تکلیف شکر

[عبد الرحمن جامی]
و قال تعالی، «و قلیل من عبادی الشکور»، ببنیه المبالغه لیعم شکر التکلیف و شکر التبرع. فشکر التبرع: «ا فلا اکون عبدا شکورا».
شکر التکلیف ما وقع به الامر التکلیفی الالهی، مثل قوله تعالی، «و اشکروا لله»، و قوله تعالی، «و اشکروا نعمت الله»،
و بین الشکرین- شکر التکلیف و شکر التبرع- من التفاوت و التفاضل ما بین الشکورین- الشکور المکلف و الشکور المتبرع، فکما ان الشکور المتبرع افضل من الشکور المکلف، فکذلک شکر التبرع افضل من شکر التکلیف. و ذلک ظاهر جلی لمن عقل و فهم الامور من الله، لا من نظره العقلی. سوال اگر گویند، «میشاید که شخصی از عهده شکر تکلیفی بیرون نیاید و به اداء شکر تبرعی قیام نماید؛ و لا شک شاکر مکلف که از عهده شکر تکلیفی بیرون آمده باشد از آن شاکر متبرع افضل خواهد بود؛ پس حکم با فضیلت شاکر متبرع علی اطلاقه صحیح نباشد؛ جواب گوئیم که ما دام که شاکر متبرع از عهده شکر تکلیفی کما ینبغی بیرون نیاید، شکر تبرعی از وی صورت نبندد، زیرا که شکر تبرعی از نوافل است، و تکلیفی از فرایض. و هر گاه که اداء فریضه بر وجه قصور و نقصان است، اقدام بر نافله متمم و مکمل آن است. پس فی الحقیقه آن نافله از فریضه واقع شده باشد، نه از نفل.(1)
***
[یزدانپناه عسکری]
شکر تکلیف، تفکیک تجربیات پی در پی زندگی از نعمت حیات در بازگشت است.
_______________________
1 - عبد الرحمن جامی، نقد النصوص فی شرح نقش الفصوص، 1جلد، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی - تهران، چاپ: دوم، 1370. صفحه 10 ، 236
