مهدیه سطوتی
4 یادداشت منتشر شدهسوگیری های شناختی در قضاوت
چرا ذهن ما حقیقت را آن گونه که هست نمی بیند؟
ما اغلب تصور می کنیم که موجوداتی منطقی هستیم؛ افرادی که شواهد را جمع آوری می کنند، جوانب را می سنجند و سپس به نتیجه ای دقیق می رسند. اما واقعیت این است که ذهن انسان، به جای یک قاضی بی طرف، بیشتر شبیه یک «وکیل مدافع» عمل می کند که از قبل تصمیم گرفتن هر چه چیزی که حقیقت است به دنبال شواهدی برای اثبات آن می گردد. این خطاهای سیستماتیک در تفکر، «سوگیری های شناختی» (Cognitive Biases) نام دارند. سوگیری ها میان برهای ذهنی هستند که مغز ما برای صرفه جویی در انرژی و سرعت بخشیدن به تصمیم گیری از آن ها استفاده می کند. اما مشکل اینجاست که این میان برها، گاهی ما را از جاده ی حقیقت به بیراهه های قضاوت های نادرست می کشند.
کالبدشکافی ذهن سوگیر :
ذهن ما برای پردازش دنیای پیچیده، از مدل های ذهنی ساده استفاده می کند. بیایید نگاهی به چند مورد از قدرتمندترین این سوگیری ها بیندازیم که هر روز در قضاوت هایمان با آن ها روبرو می شویم:
۱. سوگیری تاییدی (Confirmation Bias): فیلتری بر چشم هایمان
شاید بتوان این مورد را خطرناک ترین سوگیری دانست. ما عاشق این هستیم که باورهای قبلی مان درست از آب دربیاید. به همین دلیل، وقتی با اطلاعات جدیدی روبرو می شویم، اطلاعاتی که با باورهای ما همخوانی دارد را با آغوش باز می پذیریم و هر چیزی که مخالف باور ماست را نادیده می گیریم، فراموش می کنیم یا به آن برچسب «غیرقابل اعتماد» می زنیم.
- نمود بیرونی: تصور کنید معتقدید «فلان شخص آدم خودخواهی است». از این لحظه به بعد، اگر او کار خوبی انجام دهد، آن را به حساب تظاهر می گذارید، اما اگر یک بار رفتاری معمولی نشان دهد، در ذهنتان می گویید: «دیدی گفتم؟ این هم نشانه ی خودخواهی اوست!»
۲. اثر هاله ای (Halo Effect): قضاوت از روی ظاهر
ما انسان ها تمایل داریم یک ویژگی مثبت یا منفی از یک فرد را به تمام شخصیت او تعمیم دهیم. این سوگیری باعث می شود که اگر کسی زیبا، خوش لباس یا خوش سخن باشد، ناخودآگاه فرض کنیم که او باهوش، مهربان و قابل اعتماد هم هست.
- نمود بیرونی: در جلسات کاری یا روابط اجتماعی، فردی که ظاهری آراسته و صدایی رسا دارد، زودتر مورد اعتماد قرار می گیرد، حتی اگر هیچ شواهدی برای صلاحیت اخلاقی یا علمی او وجود نداشته باشد. این هاله، جلوی دیدن حقیقت شخصیت واقعی را می گیرد.
۳. سوگیری خودخدمتی (Self-Serving Bias): قهرمان داستان خودمان
ذهن ما یک مکانیسم دفاعی فوق العاده برای حفظ عزت نفس دارد. وقتی اتفاق خوبی می افتد، ما آن را به استعداد، تلاش و مهارت خودمان نسبت می دهیم («من موفق شدم چون باهوشم»). اما وقتی اتفاق بدی می افتد، به دنبال عوامل بیرونی می گردیم («من شکست خوردم چون سوالات سخت بود» یا «شانس نداشتم»).
- نمود بیرونی: این سوگیری باعث می شود هرگز از اشتباهاتمان درس نگیریم، چون همیشه راهی برای انداختن تقصیر به گردن شرایط یا دیگران پیدا می کنیم.
۴. سوگیری دردسترس بودن (Availability Heuristic): قضاوت بر اساس آنچه تازه است
ما تمایل داریم اهمیت چیزی را بر اساس راحتی به یاد آوردن آن قضاوت کنیم. اگر خبری از یک سانحه ی هوایی می شنویم، فکر می کنیم پرواز با هواپیما بسیار خطرناک است، چون تصویر سانحه در ذهنمان تازه و پررنگ است، در حالی که آمار نشان می دهد سفر با خودرو بسیار خطرناک تر است.
آیا راهی برای فرار از این سوگیری ها وجود دارد؟ شاید نه به طور کامل. سوگیری ها بخشی از ساختار تکاملی مغز ما هستند. اما خبر خوب این است که «آگاهی»، اولین قدم برای درمان است.
وقتی می دانیم که ذهن ما مستعد چنین خطاهایی است، می توانیم کمی به قضاوت هایمان «شک» کنیم. یاد بگیریم که قبل از قطعی کردن یک تصمیم یا یک قضاوت درباره ی کسی، از خودمان بپرسیم:
- «آیا من دارم فقط اطلاعاتی را می بینم که باورهایم را تایید می کند؟»
- «آیا این فرد را به خاطر ظاهرش قضاوت می کنم یا به خاطر عملکردش؟»
- «اگر من جای این آدم بودم، آیا باز هم همین قدر قاطعانه قضاوت می کردم؟»
پذیرش اینکه ذهن ما کامل نیست و ممکن است در حال فریب دادن ما باشد، نه تنها ما را به انسان های عاقل تری تبدیل می کند، بلکه باعث می شود در روابطمان با دیگران، صبورتر، مهربان تر و منصف تر باشیم. حقیقت، در ورای این سوگیری ها پنهان است؛ ما فقط باید گاهی عینک سوگیری هایمان را برداریم و دوباره نگاه کنیم.