قواعد کلی م ۲۶۷ قانون مجازات اسلامی و ۶۶۵ قانون تعزیرات

21 اردیبهشت 1405 - خواندن 7 دقیقه - 271 بازدید

در خصوص قواعد کلی م ۲۶۷ق.م.ا و م ۶۶۵ق.ت 

در این م ۲۶۷ تعریف از جرم سرقت شده است که عبارت است ربودن /ربایش/ مال متعلق به دیگری است .

اول از همه باید بگویم که ربودن عنصر مادی و مال متعلق به دیگری موضوع جرم سرقت است دقت داشته باشید که عنصر روانی ان قصد متهم در حین و لحظه ی ربایش است .

به این نکته توجه داشته باشید که هر دو عنصر باید باهم تقارن زمانی داشته باشند و اگر فاقد یکی از عناصر بودیم جرم نیست و صرفامسولیت مدنی به وجود می اید .

حال م ۶۶۵ق.ت نیز دران ربایش /عنصر ماد ی/ و روانی نیز باید تقارن زمانی داشته باشند .

ربایش باید حتما باشد اگر ربایشی نبود سرقت م ۲۶۷ ق.م.ا و غیرسرقت م ۶۶۵ق.ت نیست و سراغ جرایم دیگری که قانون گذار ان هارا جرم انگاری کرده می رویم. 

توجه کنید که گفتیم در هر دو ۱/ربایش یعنی عنصر مادی باید باشد و عنصر روانی که عرض کردیم یا قصد محروم کردن دایم است یا موقت که این قصد باید در لحظه ربایش وجود داشته باشد اگر این قصد نبود مثلا برداشتن مال دیگری نه برای رفع نیاز یا انتفاع ازان و نه برای محروم کردن مالک ان مال بلکه برای اذیت کردن دراینجا باتوجه به نکات بالا که عرض کردم چون عنصر روانی نیست پس جرم نیست بلکه مسولیت مدنی است .

بعداز این ها دقت کنید که خود ربایش نیز در سرقت حدی ۴ شرط و تعزیری ۳ شرط دارد که بطور خلاصه و دسته بندی ان را در پاراگراف بعدی توضیح خواهم داد اما نکته ایی که باید بدانیم ان است که این شرایط حتما باید وجود داشته باشد تا بگویم جرم سرقت /اعم از حدی و تعزیری /است و یا مشمول م ۶۶۵ ق.ت غیر سرقت است .

پس م ۲۶۷ قانون مجازات اسلامی که تعریف سرقت از ان شده است اعم از حد و تعزیر باید ۱/ بدون رضایت مالک /در اینجا رضایت یا عدم رضایت برای ورود نیست بلکه برای بردن مال است مثلا مهمانی که دعوت کرده ایم خب پس با اجازه ی ما بوده اما به مهمان اجازه ندادم که طلاهای من راببرد در اینجا سرقت است پس عدم رضایت در خصوص بردن مال است و ۲ اینکه ربایش باشد و۳ در حین ربایش قصد محروم کردن دایم مالک از مال باشد و ربایشی که صورت گرفته باید رباینده تصرف و استیلا برمال داشته و ان را انتقال دهد منظور از انتقال مکان به مکان است نه حقوقی مثل هبه یا قرار داد و سوم اینکه مال از حرز خارج شود این شرط در جرایم حدی بوده و تعزیری ندارد و چهارم که باید حتما مرحله ی ۴ انجام شود تا بگوییم جرم تام سرقت رخ داده چراکه اگر این شرط نباشد ۳ مرحله ی قبل شروع به جرم خواهد بود که در اخر توضیح خواهم داد این مرحله ی ۴ و اخر ان است که مال را اخراج کنیم از ان جا مثلا سرقت از خانه اگر در حیاط خانه یا بعداز جمع اوری وسایل مسروقه به دلیل خارج از اراده که این خیلی مهم است دقت شود باشد شروع به جرم است و مجازات شروع به جرم را مرتکب خواهد خورداما اگر از درب حیاط خانه بیرون رفت سرقت تام رخ داده که با احراز شرایط حدی و تعزیری می توان گفت چه نوع سرقتی است اما این قواعد کلی تاکید میکنم که برای هر دو جرم است .


م ۶۶۵ قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات نیز همین شرایط ربایش را دارد منتها با قصد محروم کردن موقت مالک و مشمول عنوان سرقت نیست .

پس شرایط ان عتدم رضایت مالک و ربایش و قصد محروم کردن موقت و شرایط ربایش یعنی تصرف و استیلا و انتقال مال و اخراج ان از انجا تحقق ان است اگر مرحله ی اخر نباشد شروع به جرم به شرط انکه عاملی خارج از اراده باشدو اگر باشد جرم تام غیر سرقت با مجازات م ۶۶۵ قانون تعزیرات است .


نکته اینکه پس سرقت فقط شامل اموال منقول است و قرار اناطه مطلقا برای اموال منقول صادر نخواهد شد.

وارد خانه کسی شدن بدون رضایت و بدون ربایش حتی باجود قصد سرقت یا غیر سرقت نیست بلکه ورود به عنف را میتوان گفت باشد و مجازات ان رادارد.


در خصوص شروع به جرم باید گفت که قانون گذار اول از همه شروع به جرم برخی جرایم را جرم انگاری کرده مثل همین دوماده باید گفت مرتکب جرم زمانی مجازات شروع به جرم را میخورد که توسط عاملی خارج از اراده متوقف شود مثل دستگیری توسط پلیس اما اگر با اراده خود انصراف داد در این مراحل شروع مجازات ندارد مگر اینکه جرایم دیگری انجام داده تا به این مرحله برسد مجازات ان هارا میخورد مثال اینکه فردی برای قتل از اسلحه استفاده میکند اما پشیمان میشود اینجا جرم قتل محقق نشده پس مجازات ندارد اما مجازات شروع به جرم را نیز در زمانی داشت که خارج از اراده متوقف میشد مثل دستگیری اما با اراده مجازات شروع به جرم را نداشته اما مجازات داشتن اسلحه فرضا غیر مجاز را خواهد داشت .


در خصوص اتمام برای هر دو ماده بازگرداندن مال مجازات تام را دارد اما ممکن است از جهات تخفیف باشد .


نکته دیگر باید بگویم که در جرم سرقت حتما مال دیگری باشد چرا که کسی نمی تواند مال خود را برباید پس مال دیگری بودن شرط است . 

حال اگر اینکه مالی را برباید با تصور اینکه مال متعلق به غیر هست اما بعدا متوجه شود که مال خود او بوده اینجا دیگر باتوجه به پیچیدگی پرونده و تفسیر قاضی به نتیجه می رسیم چرا که اختلاف نظر وجود دارد و برخی حقوقدانان می گویند جرم نیست چون مال خود او بوده اما برخی گویند چون قصد سرقت بوده پس جرم است حتی اگر مال او بوده باشد در اینجا دقت کنید در لحظه جاهل بوده به اینکه مال متعلق به خود او بوده چون اگر اطلاع بود اصلا جرم نمی باشد .


نکته دیگر اگر از اول قصد مجرم یا مرتکب ربایش و محروم کردن موقت بوده حتی اگر بعد ان را نزد خود نگه دارد و مالک را محروم دایم از مال کند 

چون از اول قصد مطابق م ۶۶۵ بود همان را در نظر میگیریم . 


در اخر بعداز تحقق این شرایط سرقت اتفاق افتاده اما چه سرقتی است را طبق شرایط ان ها مشخص میکنیم که بعدا ان را توضیح خواهم داد .


ممنون از نگاه زیباتون.