بازار تبریز؛ وقت پوست اندازی تجارت

31 مرداد 1405 - خواندن 7 دقیقه - 94 بازدید



 

بازار تبریز آنلاین - موسی کاظم زاده : تبریز در جغرافیای اقتصادی ایران، صرفا یک شهر مرزی یا صنعتی نیست؛ شهری است که بخش مهمی از هویت تاریخی آن با تجارت، بازرگانی و ارتباط با بازارهای پیرامونی شکل گرفته است. موقعیت جغرافیایی تبریز، این شهر را در نقطه اتصال ایران به ترکیه، قفقاز و مسیرهای تجاری منطقه قرار داده است؛ اما امروز یک پرسش جدی پیش روی اقتصاد تبریز قرار دارد: آیا این شهر به اندازه موقعیت جغرافیایی، ظرفیت صنعتی و پیشینه تجاری خود از بازارهای منطقه بهره می گیرد؟

واقعیت این است که آذربایجان شرقی از ظرفیت قابل توجهی در تجارت خارجی برخوردار است. در ۱۰ ماهه سال ۱۴۰۴ بیش از ۲.۸ میلیون تن کالا به ارزش یک میلیارد و ۴۷۲ میلیون دلار از گمرکات استان صادر شده و گمرک تبریز با بیش از ۸۶۱ میلیون دلار، بیشترین سهم را در میان گمرکات استان به خود اختصاص داده است. ترکیه با بیش از ۵۵۳ میلیون دلار، بزرگ ترین مقصد صادراتی استان و ارمنستان با حدود ۳۰۱ میلیون دلار، دومین مقصد صادراتی بوده اند. این ارقام نشان می دهد که ارتباط اقتصادی تبریز و آذربایجان شرقی با بازارهای پیرامونی نه تنها وجود دارد، بلکه ظرفیت قابل توجهی نیز دارد.

با این حال، مسئله اصلی «داشتن تجارت» نیست؛ مسئله، فاصله میان ظرفیت موجود و جایگاهی است که تبریز می تواند در اقتصاد منطقه به دست آورد. در نیمه نخست سال ۱۴۰۴ نیز حدود ۸۰ درصد صادرات آذربایجان شرقی به پنج کشور ترکیه، ارمنستان، عراق، افغانستان و گرجستان انجام شده است؛ آماری که از پیوند قابل توجه اقتصاد استان با بازارهای پیرامونی حکایت دارد، اما همزمان این پرسش را مطرح می کند که چرا این روابط تجاری هنوز به یک شبکه قدرتمند و پایدار تجارت منطقه ای تبدیل نشده است؟

تبریز از یک مزیت کم نظیر برخوردار است؛ در فاصله ای مناسب از بازار ترکیه قرار دارد، به قفقاز دسترسی دارد و از مسیرهای ارتباطی شمال غرب کشور می تواند به بازارهای گسترده تری متصل شود. کریدور ارس نیز می تواند جایگاه شمال غرب ایران را در ارتباط با قفقاز و اروپا تقویت کند. اما جغرافیا به تنهایی ثروت تولید نمی کند. موقعیت جغرافیایی زمانی به مزیت اقتصادی تبدیل می شود که با زیرساخت مناسب، لجستیک کارآمد، دیپلماسی اقتصادی، شناخت بازارهای مقصد، استانداردسازی، بسته بندی، برند سازی، تامین مالی و شبکه های حرفه ای صادرات همراه شود.

از این منظر، چالش تبریز را نمی توان فقط در کمبود تولید یا محدودیت بازار داخلی خلاصه کرد. بخشی از مسئله، فاصله میان تولید و بازار منطقه ای است. تبریز ظرفیت های صنعتی، معدنی، کشاورزی، غذایی، دارویی و دانش بنیان قابل توجهی دارد؛ اما برای تبدیل این ظرفیت ها به قدرت اقتصادی منطقه ای، باید زنجیره ای منسجم میان تولیدکننده، صادرکننده، شرکت های لجستیکی، شبکه های توزیع، خدمات مالی و بازارهای هدف شکل بگیرد.

تبریز نباید فقط صادرکننده کالا باشد؛ باید به مرکز تجارت منطقه ای تبدیل شود. این دو مفهوم تفاوت اساسی دارند. شهری که کالا صادر می کند از تجارت سهم می برد، اما شهری که شبکه بازرگانی، لجستیک، توزیع، خدمات مالی، برندهای منطقه ای و زنجیره تامین را در اختیار دارد، از اقتصاد تجارت بهره مند می شود. این همان نقطه ای است که بازار تاریخی تبریز نیز دوباره اهمیت پیدا می کند.

بازار تبریز در گذشته صرفا محل خرید و فروش کالا نبود؛ شبکه ای گسترده از اعتماد، اعتبار، ارتباط و تجارت بود که با بازارهای دوردست پیوند داشت. تاجران تبریزی فقط در محدوده شهر فعالیت نمی کردند؛ آنها بخشی از شبکه تجارت ایران و منطقه بودند. امروز فناوری، مرزهای تجارت را دگرگون کرده و فاصله میان تولیدکننده و مصرف کننده را کاهش داده است. بنابراین پرسش مهم این است که آیا بازار تبریز می تواند همان روح تجارت تاریخی خود را با ابزارهای جدید بازآفرینی کند؟

امروز ترکیه، جمهوری آذربایجان، ارمنستان و گرجستان فقط همسایگان تبریز نیستند؛ بخشی از جغرافیای اقتصادی پیرامون این شهرند. اگر تبریز این کشورها را صرفا مقصد صادرات چند قلم کالا ببیند، از بخش بزرگی از ظرفیت خود استفاده نکرده است. نگاه آینده نگر باید این بازارها را حلقه هایی از یک زنجیره بزرگ تر اقتصادی بداند؛ زنجیره ای که می تواند از تولید و صادرات تا ترانزیت، خدمات فنی و مهندسی، گردشگری، تجارت الکترونیک، سرمایه گذاری مشترک و خدمات بازرگانی امتداد پیدا کند.

رقابت اقتصادی امروز دیگر فقط بر سر داشتن کارخانه و سرمایه نیست؛ رقابت بر سر مسیر عبور کالا، سرمایه، اطلاعات و خدمات است. در چنین شرایطی، موقعیت تبریز یک امتیاز است، اما امتیازی که اگر به سیاست و برنامه اقتصادی تبدیل نشود، ممکن است به تدریج ارزش خود را از دست بدهد. شهرهای دیگر منطقه نیز در حال توسعه زیرساخت های تجاری و ترانزیتی خود هستند و هر مسیری که سریع تر، ارزان تر و مطمئن تر کالا و سرمایه را جابه جا کند، سهم بیشتری از تجارت منطقه را به خود اختصاص خواهد داد.

از این رو، تبریز به یک نقشه راه روشن برای تجارت منطقه ای نیاز دارد؛ نقشه ای که در آن دولت، بخش خصوصی، اتاق بازرگانی، گمرک، صنعت، دانشگاه، مجموعه های دانش بنیان، شهرداری و فعالان بازار در مسیر واحدی حرکت کنند. هدف نباید فقط افزایش رقم صادرات باشد؛ هدف باید تبدیل تبریز به یک مرکز اثرگذار در شبکه تجارت شمال غرب ایران و پیونددهنده اقتصاد ایران با بازارهای ترکیه و قفقاز باشد.

اقتصاد تبریز زمانی می تواند از ظرفیت همسایگی خود به درستی استفاده کند که از نگاه «همسایه محور» به نگاه «بازارمحور» برسد؛ یعنی به جای اینکه صرفا به این فکر کند که چه کالایی را می توان به کشورهای همسایه فروخت، بپرسد چگونه می توان بخشی از زنجیره ارزش و تجارت این بازارها را در تبریز مستقر کرد.

مسئله امروز تبریز این نیست که آیا با کشورهای همسایه تجارت دارد یا نه؛ آمارها پاسخ این پرسش را داده اند. پرسش بزرگ تر این است که آیا تبریز به اندازه موقعیت تاریخی و جغرافیایی خود تجارت می کند؟

بازار تبریز قرن ها پیش فهمیده بود که ثروت در انزوا ساخته نمی شود؛ در ارتباط ساخته می شود. امروز نیز راه آینده اقتصاد تبریز از همین اصل می گذرد. تبریز اگر می خواهد دوباره جایگاه تاریخی خود را در تجارت منطقه ای بازیابد، نباید تنها به نزدیک بودن به بازارهای ترکیه و قفقاز افتخار کند؛ باید از این نزدیکی، مزیت اقتصادی، فرصت سرمایه گذاری و قدرت تجاری بسازد. تبریز نباید فقط نزدیک بازارهای منطقه باشد؛ باید خودش یکی از مراکز اصلی آن بازارها باشد.


* نویسنده: موسی کاظم زاده؛ قابل دسترسی هم در سایت بازار تبریز آنلاین

https://bazartabrizonline.ir