معنای تو چیست ؟ رساله سلطه سرمایه داری
هرچه در فهم تو آید آن بود مفهوم تو... در نگاه عطار،معنا از بیرون به ما تحمیل نمی شود.بلکه در درون ما زاده می شود. آن چه می فهمیم، بازتاب ظرفیت وجودی، ذهنی و روحی ماست.
حقیقت نتیجه ی تعامل میان ادراک کننده و ادراک شونده است.در مقابل، در جهان سرمایه داری، معنا و ارزش عمدتا از بیرون تحمیل می شود
ارزش نه از تجربه درونی بلکه از نرخ بازار، قدرت تبلیغات و نظام مصرفی ناشی می شود. سیستم حاکم تعیین می کند چه چیز "ارزشمند" است، و ذهن فرد، به بازتاب آن تبدیل می گردد.
سرمایه داری ظرفیت درونی را با ساختار بیرونی جایگزین کرده است.
در واقع، در سرمایه داری فرد معنای خود را از بیرون می گیرد و تبدیل به رباتی می شود که پیرو چیزی است که به آن تحمیل شده است. در اینجا خودآگاهی تبدیل می شود به بازتاب نظام ارزش کالایی.بنابراین "فهم من" دیگر «خلق معنا» نیست، بلکه «پذیرش معنای از پیش ساخته» است.
سرمایه داری «پیش فهم ها» را مهندسی می کند رسانه، تبلیغ، فرهنگ مصرفی تا ظرفیت فهم ما را جهت دهد.
پس معنا دیگر زاده گفت وگو نیست، بلکه زاده سلطه است.
از دید عطار، معنا وقتی معناست که از وجود تو بجوشداز دید سرمایه داری، معنا آن چیزی است که باید بپذیری تا باقی بمانی.
بنابراین پیوند میان آن ها نه در اشتراک، بلکه در *نقد متقابل* شکل می گیرد: عرفان عطار ابزاری ست برای مقاومت وجودی در برابر سلطه معناهای آماده و سرمایه دارانه.