دکتر علی لاریجانی؛ قوه عاقله نظام جمهوری اسلامی ایران

27 اردیبهشت 1405 - خواندن 11 دقیقه - 551 بازدید

مقدمه

در نظریه پردازی هنجاری نظام های سیاسی، «قوه عاقله» به نهادی فراقوه ای یا شخصیتی راهبردی اطلاق می شود که کارکرد تامل هنجاری، تشخیص تعارضات بنیادین، میانجیگری عقلانی و ترسیم خطوط قرمز عقلانی را بر عهده دارد. در نظام جمهوری اسلامی ایران، می توان شخصیت هایی را بازشناخت که به دلیل برخورداری از ویژگی هایی نظیر نفوذ کلمه در سطوح مختلف حاکمیت، عمق فلسفی و فکری، اعتماد نهادهای کلیدی، سابقه مدیریتی در قوای مختلف و ظرفیت میانجیگری، عملا کارکرد قوه عاقله را ایفا کرده اند. یکی از برجسته ترین مصادیق این نقش در چهار دهه اخیر، دکتر علی لاریجانی است؛ سیاستمداری که نه در یک قوه یا نهاد خاص محدود ماند، بلکه در مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای عالی امنیت ملی و قوه مقننه، نقش یک «عاقل کارگزار» را بازی کرد.

این مقاله در پی پاسخ به این پرسش کلیدی است که بر چه اساسی می توان دکتر علی لاریجانی را به عنوان «قوه عاقله» نظام جمهوری اسلامی ایران تحلیل کرد؟ فرضیه اصلی آن است که لاریجانی با تلفیق پیشینه نظامی و امنیتی، تحصیلات فلسفی عمیق، ریاست صدا و سیما، تجربه ریاست بر قوه مقننه، دبیر شورای عالی امنیت ملی و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و نیز اعتماد راهبردی رهبری، به شخصیتی منحصر به فرد تبدیل شد که می توانست میان جناح های سیاسی میانجیگری کند، بحران های هنجاری را تشخیص داده و هشدار دهد و در شرایط حساس، «عقلانیت استراتژیک» را بر احساسات و شتابزدگی های سیاسی ترجیح دهد.

1- قوه عاقله در نظام های سیاسی؛ از نهاد تا شخصیت

در فلسفه سیاسی کلاسیک، از افلاطون و فارابی تا اندیشمندان معاصر، «عقلانیت تاملی» و «حکمت عملی» به عنوان مبنای مشروعیت و کارآمدی نظام سیاسی معرفی شده است. در نظام های سیاسی مدرن، به دلیل سلطه عقلانیت ابزاری، کوتاه مدت گرایی انتخاباتی و تخصص زدگی نهادها، کارکرد قوه عاقله اغلب در نهادهای رسمی نهادینه نمی شود. در چنین شرایطی، گاه یک شخصیت سیاسی برجسته که دارای «اعتماد فراقوه ای» و «نفوذ میان نهادی» است، می تواند این کارکرد را ایفا کند. این شخصیت باید از ویژگی هایی برخوردار باشد: نخست، سابقه مدیریت در نهادهای متعدد که به او دیدگاهی فرابخشی و سیستمی می دهد؛ دوم، عمق فلسفی و توان تامل هنجاری که او را از واکنش های احساسی و شتابزده مصون می دارد؛ سوم، اعتماد رهبری و نهادهای کلیدی که به او امکان میانجیگری و هشدار را می دهد؛ چهارم، توانایی گفت وگو با همه جناح ها برای کاهش قطبی شدن.

دکتر علی لاریجانی، به گواهی تحلیلگران داخلی و خارجی، مجموعه این ویژگی ها را در خود جمع کرده بود. روزنامه شرق در تحلیل خود از او با عنوان «لاریجانی، نماد عقلانیت و عمل گرایی ایرانی» یاد کرده است و الکساندر دوگین، فیلسوف برجسته روس، او را «عاقل و عمیق» توصیف کرده و از گفت وگوی فلسفی خود با او درباره سهروردی و «عقل دهم» سخن گفته است. همچنین نمایندگان مجلس و تحلیلگران سیاسی از او به عنوان «نماد عقلانیت استراتژیک» و «سیاستمداری متفکر، واقع گرا و مسلط به فلسفه و دیپلماسی» یاد کرده اند.

2- مولفه های عاقله گونه در شخصیت دکتر علی لاریجانی

تبیین جایگاه لاریجانی به مثابه قوه عاقله، نیازمند شناسایی مولفه هایی است که او را از یک سیاستمدار عادی به شخصیتی فراقوه ای و عاقله گونه تبدیل کرد:

نخست: تلفیق تجربه نظامی، امنیتی، تقنینی و مشورتی. لاریجانی یکی از معدود شخصیت های نظام جمهوری اسلامی است که تقریبا در تمام قوای اصلی و نهادهای کلیدی سابقه مدیریت داشته است: جانشینی رئیس ستاد کل سپاه، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ریاست سازمان صداوسیما، دبیری شورای عالی امنیت ملی، ریاست مجلس شورای اسلامی، عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام و مشاور عالی مقام معظم رهبری. این تنوع تجربه، به او «دیدگاه سیستمی» بخشیده بود که کمتر سیاستمداری از آن برخوردار است. او قوای سه گانه را از درون لمس کرده بود و نقاط قوت و ضعف هر نهاد را به خوبی می شناخت. این ویژگی، زیربنای کارکرد میانجیگری و هشدار او بود.

دوم: عمق فلسفی و تحصیلات آکادمیک. لاریجانی نه یک سیاستمدار صرفا اجرایی، بلکه فیلسوفی بود که تحصیلات دکترای خود را در رشته فلسفه از دانشگاه تهران به پایان رسانده بود. این پیشینه فلسفی، به او توانایی «تامل هنجاری» و «تشخیص تعارضات بنیادین» را داده بود. به گفته تحلیلگران، تحصیلات فلسفی به سیاست ورزی او «عمق معرفتی» بخشیده بود و او در نشست های بین المللی با نگاهی فلسفی و انتقادی از نظم غربی سخن می گفت. فیلسوف روس، الکساندر دوگین، پس از شهادت او نوشت: «با علی لاریجانی یک گفت وگوی فلسفی بسیار طولانی داشتم، اما نه درباره کانت، بلکه درباره سهروردی و نظریه اش در مورد «عقل دهم»، درباره «ملکوت» و «فرشته سرخ بال». لاریجانی عاقل و عمیق بود. چرا فیلسوفان را می کشید؟ آنها اینقدر کمیابند».

سوم: اعتماد راهبردی رهبری. مهم ترین شرط ایفای نقش قوه عاقله، «اعتماد فراقوه ای» است. منابع متعدد داخلی و خارجی تایید کرده اند که علی لاریجانی از اعتماد ویژه و کم نظری از سوی رهبر معظم انقلاب برخوردار بود. گزارش نیویورک تایمز، او را «امین و مورد اعتماد رهبری» خوانده و تاکید کرده است که رهبری به او «مسئولیت ویژه ای برای کسب اطمینان از بقای کشور و نظام در شرایط تحقق بدترین سناریوهای جنگی» محول کرده بود. تحلیلگر دیگر چون ناصر ایمانی نیز گفته است که رهبری «کاملا به لاریجانی اعتماد دارد» و او را «شخصیت مناسب برای شرایط حساس» به دلیل تجربه سیاسی و تفکر استراتژیک می داند. در مجموع، روند اعتماد رهبری به لاریجانی در سراسر عمر حرفه ای او همواره افزایشی بود.

چهارم: عمل گرایی و عقلانیت استراتژیک در سیاست خارجی. برخلاف برخی سیاستمداران که گرفتار شعارزدگی یا ایدئولوژی زدگی می شدند، لاریجانی به «عقلانیت استراتژیک» و «کاهش تنش و منازعه» شناخته می شد. او در دوران مذاکرات هسته ای، نقش کلیدی در جلب حمایت قانون گذاران از توافق برجام ایفا کرد. به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی، با حفظ اصول و خطوط قرمز نظام، همواره بر راه حل های دیپلماتیک تاکید داشت و در عین حال، هیچ گاه از موضع ضعف مذاکره نمی کرد. او در یکی از سخنان خود به روشنی گفت: «تهران تسلیم تسلط طلبی و تهدیدهای آمریکا نخواهد شد، حتی اگر به قیمت رویارویی تمام شود». این ترکیب از «واقع بینی» و «مقاومت»، ویژگی بارز یک عاقل کارگزار است.

3- کارکردهای عاقله گونه لاریجانی در بحران های کلان نظام

لاریجانی در مقاطع متعددی از تاریخ نظام جمهوری اسلامی، کارکردهایی را ایفا کرد که دقیقا منطبق بر کارکردهای قوه عاقله در نظریه هنجاری پیشگیری از بحران است:

کارکرد اول: میانجیگری میان قوا و جناح ها. لاریجانی در طول ۱۲ سال ریاست بر مجلس شورای اسلامی، همواره پل ارتباطی میان قوه مقننه و مجریه بود. پس از پایان ریاست مجلس، به عنوان عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و مشاور رهبری، نقش خود را به عنوان «حلقه وصل» میان جناح های مختلف سیاسی ادامه داد. او به دلیل اعتماد رهبری و نفوذ در میان اصولگرایان و اعتدال گرایان، می توانست تعارضات میان آن ها را مدیریت کند و مانع از قطبی شدن افراطی شود.

کارکرد دوم: تشخیص زودهنگام تهدیدها و هشدار به نهادها. لاریجانی به دلیل دسترسی به بالاترین اطلاعات امنیتی و درک عمیق از تحولات منطقه ای، بارها در سخنرانی ها و مصاحبه های خود به هشدار درباره تهدیدهای پیش روی نظام پرداخت. او با نگاهی «آینده پژوهانه»، سناریوهای تهدید را تحلیل می کرد و راهکارهای پیشگیرانه ارائه می داد. به گزارش منابع، او ماموریت ویژه ای از سوی رهبری برای کسب اطمینان از بقای کشور در بدترین سناریوهای جنگی داشت.

کارکرد سوم: حفظ انسجام ساختار حاکمیتی در دوره های پرتنش. ناظران سیاسی از لاریجانی به عنوان «مرد لحظه» یاد می کردند و نقش او را در حفظ انسجام ساختار حاکمیتی ایران در دوره پرتنش پس از تحولات مختلف، بی بدیل می دانستند. او در شرایط خلا قدرت و بحران های امنیتی، با اتکا به اعتماد نهادها و عقلانیت استراتژیک خود، توانست از فروپاشی نظم عمومی جلوگیری کند.

کارکرد چهارم: بازتعریف سیاست خارجی بر مبنای عقلانیت و منافع ملی. لاریجانی در دبیری شورای عالی امنیت ملی، معماری سیاست خارجی جدیدی را مبتنی بر «عقلانیت استراتژیک» و «شناخت قواعد بین الملل» پیگیری کرد. او از معماران روابط راهبردی ایران با شرق، به ویژه چین بود و ماموریت های بلندمدتی را که به او سپرده می شد، با موفقیت به انجام رساند. همچنین او با سفرهای متعدد به مسکو، دوحه و مسقط، مثلث راهبردی ایران-روسیه-قطر-عمان را برای مدیریت بحران های منطقه ای سامان داد. خبرگزاری های بین المللی در واپسین روزهای حیات او، او را به عنوان قدرتمندترین شخصیت اجرایی در جمهوری اسلامی توصیف کردند که نارضایتی داخلی را مدیریت می کرد و با متحدانی مانند روسیه هماهنگی داشت.

4- لاریجانی در مقام عاقل کارگزار؛ تمایز از تندروی و انفعال

آنچه جایگاه لاریجانی را به مثابه «قوه عاقله» تثبیت می کند، موقعیت او به عنوان «نقطه تعادل» میان دو قطب افراطی در سیاست ایران بود. در یک سو، جریان های تندرویی قرار داشتند که هرگونه مذاکره با غرب را خیانت می دانستند و به سیاست های تقابلی و هزینه زا اصرار داشتند. در سوی دیگر، جریان های انفعالی یا غرب گرا قرار داشتند که در برابر فشارهای خارجی عقب نشینی می کردند. لاریجانی در میان های این دو قطب، موضعی مبتنی بر «عزت، حکمت و مصلحت» اتخاذ می کرد: نه تسلیم در برابر زور، و نه جنگ طلبی بی حساب. این همان چیزی است که در نظریه قوه عاقله، «تشخیص خطوط قرمز عقلانی» نامیده می شود. حزب توسعه ملی در پیام تسلیت خود، لاریجانی را «به اعتدال و عقلانیت و کاهش تنش و منازعه» شناخته شده توصیف کرد. این اعتدال راهبردی، او را از بسیاری از سیاستمداران هم دوره خود متمایز می کرد و به او امکان می داد در بحران های ملی، نقش یک «عاقل کارگزار» را ایفا کند که مورد قبول اکثر جناح ها و نهادها باشد.

نتیجه گیری

دکتر علی لاریجانی را می توان یکی از نادر شخصیت های سیاسی در تاریخ جمهوری اسلامی ایران دانست که به طور عملی کارکردهای «قوه عاقله» را ایفا کرد. او با تلفیق پیشینه نظامی و امنیتی، تحصیلات فلسفی عمیق، تجربه مدیریت در قوای سه گانه، عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام، و مهم تر از همه، اعتماد راهبردی رهبری، به شخصیتی منحصر به فرد تبدیل شد که می توانست میان جناح های متخاصم میانجیگری کند، تهدیدها را زودهنگام تشخیص دهد، بحران های هنجاری را مدیریت کند و در شرایط حساس، «عقلانیت استراتژیک» را بر احساسات جمعی ترجیح دهد. تحلیلگران داخلی و خارجی او را «نماد عقلانیت و عمل گرایی ایرانی»، «نماد عقلانیت استراتژیک»، «محافظه کار عمل گرا» و «سیاستمدار فیلسوف مشرب» توصیف کرده اند.

شهادت او در 26 اسفند ۱۴۰۴ در حمله هوایی آمریکا و اسرائیل، ضایعه ای جبران ناپذیر برای نظام جمهوری اسلامی بود. نهادهای مختلف داخلی، از سپاه پاسداران و ارتش تا مجمع تشخیص مصلحت نظام و احزاب سیاسی، در پیام های تسلیت خود از او به عنوان «فیلسوف و سیاستمدار مجاهد» و «انسانی اندیشمند و عاقل» یاد کردند. آنچه از میراث لاریجانی برای آینده نظام جمهوری اسلامی بر جای می ماند، یک الگوی عملی از «عقلانیت سیاسی» است؛ الگویی که در آن، سیاست نه عرصه سودجویی گروهی یا تقابل های بی حاصل، بلکه میدانی برای تشخیص مصلحت جمعی، گفت وگوی عاقلانه و حراست از منافع ملی در مسیر عزت و حکمت است. نظام جمهوری اسلامی، پس از فقدان او، به خوبی می داند که یافتن جانشینی برای چنین شخصیتی که هم «عاقل» باشد، هم «عمیق» و هم «مورد اعتماد»، آسان نخواهد بود.