چرا دنبال تایید دیگران هستیم؟!

17 خرداد 1405 - خواندن 8 دقیقه - 99 بازدید

قدرت تایید اجتماعی:چرا دنبال تایید دیگران هستیم؟

تایید اجتماعی یکی از بنیادی ترین نیازهای روانشناختی انسان و در عین حال یکی از پنهان ترین ساز و کارهای کنترل اجتماعی است. انسانها به طور طبیعی تمایل دارند مورد پذیرش دیگران قرار گیرند، اما در بستر جوامع مدرن و به ویژه با گسترش رسانه های اجتماعی این نیاز می تواند به عامل تعیین کننده در شکل گیری هویت تصمیم گیری و ارزش گذاری فردی تبدیل شود مقاله حاضر با رویکردی تحلیلی انتقادی به بررسی ریشه های تکاملی و روانشناختی و اجتماعی می پردازد و پیامدهای مثبت و منفی آن را در زندگی فردی و جمعی تحلیل میکند.

واژگان کلیدی:تایید اجتماعی رسانه های اجتماعی هویت فردی سلامت روان


مقدمه

انسان موجودی اجتماعی است؛ از نخستین روزهای شکل گیری جوامع انسانی بقا امنیت و معنا همواره در گروی ارتباط با دیگران بوده است. در چنین بستری تایید اجتماعی نه تنها یک نیاز روانشناختی بلکه نوعی سازوکار تطبیقی برای زیستن در گروه محسوب می شود. با این حال آنچه امروزه تحت عنوان نیاز افراطی به تایید دیگران شناخته می شود فراتر از یک مکانیسم طبیعی است و می تواند به منشا اضطراب کاهش اصالت فردی و وابستگی روانی تبدیل شود. این مقاله به بررسی مفهوم تایید اجتماعی ریشه های زیستی و روانشناختی آن نقش فرهنگ و رسانه های نوین پیامدهای مثبت و منفی و در نهایت راهکارهای تعدیل این نیاز می پردازد.


۱ - تایید اجتماعی چیست؟

تایید اجتماعی به معنای تمایل فرد به محصور شدن با نظرات رفتارها و انتظارات دیگران و دریافت نشانه هایی مبنی بر پذیرش و مقبولیت است. این تایید می تواند به اشکال گوناگونی بروز یابد از تحسین کلامی و توجه عاطفی گرفته تا پسندیدن در فضای مجازی نوشتن نظرات و بازخوردهای دیجیتال انسان به طور ناخودآگاه از رفتار اکثریت به عنوان معیاری برای درستی یا نادرستی تصمیم های خود استفاده میکنند به ویژه در شرایط ابهام.

ریشه های تکاملی نیاز به تاییداز نظر تکاملی طرد شدن از گروه در جوامع بدوی و نخستین معادل با خطر مرگ بود. عضویت در گروه به معنای دسترسی به غذا، حفاظت و جفت یابی بود. بنابر این مغز انسان به گونه ای تکامل یافته که نشانه های پذیرش اجتماعی را پاداش دهنده و نشانه های طرد را تهدید آمیز تلقی می کند.

پژوهش های عصب شناختی نشان می دهد که دریافت تایید اجتماعی می تواند مدارهای پاداش مغز به ویژه مسیر دوپامینی را فعال کند؛ همان مدارهایی که در تجربه لذت موفقیت و حتی اعتیاد نقش دارند. از این رو تایید دیگران نه تنها یک تجربه روانی بلکه یک فرایند زیستی است.


-نیاز به تعلق دیدگاه های روانشناختی

۱-۳-هرم نیازهای مزلو آبراهام مزلو نیاز به تعلق و عشق را در سطح سوم هرم نیازها قرار می دهد. پس از تامین نیازهای فیزیولوژیک و امنیت، انسان به دنبال پذیرش محبت و تعلق اجتماعی است. در صورت ناکامی در این سطح فرد ممکن است احساس تنهایی اضطراب و بی ارزشی را تجربه کند.

۲-۳- نظریه دلبستگی

نظریه دلبستگی بیان می کند که کیفیت روابط اولیه کودک با مراقبان اصلی الگوی نیاز او به تایید در بزرگسالی را شکل می دهد. افرادی با دلبستگی نا ایمن اضطرابی یا اجتنابی معمولا حساسیت بیشتری نسبت به نظر دیگران دارند و بیشتر به دنبال تایید بیرونی هستند.

۴- فرهنگ جامعه و تایید اجتماعی

در جوامع جمع گرا هماهنگی با گروه و حفظ آبرو اهمیت ویژه ای دارد. در چنین فرهنگی تایید اجتماعی نه تنها یک نیاز فردی بلکه یک الزام اجتماعی محسوب می شود. در جامعه معاصر ایران ترکیبی از ارزشهای جمع گرایانه سنتی و فشار مدرن شرایطی پیچیده برای تجربه تایید اجتماعی ایجاد کرده است؛ شرایطی که در آن فرد دایما میان خود واقعی و خود قابل قبول در نوسان است. در چنین فضایی تایید اجتماعی نہ صرفا یک نیاز بلکه نوعی ابزار بقا محسوب می شود. فرد می آموزد که برای دیده شدن شنیده شدن یا حتی مصون ماندن از طرد باید خود را مطابق انتظارات مسلط باز تعریف کند. این سازوکار، اگرچه در کوتاه مدت احساس امنیت می آفریند، اما در بلندمدت می تواند به فرسایش هویت فردی منجر شود.


۵-رسانه های اجتماعی و اقتصاد تایید

شبکه های اجتماعی مفهوم تایید را کمی و قابل اندازه گیری کرده اند. پسندیدن تعداد دنبال کنندگان و بازنشر به واحدهای سنجش ارزش اجتماعی تبدیل شده اند. این پدیده که می توان آن را «اقتصاد تایید» نامید افراد را به تولید مداوم تصاویر مطلوب از خود سوق می دهد.

مطالعات متعدد نشان می دهد وابستگی به بازخوردهای آنلاین می تواند با افزایش اضطراب افسردگی مقایسه گری اجتماعی و کاهش عزت نفس در ارتباط باشد؛ به ویژه زمانی که ارزش فردی با واکنش دیگران گره میخورد.

در این وضعیت فرد بجای زیستن تجربه ها، آن ها را مصرف پذیر می کند؛ تجربه باید دیده شود تا واقعی تلقی گردد.

در چنین شرایطی مساله اصلی صرفا حضور در شبکه های اجتماعی یا دریافت بازخورد نیست بلکه وابستگی روانی انسان به نگاه دیگران است؛ وابستگی ای که مرز میان بودن» و «دیده شدن» را مخدوش می کند. در برابر این وضعیت برخی نظریه پردازان و روانشناسی انسان گرا بر ضرورت بازگشت به تایید درونی و پذیرش خود تاکید کرده اند.


((نگاهی به تایید درونی از دیدگاه کارل راجرز
تناقض جالب این است که وقتی خودم را همانگونه که هستم می پذیرم آنگاه می توانم تغییر کنم.
کارل راجرز ۱۹۶۱ -
تاکید راجرز بر پذیرش خود نقطه مقابل منطق حاکم بر فرهنگ تایید بیرونی است؛ فرهنگی که فرد را به انطباق مداوم با انتظارات دیگران سوق می دهد. از این منظر رهایی از وابستگی به تایید اجتماعی نه در انکار جامعه بلکه در باز تعریف رابطه فرد با خویشتن معنا می یابد))

- پیامدهای مثبت تایید اجتماعی

تسهیل یادگیری اجتماعی و هنجار سازی رفتارها افزایش حس تعلق و انسجام گروهی

تقویت اعتماد به نفس در بستر روابط سالم

- پیامدهای منفی و آسیب شناسی

از دست دادن اصالت فردی

تصمیم گیری براساس ترس از قضاوت

وابستگی عاطفی و کاهش عزت نفس درونی فرسودگی روانی ناشی از نقش بازی کردن.


حرکت به سوی تایید درونی

تایید درونی به معنای ارزیابی خود بر اساس ارزشها اهداف و معیارهای شخصی است. پرورش خود آگاهی پذیرش نقض ها و تمرین ذهن آگاهی از راه های تقویت این نوع تایید محسوب می شود.

جمع بندی تیاز به تایید اجتماعی سنجش جدایی ناپذیر از تجربه انسانی است اما زمانی که این نیاز به محور هویت فرد تبدیل می شود، می تواند به تهدیدی جدی برای سلامت روان و اصالت فردی بدل گردد. جامعه ای که ارزش فرد را صرفا براساس میزان تایید عمومی تعریف می کند ناخواسته انسان هایی مضطرب وابسته و ناتوان از تصمیم گیری مستقل پرورش می دهد. درک ریشه ها و ساز و کارهای این نیاز نخستین گام برای ایجاد تعادلی سالم میان با«دیگران بودن» و «خود بودن» است.


منابع

1. Baumeister, R, F,& Leary, M.R.(1995).The need to be- long:Desire for interpersonal attachments as a funda- mental human motivation, Psychological Bulle- tin117(3),497-529.

2.Maslow,A.H.(1943).A theory of human motivation psychological Review, 50(4),370-396.

Rogers, C.R(1961).On becoming a person.Houghton Mifflin.3

.4. Festinger, L. (1954). The theory of social compari- son Processes. Human Relations, 7(2), 117-140

5. Twenge, J. M., & Campbell, W. K. (2018). Associa- tions between screen time and lower psychological well-being among children and adolescents: Evidence from a population-based study. Preventive medicine reports, 12,271-283