مسئولیت اخلاقی مخاطب در مواجهه با هنر ؛ نگاهی به شیوه های بیان هنر اعتراضی

24 تیر 1405 - خواندن 4 دقیقه - 87 بازدید




در دوران معاصر هنر دیگر صرفا شیئی زیباشناختی نیست که در سکوت گالری ها دیده شود؛ بلکه کنشی اجتماعی، سیاسی و اخلاقی است که مخاطب را درگیر می کند، از او واکنش می خواهد و گاه حتی او را در جایگاه شاهد، هم دست یا مقاومت کننده قرار می دهد. بنابراین، پرسش اصلی این است که آیا مخاطب فقط بیننده ای منفعل است یا در برابر اثر هنری به ویژه اثر اعتراضی مسئولیت اخلاقی دارد؟ برای پاسخ، باید ابتدا نقش مخاطب را در فرایند معنا سازی بررسی کرد. برخی نظریه پردازان بر این باورند که معنا در اثر هنری ثابت نیست؛ معنا در «مواجهه» ساخته می شود. اگر معنا در لحظه مواجهه شکل می گیرد، پس مخاطب نه فقط دریافت کننده، بلکه شریک تولید معناست. این شراکت، به طور طبیعی، مسئولیت اخلاقی ایجاد می کند؛ زیرا هر مشارکت در معنا، مشارکت در پیام و اثر اجتماعی هنر نیز هست. مخاطبی که اثر اعتراضی را می بیند، در برابر آن موضع می گیرد: بی تفاوتی، همدلی، رد، یا حتی سوء برداشت. هر یک از این واکنش ها پیامد اخلاقی دارد. 

هنر اعتراضی نمونه برجسته ای است که این مسئولیت را آشکار می کند. هنر اعتراضی معمولا در برابر جنگ ، بی عدالتی، خشونت، تبعیض، سانسور یا فساد شکل می گیرد و هدفش نه فقط نمایش واقعیت، بلکه برانگیختن واکنش اخلاقی است. برای مثال، آثار اعتراضی درباره جنگ، مخاطب را در برابر رنج انسانی قرار می دهند؛ آثار مرتبط با تبعیض نژادی یا جنسیتی، مخاطب را با ساختارهای نابرابر مواجه می کنند؛ و هنر خیابانی یا پرفورمنس های اعتراضی، مخاطب را از فضای امن تماشاگر بودن بیرون می کشند و او را در موقعیت تصمیم گیری اخلاقی قرار می دهند. در چنین آثاری، مخاطب اگر بی تفاوت بماند، در واقع در برابر پیام اثر مقاومت کرده است. بی تفاوتی، نوعی موضع اخلاقی است؛ موضعی که می تواند به تداوم وضعیت ناعادلانه کمک کند. از سوی دیگر، واکنش احساسی صرف نیز کافی نیست؛ زیرا هنر اعتراضی معمولا به دنبال تغییر اجتماعی است و تغییر، نیازمند فهم، گفت وگو و کنش است. بنابراین، مسئولیت اخلاقی مخاطب تنها «احساس کردن» نیست، بلکه «اندیشیدن» و «بازنگری در موضع خود» است. نمونه های تاریخی این مسئله را رون تر می کنند. آثار اعتراضی دوران جنگ ویتنام، عکس های افشاگرانه فجایع انسانی، یا نقاشی های اعتراضی علیه تبعیض، همگی مخاطب را در موقعیت اخلاقی قرار داده اند. مخاطب در برابر این آثار نمی تواند ادعا کند که «فقط نگاه می کند»؛ زیرا نگاه کردن، خود یک کنش اخلاقی است. حتی در هنر معاصر ، مخاطب با پرسش دشوار «آیا من شاهدی بی عمل هستم؟» روبه رو می شود. این پرسش، مسئولیت اخلاقی را از سطح نظری به سطح تجربه زیسته می آورد. اما مسئولیت اخلاقی مخاطب به معنای تحمیل یک واکنش واحد نیست. هنر اعتراضی از مخاطب نمی خواهد که حتما هم نظر باشد؛ بلکه می خواهد که آگاهانه واکنش نشان دهد. مسئولیت اخلاقی یعنی مواجهه صادقانه، نه پذیرش بی چون وچرا. مخاطب باید بپرسد: این اثر چه می گوید؟ من در برابر این پیام چه موضعی دارم؟ آیا موضع من پیامد اجتماعی دارد؟ آیا سکوت من نوعی مشارکت در وضعیت موجود است؟ این پرسش ها، جوهر مسئولیت اخلاقی مخاطب اند. 

مخاطب در مواجهه با هنر به ویژه هنر اعتراضی نه فقط دریافت کننده پیام، بلکه عامل اخلاقی است. هنر اعتراضی بدون مخاطب آگاه، به شیئی بی اثر تبدیل می شود. معنا، تاثیر و حتی قدرت سیاسی هنر، در لحظه مواجهه با مخاطب شکل می گیرد. بنابراین، مسئولیت اخلاقی مخاطب نه یک انتخاب، بلکه بخشی از ماهیت تجربه هنری است. هنر اعتراضی ما را به یاد می آورد که دیدن، شنیدن و حتی سکوت کردن، همگی کنش هایی اخلاقی اند؛ کنش هایی که می توانند جهان را تغییر دهند یا به همان شکل باقی نگه دارند.