قضاوت جز جدایی ناپذیر ذهن انسان

4 شهریور 1405 - خواندن 3 دقیقه - 555 بازدید


گاهی بعضی جملات در ظاهر چنان روشنفکرانه و درست بنظر می رسند که گفتنشان تبدیل به اپیدمی می شود؛ جملاتی که ورای ظاهر زیبا و اخلاقیشان به دور از واقعیت هستند. جمله «من دیگران را قضاوت نمی کنم.» جمله ای زیبا روشنفکرانه و اخلاقی به نظر می رسد؛ اما بیشتر از آنکه جمله ای صحیح باشد جمله ای شعاریست.

آیا واقعا ممکن است انسان هیچ گاه قضاوت نکند؟ شاید اگر کمی دقیق تر به ذهن خود نگاه کنیم، پاسخ چیز دیگری باشد و با گفتن چنین جمله ای سعی در فریب خودمان و دیگران داشته باشیم.

قضاوت فقط این نیست که درباره ی کسی با صدای بلند بگوییم «او آدم خوبی نیست» یا «رفتارش اشتباه است». قضاوت بسیار پیش تر و ظریف تر از این آغاز می شود؛ درست در همان لحظه ای که ذهن ما چیزی را می بیند و درباره ی آن ارزشی تعیین می کند. وقتی به گلی نگاه می کنیم و می گوییم «چه گل زیبایی»، یا برعکس، با خودمان فکر می کنیم «زیبایی چندانی ندارد»، در حال قضاوت هستیم. وقتی غذایی را می چشیم و آن را خوشمزه یا بدمزه می دانیم، وقتی صدایی را دلنشین یا آزاردهنده احساس می کنیم، ذهن ما در حال مقایسه و داوری است. حتی در بسیاری از مواقع قضاوت های که بر زبان آورده ایم را فیلتر می کنیم چراکه ذهن انسان نمی خواهد تصویری که از خودش ساخته را مخدوش ببیند؛ در این مورد ما نمی خواهیم بپذیریم که ما هم گاه مانند دیگران و حتی گاهی بیشتر از دیگران، قضاوت می کنیم.

ما درباره ی خودمان نیز دائما قضاوت می کنیم: «امروز خوب عمل کردم»، «این تصمیمم اشتباه بود»، «به اندازه ی کافی سعی نکردم.» یا امروز خیلی خوب بودم. قضاوت بخشی از سازوکار طبیعی ذهن برای فهم و دسته بندی جهان است؛ بنابراین مسئله این نیست که چگونه هرگز قضاوت نکنیم، بلکه این است، که چگونه آگاهانه تر قضاوت کنیم.

شاید هر چه با دیگران و با خود صادقتر باشیم کمتر بگوییم «من هیچ کس را قضاوت نمی کنم»

انسانی که صادق است جملاتش را اینگونه بیان می کند:"من قضاوت می کنم، اما آگاهم که قضاوت هایم همیشه با حقیقت یکی نیست ."