرت نورزید