تجربه تاریخی اقتصاد مقاومتی در آلمان: بررسی سیاست های یالمار شاخت

17 اردیبهشت 1405 - خواندن 6 دقیقه - 81 بازدید

📝تجربه تاریخی اقتصاد مقاومتی در آلمان: بررسی سیاست های یالمار شاخت


 یالمار هوراس گریلی شاخت در ۲۲ ژانویه ۱۸۷۷ در تینگلف شلسویگ (در آن زمان بخشی از امپراتوری آلمان) در خانواده ای با ریشه دانمارکی به دنیا آمد. او در دانشگاه های مونیخ، لایپزیگ، برلین و کیل اقتصاد و علوم سیاسی خواند و وارد بانکداری شد. پس از بحران مالی پس از جنگ جهانی اول، در ۱۹۲۳ رئیس رایشس بانک (بانک مرکزی) شد و با مهار ابرتورم جایگاه مهمی در اقتصاد آلمان یافت. با روی کار آمدن نازی ها در ۱۹۳۳ دوباره به ریاست بانک مرکزی رسید و در ۱۹۳۴ وزیر اقتصاد شد، اما از ۱۹۳۷ به دلیل اختلاف با سیاست های افراطی تر رژیم نازی کنار رفت و در ۱۹۳۹ از ریاست بانک مرکزی برکنار شد. در سال ۱۹۴۴ مدتی بازداشت شد و پس از جنگ در دادگاه نورنبرگ محاکمه اما در سال ۱۹۴۶ تبرئه گردید. او سال های پایانی عمر را به مشاوره اقتصادی گذراند و سرانجام در ۳ ژوئن ۱۹۷۰ در ۹۳ سالگی درگذشت.



 مهم ترین اقدام شاخت در سال ۱۹۲۳ مهار ابرتورم آلمان بود. تورم ناشی از تامین مالی کسری بودجه دولت از طریق چاپ پول و نیز فشار غرامت های جنگی، به فروپاشی ارزش «مارک کاغذی» انجامیده بود؛ به حدی که مردم برای خرید نان با چرخ دستی پول حمل می کردند. شاخت با معرفی پول جدیدی به نام رنتن مارک، که انتشار آن به طور سخت گیرانه محدود و به پشتوانه دارایی های واقعی (زمین ها و املاک صنعتی) متصل شد، انتظارات تورمی را مهار کرد. او هم زمان با اعمال انضباط پولی و توقف تامین مالی مستقیم کسری بودجه توسط بانک مرکزی، عرضه پول را تثبیت و اعتماد عمومی را بازسازی کرد. از منظر نظری، موفقیت او مبتنی بر قطع چرخه «کسری بودجه ⬅️ پولی سازی بدهی ⬅️ افزایش پایه پولی ⬅️ تورم انتظاری» بود.


 در دهه ۱۹۳۰، شاخت برای خروج از رکود بزرگ و کاهش بیکاری، سیاست های اعتباری و مالی انبساطی هدایت شده را به کار گرفت. ابزار کلیدی او اسناد مفو (Mefo bills) بود؛ اوراق تعهدی که توسط یک شرکت صوری صادر می شد و بانک مرکزی آن ها را تنزیل می کرد. این سازوکار به دولت اجازه می داد بدون ثبت مستقیم در بودجه و بدون افزایش فوری پایه پولی در گردش، مخارج بزرگ—به ویژه در صنایع زیربنایی و تسلیحاتی—را تامین مالی کند. این روش نوعی تامین مالی خارج از ترازنامه و تعویق آشکارسازی بدهی عمومی بود که با کنترل اداری قیمت ها و دستمزدها، اثرات تورمی کوتاه مدت آن مهار می شد.


 شاخت همچنین نظامی از کنترل های ارزی و تجاری ایجاد کرد تا کمبود ارز خارجی و محدودیت ذخایر طلا را مدیریت کند. در دهه ۱۹۳۰ او معاملات ارز خارجی را به شدت محدود و کنترل کرد. پس از بحران اقتصادی جهانی و کمبود شدید ارز خارجی در آلمان، شاخت سیستمی از کنترل های ارزی ایجاد کرد که طبق آن خرید و فروش ارز خارجی بدون مجوز دولت یا بانک مرکزی تقریبا ممنوع شد و همه ارزهای خارجی که صادرکنندگان دریافت می کردند باید به رایشس بانک تحویل داده می شد. دولت تعیین می کرد که ارز محدود موجود برای چه وارداتی مصرف شود و این منابع معمولا به واردات مواد اولیه صنعتی و کالاهای ضروری اختصاص می یافت، در حالی که واردات کالاهای غیرضروری به شدت محدود شد.


 یکی از ابزارهای مهم شاخت در این حوزه توافق های تهاتری دوجانبه با کشورهای دیگر بود. در این توافق ها آلمان به جای پرداخت ارز سخت مانند دلار یا طلا، کالاهای صنعتی صادر می کرد و در مقابل مواد اولیه دریافت می کرد. این روش باعث شد آلمان با وجود کمبود ارز خارجی بتواند تجارت خارجی خود را ادامه دهد. هدف اصلی این سیاست ها جلوگیری از خروج ارز و طلا از کشور، مدیریت کمبود ارز خارجی و هدایت منابع ارزی به بخش های صنعتی و نظامی مهم بود. این کنترل های ارزی بعدها به یکی از ویژگی های اصلی اقتصاد هدایت شده آلمان در دوره نازی ها تبدیل شد.


 شاخت در این مسیر با چالش های متعددی مواجه بود. مخالفان یالمار شاخت از طیف های مختلف سیاسی و اقتصادی در آلمان بودند. در دهه ۱۹۲۰ برخی اقتصاددانان و سیاستمداران معتقد بودند سیاست های سختگیرانه پولی او برای مهار ابرتورم، با محدود کردن اعتبار و کاهش هزینه های دولتی، فشار زیادی بر بخش هایی از اقتصاد و طبقات متوسط وارد کرده است. در دهه ۱۹۳۰ نیز گروهی از مدیران صنعتی و مسئولان نازی که طرفدار اقتصاد کاملا دولتی و برنامه ریزی شده بودند با او اختلاف داشتند، زیرا شاخت هنوز به نوعی نظم مالی، ثبات پولی و نقش بخش خصوصی باور داشت.


مهم ترین مخالفان او در داخل حکومت نازی، چهره هایی مانند هرمان گورینگ و حامیان برنامه «طرح چهار ساله» بودند که خواهان کنترل شدیدتر دولت بر اقتصاد و گسترش سریع تر تولید نظامی بودند. این اختلاف ها باعث شد نفوذ شاخت در سیاست اقتصادی کاهش یابد و سرانجام در سال های ۱۹۳۷ تا ۱۹۳۹ از مقام های کلیدی خود کنار گذاشته شود. بعدها نیز برخی از مخالفان رژیم نازی که در حلقه های مقاومت فعالیت می کردند با شاخت ارتباط داشتند و پس از سوءقصد نافرجام به هیتلر در ۱۹۴۴، او همراه با تعدادی از منتقدان حکومت بازداشت شد.


 شرح ازخودگذشتگی و اقدامات سازنده یالمار شاخت به آنچه در متن بالا آمده محدود نمی شود. او هنگام انتصاب در دولت آلمان، به دلیل ناتوانی دولت در پرداخت حقوق کارمندان، از دریافت حقوق خود صرف نظر کرد و آن را به منشی اش واگذار نمود.

 همچنین در مذاکراتی نقش آفرینی کرد که نتیجه آن ترغیب کشورهای طلبکار آلمان که بابت غرامت های جنگی طلبکار بودند به انجام سرمایه گذاری های قابل توجه در اقتصاد این کشور بود. این اقدامات در کنار سایر سیاست های اقتصادی او، به بهبود شرایط اقتصادی آلمان در آن دوره کمک کرد.