Human or person

15 اردیبهشت 1405 - خواندن 2 دقیقه - 96 بازدید

جامعه یا آزادی ؟
زندان نامرئی آزادی انسان...
انسان در جستجوی آزادی از بندهای طبیعی و غریزی به دامن جامعه پناه می برد ، اما ناگزیر خود را در قفس جدیدی می یابد که با قوانین و انتظارات و هنجارهای اجتماعی سیم کشی شده است. این هنجارها برای برقراری نظم و انضباط است در واقع اینگونه تحمیل و القا میشود که برای برقراری نظم و همزیستی ضروری است که این قوانین و قواعد اعمال شود.جامعه به جای پرسیدن چه کسی هستی؟ مدام می پرسد باید چگونه باشی ؟ این باید ها از طریق نهاد هایی مثل رسانه و مذهب و .... موجودیت پیدا می کند.حالا خود واقعی فرد قربانی نقاب اجتماعی می شود.اختلال در نظم هم با مجازات پاسخ داده می شود.حتی اگر اختلال در نظم موجود برای ایجاد یک نظم جدید باشد.طبقه حاکم اینجا
معنای«صحیح» ,«تمدن»,«موفقیت» را تغییر می دهد و آنها هستند که این معانی را می سازند و ظلم را اعمال می کنند.در واقع انسان با واگذاری بخشی از آزادی خود نظم و امنیت را دریافت می کند ؛ البته آن نظم و امنیتی که طبقه حاکم برای مردم خود معنا می کند.
در این حالت، جامعه تبدیل می شود به ابزاری برای سرکوب هرگونه تفکر رادیکال یا تغییر ساختاری....
در نهایت، آزادی انسان در جامعه یک مبارزه دائمی است. این مبارزه نه فقط با دیکتاتورهای بیرونی، بلکه با دیکتاتوری نرم نرم ها، هنجارها و تعاریف مسلط است. آزادی واقعی زمانی آغاز می شود که فرد از خود بپرسد: آیا این ارزشی که من دنبال می کنم، واقعا از منبع درونی من سرچشمه گرفته، یا صرفا پژواکی از انتظارات جامعه ای است که برای نظم بخشیدن به من، مرا از خودم بیگانه کرده است؟