سیاست بدون ریاضیات؛ توهم سیاسی

6 اردیبهشت 1405 - خواندن 4 دقیقه - 933 بازدید

جمله "سیاست پدر و مادر ندارد" را زیاد شنیده ایم اما مهمتر از پدر و مادر دار بودن یا نبودن سیاست، چگونگی ریاضیات سیاست است. اگر سیاست کشوری، دارای ریاضیات قوی نباشد هیچگاه نه سیاستمدارن روی آرامش را خواهند دید و نه شهروندان. 

سیاست درست یعنی مقایسه درست، دانستن اندازه ها، در نظر گرفتن توازن قدرت، معادلات درست، بودجه بندی صحیح طبق اولویت ها و....

همه این مفاهیم مهم با ریاضیات ارتباط تنگاتنگی دارند، 

در این نوشتار تنها به دو بخش سیاست های اقتصادی و سیاست خارجه و بین الملل می پردازم چرا که یادداشتی کوتاه نمی تواند تمامی بخش های سیاست را پوشش دهد:

در سیاست اقتصادی یک کشور اگر بودجه بندی صحیح صورت نگیرد و بودجه ها بر حسب اولویت ها درصد بندی نشوند، اقتصاد چنین کشوری همیشه با بیماری و ضعف سیستم ایمنی روبرو خواهد بود و چنین سیاستی با اندکی تغییر در شرایط محیطی؛ تورم، گرانی افسار گسیخته، ورشکستگی صنایع و کارخانجات، آموزش و پرورش فقیر و پیامدهای آن سواد اندک و محفوظات زیاد و ... را همراه خواهد داشت؛ پس دانستن اندازه و درصد در بودجه بندی نسبت به الویت ها و داشتن علم ریاضی کافی برای این امر یکی از عوامل موفقیت در بخش سیاست اقتصادی یک کشور است. سیاستمداری که نتواند بودجه ها را به صحیح ترین شکل ممکن نسبت به اولویت ها، درصد بندی کند، ریاضیات نمی داند و کسی که ریاضیات نداند هرگز سیاستمدار خوبی نخواهد بود. 

در زمینه سیاست های بین المللی؛ در نظر گرفتن توازن قوا، احتساب هزینه ها و اولویت بندی واردات و صادرات صحیح کالاها و سنجش منفعت به ضرر با در نظر گرفتن تمامی سود و زیان مالی،محیط زیستی و...( بعنوان مثال کالایی که تولید آن در کشور چنان سودی ندارد و علاوه برآن موجب آلودگی محیط زیست، دامن زدن به بحران آب و... می شود طبق معادلات ریاضی نه تنها سیاست درستی نیست بلکه مثال نقضی ست که روی چنین سیاستی خط بطلانی قرمز می کشد)، دشمنی نکردن با قدرت هایی که کشور در مقابل آنان توازن قوا ندارد و... همه به دانش ریاضی متکی هستند؛ چراکه اگر کشوری بدون داشتن توازن قوا، بخواهد در برابر ابرقدرتها بایستد مجبور به هزینه کردن بودجه ها، بجای اولویت های کشور در بخش نظامی ست و در نتیجه نارضایتی داخلی، تحریم، فشار خارجی و... و نتیجه چنین سیاست خارجه ای دوباره و دوباره تورم، کم ارزش شدن پول ملی و.... است. آنچه مسلم است یک کشور در سیاست های بین المللی خود هنگامی تواناست که معادلات را درست بسنجد، از توازن قوا آگاهی داشته و بخاطر توسعه طلبی های متوهمانه و غیر واقعی، زندگی شهروندان خود را به مخاطره نیاندازد. سیاستمدارانی که شهروندان کشورشان با وجود منابع غنی و کم نظیر، همیشه یا در جنگند یا تحریم و یا..... سیاستمدارانی فاقد ریاضیات هستند و سیاست شان خالی از هر نوع سنجش، میزان، رعایت تناسب، درصد و... است و معادلاتشان نه معادله صحیح که به ازای اکثریت متغیرها درست بلکه معادلاتی بر پایه باری به هرجهتست و همیشه منتظرند شاید متغیری پیدا شود و در معادلاتشان صدق کند، متغیری تصادفی، متغیری از غیب و.....