جوانان بهمئی در عصر شبکه های اجتماعی: تهدید یا فرصت؟
مقدمه
ورود شبکه های اجتماعی به زندگی روزمره، مرزهای فرهنگی و هویتی را در جوامع گوناگون دگرگون کرده است. ایل بهمئی، با پیشینه ای دیرینه در زیست بوم عشایری زاگرس، از این تحول بی نصیب نمانده است. نسل جوان بهمئی که اکنون بخش قابل توجهی از آنان در شهرها ساکن هستند و برخی نیز در مناطق ایلی زندگی می کنند، به طور فزاینده ای از پلتفرم هایی مانند اینستاگرام، واتساپ، تلگرام و یوتیوب استفاده می کنند. این رسانه های نوین، از یک سو دسترسی به اطلاعات، آموزش و ارتباطات فرامرزی را تسهیل کرده اند و از سوی دیگر، چالش های جدی برای حفظ فرهنگ، گویش، آیین ها و رسومات کهن ایلی ایجاد نموده اند. پرسش اصلی این مقاله آن است که شبکه های اجتماعی برای جوانان بهمئی تهدید هستند یا فرصت؟ و چگونه می توان تعادلی بین بهره مندی از مزایای این فضا و پاسداری از هویت فرهنگی ایلی برقرار کرد؟
1- نفوذ شبکه های اجتماعی در میان جوانان بهمئی
طی یک دهه اخیر، دسترسی به گوشی های هوشمند و اینترنت در مناطق بهمئی نشین (چه در شهرها و چه در روستاها و مناطق عشایری) رشد چشمگیری داشته است. جوانان بهمئی، به ویژه نسل متولد دهه ۱۳۷۰ به بعد، کاربران فعال شبکه های اجتماعی هستند. فضای مجازی به آنان امکان می دهد با همسالان خود در سراسر ایران و جهان ارتباط برقرار کنند، محتوای سرگرم کننده و آموزشی ببینند و هویت فردی خود را خارج از محدوده های سنتی ایل شکل دهند. این نفوذ گسترده، دو روی سکه دارد: از یک سو، بسیاری از جوانان با ارزش های جهانی، سبک های زندگی متنوع و اطلاعات علمی آشنا می شوند؛ از سوی دیگر، برخی از آنان به تدریج از گویش بهمئی، آیین های جمعی و رسومات خانوادگی فاصله می گیرند.
2- تهدیدها: زوال گویش و کاهش پیوند با آیین های ایلی
یکی از مهم ترین تهدیدهای شبکه های اجتماعی برای جوانان بهمئی، زوال گویش محلی است. در فضای مجازی، زبان غالب فارسی (و گاه انگلیسی) است. جوانانی که ساعتها با محتوای فارسی زبان تعامل دارند، به تدریج واژگان بهمئی را فراموش می کنند و حتی در گفتگوی روزمره نیز از فارسی استفاده می کنند. این مسئله به ویژه در مورد نسل دوم و سوم مهاجرین شهری مشهود است.
تهدید دوم، کمرنگ شدن آیین های جمعی است. آیین هایی مانند سروخوانی، ترکه بازی، بلی چینان و مراسم عروسی سنتی، در فضای مجازی جایگاه چندانی ندارند. جوانان به جای حضور فیزیکی در این آیین ها، ساعتها را با شبکه های اجتماعی می گذرانند. حتی در عروسی های ایلی، دیده می شود که برخی جوانان به جای شرکت در رقص و ترکه بازی، مشغول فیلم گرفتن برای پست کردن در اینستاگرام هستند؛ یعنی «نمایش» جایگزین «تجربه زیسته» می شود.
تهدید سوم، تضعیف رسومات و هنجارهای سنتی است. شبکه های اجتماعی سبک های زندگی متنوعی را به نمایش می گذارند که گاه با هنجارهای ایلی (مانند حجاب، احترام به بزرگترها، ازدواج درون ایلی) در تضاد هستند. جوانان ممکن است تحت تاثیر این محتواها، رسومات نیاکان خود را «عقب مانده» تلقی کرده و آنها را کنار بگذارند.
تهدید چهارم، خطر انزوای اجتماعی و بحران هویت است. برخی از جوانان بهمئی که در شهرها زندگی می کنند، در فضای مجازی با محتوای توهین آمیز به فرهنگ لر یا عشایر مواجه می شوند. این امر می تواند احساس شرم از هویت ایلی را در آنان تقویت کرده و به پنهان کاری یا گسست از ریشه ها منجر شود.
3- فرصت ها: مستندسازی، هویت آفرینی و همبستگی مجازی
اما شبکه های اجتماعی فقط تهدید نیستند؛ آن ها می توانند فرصتی طلایی برای حفظ و ترویج فرهنگ بهمئی باشند. نخست، مستندسازی و آرشیو دیجیتال: جوانان بهمئی می توانند با استفاده از دوربین گوشی، آیین های محلی (سروخوانی، ترکه بازی، بلی چینان، یاریار)، ترانه ها، مثل ها و گویش را ضبط و در کانال های خود منتشر کنند. این محتواها نه تنها برای نسل های آینده به عنوان آرشیو عمل می کنند، بلکه مخاطبان غیربهمئی را نیز با این فرهنگ آشنا می سازند.
دوم، تقویت هویت و غرور قومی: بسیاری از جوانان بهمئی با ایجاد صفحات اینستاگرامی با نام طوایف یا مشاهیر ایلی، به معرفی میراث فرهنگی خود می پردازند. دیدن بازخورد مثبت از سوی سایر کاربران (حتی غیربهمئی ها)، غرور و اعتماد به نفس آنان را افزایش می دهد.
سوم، همبستگی مجازی و حفظ پیوندهای خویشاوندی: گروه های واتساپی و تلگرامی تیره ها و طوایف مختلف بهمئی، فضایی برای هماهنگی مراسم، تسلیت، تبریک، کمک های مالی و حتی حل اختلافات ایجاد کرده اند. این گروه ها به ویژه برای جوانان مهاجر که از خانواده خود دور هستند، حس تعلق و حمایت جمعی را زنده نگه می دارند.
چهارم، آموزش غیررسمی گویش و رسومات: برخی از جوانان با انتشار ویدیوهای کوتاه آموزشی (مثلا آموزش واژگان بهمئی، معرفی نان کلک، یا شرح یک آیین، یاریار خوانندگان محلی)، به دیگر جوانان کمک می کنند که با میراث خود آشنا شوند. این محتواها اغلب جذابیت بیشتری نسبت به کلاس های رسمی دارند.
پنجم، مقاومت در برابر تبعیض و کلیشه سازی: جوانان بهمئی با تولید محتوای اصیل و مثبت از فرهنگ خود، می توانند کلیشه های رایج مثل روستایی و عشایری را در هم بشکنند و روایت خود را به جامعه جهانی ارائه دهند.
4- چالش های فراروی استفاده از فرصت ها
با وجود این فرصت ها، موانعی نیز وجود دارد. نخست، کمبود محتوای باکیفیت و علمی: بیشتر محتواهای تولیدشده توسط جوانان بهمئی، شخصی و غیرحرفه ای است. نبود حمایت نهادی (از سوی میراث فرهنگی، دانشگاه ها) باعث می شود بسیاری از این تلاش ها پراکنده و بدون ماندگاری باشند.
دوم، خطر تحریف و تجاری سازی: گاهی جوانان برای جذب دنبال کننده، آیین های ایلی را به صورت اغراق آمیز یا نادرست نمایش می دهند. مثلا سروخوانی را که آیینی کاملا سوگوارانه است، با موسیقی شاد ترکیب می کنند. این تحریف می تواند به میراث واقعی آسیب بزند.
سوم، شکاف بین نسل ها: والدین و کهنسالان بهمئی اغلب با شبکه های اجتماعی بیگانه هستند و نمی توانند نظارتی بر محتوایی که جوانان مصرف یا تولید می کنند داشته باشند. این شکاف گاه به تضاد ارزشی و سوءتفاهم منجر می شود.
چهارم، اتصال محدود و فیلترینگ: در بسیاری از مناطق عشایری هنوز اینترنت پرسرعت و پایدار وجود ندارد. همچنین فیلترینگ برخی پلتفرم ها، دسترسی به ابزارهای جهانی را محدود کرده و جوانان را به فضای های داخلی و بعضا با محتوای سطحی سوق می دهد.
5- راهکارهای عملی برای تبدیل تهدید به فرصت
برای آنکه شبکه های اجتماعی در خدمت حفظ و ترویج فرهنگ بهمئی قرار گیرند و تهدیدهای آن به حداقل برسد، راهکارهای زیر پیشنهاد می شود:
1. آموزش سواد رسانه ای به جوانان و والدین: برگزاری کارگاه هایی در مناطق شهری و روستایی که به جوانان بیاموزد چگونه بین محتوای اصیل و تحریف شده تمایز قائل شوند و چگونه از ظرفیت شبکه ها برای مستندسازی بهره ببرند. همچنین والدین با خطرات و فرصت های فضای مجازی آشنا شوند.
2. حمایت از تولیدکنندگان محتوا: نهادهای فرهنگی (اداره میراث فرهنگی، استانداری های خوزستان و کهگیلویه و بویراحمد) می توانند از جوانان بهمئی که محتوای فاخر درباره گویش، آیین ها و رسومات تولید می کنند، با اعتبار، تجهیزات یا پوشش رسانه ای حمایت کنند.
3. ایجاد کانال ها و صفحات رسمی ایلی: شوراهای طوایف بهمئی می توانند کانال های تاییدشده ای در تلگرام یا اینستاگرام ایجاد کنند که اخبار ایلی، مناسبت ها و آموزش های فرهنگی را منتشر کند و همچنین محتوای تولیدشده توسط جوانان را در معرض دید قرار دهد.
4. استفاده از شبکه های اجتماعی برای بازگرداندن آیین ها: مثلا برگزاری مسابقه بهترین ویدیوی ترکه بازی در عروسی، یا بهترین خوانش سروخوانی و اهدای جوایز به برگزیدگان. این کار انگیزه جوانان را برای حفظ و اجرای زنده آیین ها افزایش می دهد.
5. همکاری با دانشگاهیان: پژوهشگران می توانند با جوانان بهمئی در تولید محتواهای علمی-تخصصی (مانند پادکست های تاریخ شفاهی، وبینارهای معرفی گویش) همکاری کنند و این محتواها را در قالب آرشیو دیجیتال ملی قرار دهند.
نتیجه گیری
شبکه های اجتماعی برای جوانان بهمئی نه صرفا تهدید و نه صرفا فرصت، بلکه چالشی دووجهی هستند. از یک سو، مصرف بی رویه و بدون سواد رسانه ای این فضاها، می تواند به زوال گویش، فراموشی آیین ها، تضعیف هنجارهای سنتی و بحران هویت بینجامد. از سوی دیگر، اگر جوانان با آگاهی و با هدف مستندسازی، معرفی و همبستگی از این ابزارها استفاده کنند، شبکه های اجتماعی به قدرتمندترین رسانه برای حفظ و انتقال میراث ناملموس ایل بهمئی تبدیل خواهند شد. کلید موفقیت در این میانه، آموزش، حمایت نهادی و مشارکت فعال جوانان است. با برنامه ریزی مناسب، می توان نسل جوان را از تماشاگران منفعل به کنشگران فرهنگی تبدیل کرد تا هم به امکانات مدرن دسترسی داشته باشند و هم ریشه های خود را پاس بدارند. آینده هویت بهمئی، بیش از آنکه در سیاه چادرها رقم بخورد، در شبکه های اجتماعی رقم خواهد خورد؛ بیاییم این فضا را برای حفظ فرهنگ به کار گیریم، نه نابودی آن.
