کلام قلب

[محی الدین ابن عربی]
در معرفت و شناخت وارد
وارد نزد قوم (صوفیه) و ما عبارت از آن چیزی است که از هر اسمی الهی بر قلب وارد می شود، پس کلام بر آن، بدانچه وارد است می باشد، نه بدانچه وارد شده، گاهی به سبب صحو و سکر و بسط و قبض و هیبت و انس و به سبب اموری که قابل شمار نیست وارد می شود و تمام آنها واردات اند، جز آنکه قوم مصطلح کرده اند که وارد را آنچه از خواطر پسندیده است بنامند.(1)
***
[یزدانپناه عسکری]
هر آنچه به اندیشه درآید و فکر می کنیم و می گوییم وابسته ی قلب ماست.
____________________
1 – فتوحات مکیه، شیخ محی الدین ابن عربی، ترجمه تعلیق محمد خواجوی- تهران: انتشارات مولی، 1383، جلد 9، صفحه 666
[«فی معرفه الوارد» کل اسم الهی یرد علی القلب فهو الوارد - الوارد عند القوم و عندنا ما یرد علی القلب من کل اسم الهی فالکلام علیه بما هو وارد لا بما ورد فقد یرد بصحو و بسکر و بقبض و ببسط و بهیبه و بانس و بامور لا تحصی و کلها واردات غیر ان القوم اصطلحوا علی ان یسموا الوارد ما ذکرناه من الخواطر المحموده . (محیی الدین بن عربی، الفتوحات المکیه ، اربع مجلدات، 4جلد، دار الصادر - بیروت، چاپ: اول، ج2 ؛ ص566]
