🔷تویوسف می شوی ... تویوسف می شوی ! (برگی از خاطرات رهبرشهید و قائد امت حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای ( قدس الله نفسه الذکیه))
بسم الله الرحمن الرحیم
✍رهبرشهید در خاطرات مبارزاتی، زندانها و تبعید های شان قبل از انقلاب اسلامی، از خواب های صادقه ی یاد می کند که بعد از مدتی به وقوع پیوسته و رویایی صادقه بودن آنها آشکار شده است( قابل یاد آوری است که رویای صادقه یکی از شعب الهامات الهی به شمار می رود که از این طریق پیام های مهمی ابلاغ می شود). از جمله ایشان می فرماید :
✅« به مناسبت بحث خوابهای صادقه ، بد نیست بگویم که در یاد من خوابهای عجیبی مانده ، که یکی از آنها را نقل می کنم ؛ به گمانم مربوط به سال 1346 یا 1347 باشد.
در آن زمان وضع سیاسی مشهد در نهایت شدت و سختی بود و اسلام گرایان دچار گرفتاری و محنت زیادی بودند ؛ چنان که جز چند تن اندک از رفقا با من در میدان باقی نماندند و بقیه ترجیح دادند عرصه ی مبارزه را رها کنند.
✅در آن شرایط ، خواب دیدم که حضرت امام خمینی(ره) وفات کرده و جنازه ی ایشان در یکی ازخانه های مشهد واقع در نزدیک خانه ی پدر من روی زمین است. مردم بسیاری برای تشییع جنازه جمع شدند ، که من هم در میان آنها بودم. دردی جانکاه قلبم را می فشرد و غم و اندوه وجودم را گرفته بود . تابوت را از آن خانه بیرون آوردیم و روی دوش گرفتیم. بعد تشییع کنندگان که جمعیت انبوهی بودند ، در پی جنازه به حرکت در آمدند ، که درمیان آنها شمار بسیاری از علما بودند و من هم با آنها حرکت می کردم ... ، با صدای بلند می گریستم و از شدت تالم و تاثر ، با دست روی زانوی خود می زدم...
✅جنازه به آخر شهر رسید ، بیشتر تشییع کنندگان باز گشتند ، اما جنازه راه خود را در بیرون شهر ادامه داد و تعداد بیست سی تشییع کننده ( که من هم جزو آنها بودم ) همچنان درپی جنازه حرکت می کردند. سپس جنازه به تپه ای رسید . بیشتر تشییع کنندگان در پایین تپه ماندند. جنازه به همراه چهار پنج تشییع کننده به سمت بالای تپه رفت ، که من هم با آنها به دنبال جنازه بودم... و ما تابوت را آنجا قرار دادیم.
✅من به پایین پا نزدیک شدم ... وقتی کنار پا ایستادم به چهره ی امام که در تابوت آرمیده بود ، می نگریستم. ناگهان دیدم دست راست ایشان که انگشت سبابه ی آن به حالت اشاره بود ، به سمت بالا حرکت می کند. حیرت شدیدی سراپایم را گرفت. سپس دیدم امام با چشمان بسته شروع کرد به حرکت برای نشستن ، تا اینکه انگشت اشاره اش به پیشانی من رسید و آن را لمس کرد یا نزدیک بود لمس کند... بعد لبهایش را گشود و دوبار گفت : تویوسف می شوی ... تو یوسف می شوی »!.
📚خون دلی که لعل شد ، ص 262 – 263 .
✍پ. ن :
✅ آری ؛ تو هم ای رهبر شجاع و شهید! یوسف و عزیز ایران شدی!
یوسف و عزیز مصر، با مدیریت الهی و حکیمانه اش سیلوهای گندم را پر کرد و در سال های قحطی نه تنها مردم مصر را بلکه مردم سایر نقاط جهان مانند کنعان را نیز از قحطی نجات داد
و تو ای قائد شهید امت!
یوسف گونه با مدیریت حکیمانه و رهبری خردمندانه و عاقبت اندیشانه خود انبارهای نظامی را پر از موشک و پهپاد ساختی و در روز های جنگ با استکبار جهانی و رژیم کودک کش صهیونی، فرزندان و تربیت یافتگان اندیشه ی بالنده و پویای تو، هیمنه ی پوشالی و هژمونی ظالمانه ی دشمن را در هم شکستند و افتخار و امید آفرینی برای امت اسلامی بخصوص ملت شریف ایران به ارمغان آوردند.
✅ آری؛
یوسف وار اقتدار و عزت، و محبوبیت کم نظیری که یوسف در مصر به دست آورد تو در ایران اسلامی بلکه در جهان اسلام و بین ملت های آزاده به دست آوردی! تشییع میلیونی تو با اشک و آه بدرقه کنندگان در جاهای مختلف و برگزاری بزرگداشت از مقام شامخ تو در کشورهای مختلف موید این سخن است.
✅ آری؛
یوسف به جرم نه گفتن به خواسته ی طاغوت درونی یک خانم، به زندان افتاد و شکنجه شد
و تو ای رهبر شهید! به جرم نه گفتن به حکومت طاغوتی شاه به زندان ها افتادی و شکنجه ها شدی و تبعید های طاقت فرسا را در راه اسلام خواهی، عدالت طلبی و حق محوری به جان خریدی!
✅و خدای سبحان هم اجر و پاداش یک عمر مجاهدت، شجاعت، تلاش، خون دل خوردن شما را در راه اعتلای کلمه توحید، ترویج اسلام ناب، پیشرفت ملت ایران بلکه امت مسلمه و انقلاب اسلامی، به شماعنایت فرمود و آن شهادت در ماه مبارک رمضان با دهان روزه و درحال خواندن قرآن کریم و عزت و محبوبیت کم نظیری بود که در تشییع پیکر مطهر و خونین شما متبلور شد.
✅آری؛ این وعده صریح الهی است که :"
ان الذین آمنوا وعملوا الصالحات انا لا نضیع اجر من احسن عملا
مسلما کسانی که ایمان ﺁوردند و کارهای شایسته انجام دادند [ پاداششان داده خواهد شد ] زیرا ما پاداش کسانی را که کار نیکو کرده اند، تباه نمی کنیم .(کهف/٣٠)
ولله العزه ولرسوله وللمومنین...، عزت و اقتدار برای خدا و پیامبرش و مومنان است. (منافقون/8).