مهندسی ذهن با رسانه

22 اردیبهشت 1405 - خواندن 4 دقیقه - 94 بازدید

مهندسی ذهن توسط رسانه به مجموعه روش ها و راهبردهایی گفته می شود که از طریق آن ها رسانه ها می توانند بر نحوه فکر کردن، احساس کردن و برداشت مخاطبان از واقعیت تاثیر بگذارند. این مفهوم در مطالعات ارتباطات، رسانه و علوم شناختی مورد توجه قرار گرفته و نشان می دهد رسانه ها فقط اطلاعات منتقل نمی کنند، بلکه می توانند چارچوبی برای تفسیر جهان نیز بسازند. چند نکته مهم در این زمینه عبارت اند از:

۱. انتخاب و برجسته سازی موضوعات (Agenda Setting)

رسانه ها با انتخاب اینکه چه موضوعاتی را پوشش دهند و چه موضوعاتی را نادیده بگیرند، بر اولویت های ذهنی مخاطبان اثر می گذارند. وقتی یک موضوع به طور مداوم در اخبار، شبکه های اجتماعی یا برنامه های تحلیلی تکرار می شود، مخاطبان آن را مهم تر از موضوعات دیگر تصور می کنند. به این ترتیب رسانه ها می توانند دستور کار ذهنی جامعه را تا حدی شکل دهند.

۲. چارچوب بندی روایت ها (Framing)

یک رویداد واحد می تواند به شیوه های مختلف روایت شود. رسانه ها با انتخاب واژه ها، تصاویر، زاویه روایت و ترتیب ارائه اطلاعات، چارچوبی می سازند که درک مخاطب را جهت می دهد. برای مثال، یک اقدام ممکن است در یک روایت به عنوان «دفاع» و در روایت دیگر به عنوان «تهاجم» توصیف شود. این تغییر در چارچوب روایت می تواند برداشت مخاطبان را به شکل قابل توجهی تغییر دهد.

۳. تکرار و اثر آشنایی

تکرار مداوم یک پیام می تواند باعث شود آن پیام برای مخاطب آشناتر و در نتیجه قابل قبول تر به نظر برسد. در روان شناسی ارتباطات این پدیده گاهی به «اثر آشنایی» یا «اثر حقیقت نمایی ناشی از تکرار» نسبت داده می شود. وقتی یک ادعا یا روایت بارها در رسانه های مختلف تکرار شود، برخی مخاطبان ممکن است آن را بدون بررسی دقیق بپذیرند.

۴. استفاده از تصاویر و عناصر احساسی

تصاویر، موسیقی، ویدئوها و روایت های احساسی می توانند تاثیر عاطفی زیادی بر مخاطبان بگذارند. پژوهش ها نشان می دهد پیام هایی که احساساتی مانند همدلی، خشم یا ترس ایجاد می کنند، بیشتر در ذهن می مانند و احتمال انتشار آن ها نیز بیشتر است. به همین دلیل بسیاری از پیام های رسانه ای از عناصر تصویری یا داستان های انسانی برای افزایش تاثیرگذاری استفاده می کنند.

۵. شکل گیری اتاق های پژواک (Echo Chambers)

در فضای رسانه ای دیجیتال، کاربران اغلب بیشتر با محتواهایی مواجه می شوند که با دیدگاه های قبلی آن ها هماهنگ است. این وضعیت می تواند باعث شود افراد کمتر با دیدگاه های متفاوت روبه رو شوند و تصور کنند که دیدگاه خودشان تنها دیدگاه رایج است. در چنین فضایی، روایت ها می توانند تقویت شوند و فاصله میان گروه های مختلف جامعه بیشتر شود.

۶. نقش الگوریتم ها در هدایت توجه

در بسیاری از پلتفرم های دیجیتال، الگوریتم ها تعیین می کنند کدام محتوا بیشتر دیده شود. این الگوریتم ها معمولا محتوایی را که تعامل بیشتری ایجاد می کند در اولویت قرار می دهند. در نتیجه، پیام هایی که احساسات قوی تری برمی انگیزند یا واکنش بیشتری ایجاد می کنند، احتمال دیده شدن بیشتری دارند و می توانند سریع تر بر ذهن مخاطبان اثر بگذارند.

۷. اهمیت سواد رسانه ای

برای کاهش تاثیرات منفی مهندسی ذهن توسط رسانه، سواد رسانه ای اهمیت زیادی دارد. سواد رسانه ای به افراد کمک می کند تا پیام های رسانه ای را با نگاه انتقادی بررسی کنند، منابع مختلف را مقایسه کنند و نسبت به تکنیک های اقناع و روایت سازی آگاه باشند. چنین مهارتی باعث می شود مخاطبان تنها مصرف کننده منفعل اطلاعات نباشند، بلکه بتوانند فعالانه درباره آنچه می بینند و می شنوند فکر کنند.

در مجموع، رسانه ها ابزارهای قدرتمندی برای شکل دادن به برداشت ها و نگرش های اجتماعی هستند. شناخت سازوکارهای اثرگذاری رسانه به مخاطبان کمک می کند آگاهانه تر با جریان اطلاعات برخورد کنند و تصمیم های خود را بر اساس تحلیل و بررسی دقیق تر بگیرند.