رقیه پورغفار
65 یادداشت منتشر شدهخیابان و خانواده

در روزهایی که دفاع از کشور، ارزشها و تمامیت ارضی کشور عزیزمان به یک وظیفه تبدیل شده است، خیابان؛ خانه دوم مردم سربلند و ولایتمدار ایران زمین به شمار می آید. این روزها وقتی از خیابان سخن می گوییم، تنها از یک مسیر عبور و مرور حرف نمی زنیم؛ از صحنه ای سخن می گوییم که در آن اراده یک ملت دیده می شود. خیابان در چنین لحظاتی به امتداد خانه های ما تبدیل می شود؛ جایی که خانواده ایرانی، با همه نسل هایش، برای پاسداری از سرزمین و عزت خود حضور پیدا می کند. در شرایطی که کشور با هجمه ها و حملات خصمانه رژیم کودک کش آمریکایی صهیونیستی خونخوار اپستینی مواجه گردیده است و همچنین با فشارها و تهدیدهای گوناگون روبه روست، مهم ترین و اولویت دارترین سرمایه ما نه سلاح و نه امکانات، بلکه مردمی هستند که هنوز دلشان برای این خاک می تپد . خیابان جایی است که یک پیوند ملی دیده می شود؛ جایی که علی رغم شرایط جوی نامساعد در شبانه روز، پدران، مادران، جوانان و حتی کودکان در کنار هم می ایستند تا بگویند ایران فقط یک جغرافیا نیست، یک هویت مشترک است. حضور خانواده ها در چنین صحنه هایی معنای عمیقی دارد. وقتی مادری دست فرزندش را می گیرد و به تجمع های شبانه در خیابان می آورد، در واقع به او درس تاریخ و هویت می دهد؛ همان درسی که نسل های پیشین در روزهای سخت دفاع مقدس آموختند. وقتی پیرمردی که سال ها از عمرش گذشته، آرام در میان جمعیت قدم می زند، گویی روایت زنده ای از روزهای مقاومت را با خود حمل می کند. وقتی جوانان پرچم های ایران را در دست می گیرند، در حقیقت پرچم دار استمرار همان راهی می شوند که با خون شهیدان گشوده شده است. امروز ایستادن در خیابان، در کنار هم و در آرامش، نوعی علمداری مدنی است؛ صفی از انسان هایی که شاید سلاحی در دست ندارند، اما با حضورشان پیام روشنی می دهند: این سرزمین تنها نیست. این پرچم تنها نخواهد ماند. در چنین روزهایی، پرچم هایی که در دست مردم بالا می رود فقط پارچه ای رنگین نیست؛ نشانه وفاداری به تاریخی است که با فداکاری های بسیار شکل گرفته است. از سال های انقلاب پرشکوه سال 1357 ، از سالهای هشت سال دفاع مقدس، از جنگ دوازده روزه در خرداد سال 1404 که همانا جنگ تحمیلی دوم از آن یاد میشود و نیز جنگ تحمیلی سوم (جنگ رمضان) تا امروز، از روزهایی که جوانان این سرزمین در میدان های نبرد جان دادند تا به امروز که نسل تازه ای در خیابان ها از همان آرمان ها دفاع می کند، یک رشته پیوسته دیده می شود : ایران عزیز، تنگه هرمز، خلیج فارس، سانتی متر به سانتی متر از این آب و خاک، برای مردمش ارزش دارد و مردم برای ایران خود جان نثار می کنند، می ایستند. جنگ رمضان نیز یادآور همین حقیقت است؛ یادآور لحظاتی که ملت ایران نشان داد وقتی پای دفاع از سرزمین در میان باشد، مرز میان خانه و جبهه از میان می رود. امروز نیز خیابان ها می توانند همان روحیه را بازتاب دهند؛ روحیه ای که در آن وحدت، همدلی و ایستادگی جای ترس و تردید را می گیرد . البته حضور در خیابان فقط به معنای تجمع نیست. این حضور باید آرامش بخش، امیدآفرین و آگاهانه باشد؛ حضوری که نشان دهد مردم برای حفظ کشورشان آمده اند، نه برای ایجاد شکاف و تنش. همان گونه که در یک خانواده، اعضا در روزهای سخت کنار هم می ایستند و از خانه خود محافظت می کنند، در مقیاس بزرگ تر نیز ملت باید مراقب باشد که اتحاد و اعتماد، آسیب نبیند. در این میان، نقش خانواده ها بسیار تعیین کننده است. وقتی نسل ها در کنار هم در چنین صحنه هایی حاضر می شوند، پیامی روشن به آینده داده می شود : این سرزمین صاحب دارد و صاحبان آن مردمی هستند که تاریخ و خون شهیدانشان را فراموش نکرده اند و می دانند امنیت و استقلال، حاصل فداکاری های بسیار بوده است. ایستادن در صف علمداری این پرچم، افتخاری است که به نسل امروز سپرده شده است. شاید شکل میدان ها تغییر کرده باشد، اما اصل مسئولیت همان است: پاسداری از ایران، حفظ تمامیت ارضی و صیانت از عزت ملی . اگر خیابان ها با حضور آگاهانه مردم پر شود، نه تنها نشانه قدرت یک ملت خواهد بود، بلکه سرمایه ای اجتماعی می سازد که می تواند بسیاری از تهدیدها را خنثی کند. دشمنان کشور ما، بیش از هر چیز از وحدت مردم هراس دارند؛ از اینکه ببینند خانواده ها، نسل ها و طبقات مختلف جامعه در کنار هم ایستاده اند. امروز خیابان می تواند تصویر همین همبستگی باشد؛ تصویر مادری که پرچم را در دست فرزندش می گذارد، پدری که با افتخار در کنار مردم می ایستد، جوانی که با امید به آینده نگاه می کند، و پیرمردی که آرام می گوید: "این خاک ارزش ایستادن دارد." اگر چنین باشد، خیابان دیگر فقط یک مسیر شهری نخواهد بود؛ بلکه به میدان همبستگی ملی تبدیل می شود. میدانی که در آن خانواده بزرگ ایران، با یاد شهیدان و با امید به فردا، برای پاسداری از وطن خود، تنگه هرمزش، خلیج فارسش و... در کنار هم می ایستد. پیوند خوردن خیابان و خانواده در دوره هایی که از آن با عنوان جنگ رمضان یا جنگ های اخیر یاد می شود، بیشتر از چند واقعیت اجتماعی و روانی ناشی می شود:
1- تبدیل شدن دفاع از کشور به امر عمومی: وقتی جامعه احساس می کند موضوع فقط یک درگیری نظامی محدود نیست بلکه پای امنیت و تمامیت سرزمین در میان است، دفاع از حالت تخصصی و صرفا نظامی خارج می شود و به یک مسئولیت عمومی تبدیل می شود. در چنین شرایطی خیابان به فضایی تبدیل می شود که مردم حضور خود را نشان می دهند و خانواده ها به عنوان هسته اصلی جامعه وارد صحنه می شوند.
2- نقش خانواده در انتقال حافظه تاریخی جنگ: در جامعه ایران، تجربه جنگ تحمیلی اول هنوز در حافظه جمعی خانواده ها زنده است. روایت های پدران و مادران از جبهه، شهدا و روزهای سخت، باعث می شود نسل های جدید نیز احساس کنند بخشی از همان مسیر هستند. بنابراین حضور خانواده ها در خیابان نوعی تداوم حافظه دفاع مقدس است.
3- خیابان به عنوان عرصه نمایش همبستگی ملی: در شرایط بحرانی، جامعه نیاز دارد نشانه هایی از وحدت و همدلی را ببیند. خیابان یکی از قابل مشاهده ترین فضاها برای بروز این همبستگی است. وقتی خانواده ها، پیر و جوان، زن و مرد کنار هم دیده می شوند، این تصویر نوعی پیام جمعی درباره ایستادگی جامعه را منتقل می کند
4- تقویت روحیه اجتماعی در زمان بحران: جنگ فقط در میدان نبرد اثر نمی گذارد؛ فشار روانی زیادی هم بر جامعه وارد می کند. حضور جمعی مردم در خیابان ها می تواند نقش مهمی در تقویت روحیه عمومی، کاهش احساس تنهایی و ایجاد امید ایفا کند. وقتی افراد می بینند دیگران هم کنارشان ایستاده اند، احساس قدرت جمعی شکل می گیرد.
5- پیوند میان جبهه نظامی و پشت جبهه اجتماعی: در تجربه های جنگی، همیشه دو سطح وجود دارد: نیروهایی که در میدان هستند و جامعه ای که پشت سر آن ها قرار دارد. حضور خانواده ها در فضای عمومی نوعی اعلام حمایت از کسانی است که در خط مقدم حضور دارند و این حمایت برای تداوم مقاومت اهمیت نمادین و روانی دارد.
6- اهمیت نمادها و آیین های جمعی: پرچم، یاد شهدا، راهپیمایی ها یا تجمع های مردمی همگی کارکرد نمادین دارند. این نمادها کمک می کنند احساس تعلق و هویت جمعی تقویت شود. خانواده ها معمولا حامل اصلی این نمادها هستند، چون ارزش ها و روایت ها را به نسل بعد منتقل می کنند. در مجموع، وقتی امنیت، هویت ملی و حافظه تاریخی همزمان فعال می شوند، طبیعی است که خیابان و خانواده به هم گره بخورند؛ خیابان به صحنه بروز اراده جمعی تبدیل می شود و خانواده به نیرویی که آن اراده را از نسلی به نسل دیگر منتقل می کند.لذا حضور مردم در خیابان ها پشتوانه محکم برای مدیریت تنگه هرمز است . سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استمرار حضور مردم در میادین و خیابان ها را نعمتی عظیم و قدرت ساز و به مثابه سوخت موشک دانسته و تاکید کرده: این حضور مستمر پشتوانه ای مستحکم برای تضمین راهبردها و سیاست های کشور، به ویژه در مدیریت جدید تنگه هرمز است.
به امید پیروزی حق علیه باطل
# رقیه پورغفار