رقیه پورغفار
80 یادداشت منتشر شدهخانه ای که مدرسه شد
🔰خانه ای که مدرسه شد
گاهی یک خبر کوتاه، آن قدر بار معنا و انسانیت در خود دارد که نمی توان از کنار آن بی تفاوت گذشت. چند روز پیش در میان خبرها، به روایتی برخوردم که تصویری روشن از تعهد و مسئولیت معلمی را پیش چشمم آورد؛ روایتی از خانم روزک حسین نژاد، معلم پایه پنجم مدرسه گلزار در روستای باغچه جوق شهرستان ماکو.
در روزگاری که آموزش برای بسیاری از دانش آموزان به ابزارهای دیجیتال و دسترسی به فضای مجازی گره خورده است، هنوز کودکانی هستند که فاصله شان با درس و مدرسه نه به خاطر بی علاقگی، بلکه به دلیل کمبود امکانات بیشتر می شود. نداشتن گوشی هوشمند، اینترنت یا ابزارهای لازم، برای برخی از این کودکان به معنای عقب ماندن از جریان آموزش است؛ واقعیتی که خانم حسین نژاد آن را به خوبی دید و نتوانست نسبت به آن بی تفاوت بماند. هرچند این بار به دلیل مشکلات اینترنتی ایجاد شده که حاصل جنگ تحمیلی سوم"جنگ رمضان" از سوی اجانب خونخوار و کودک کش آمریکایی صهیونی هست، اما گام بزرگی که او در چنین شرایط خاصی برداشت و تصمیمی گرفت که در عین سادگی، معنایی ژرف در خود داشت: خانه اش را به کلاس درس تبدیل کرد.
خانه ای بزرگ که حالا هر روز پذیرای بیش از بیست دانش آموز است؛ کودکانی که برای ادامه مسیر یادگیری، قدم به خانه معلمشان می گذارند. در این کلاس، خبری از نیمکت های مرتب مدرسه یا تجهیزات رسمی آموزشی نیست؛ اما در عوض، شوق یادگیری در نگاه دانش آموزان موج می زند و تخته وایت بردی که معلم بر آن می نویسد، به نمادی از تداوم آموزش تبدیل شده است. تصویر این صحنه ساده اما عمیق، معنای واقعی معلمی را یادآور می شود: معلمی تنها انتقال دانش نیست؛ بلکه پذیرفتن مسئولیت آینده کودکانی است که چشم امیدشان به دستان آموزگارشان دوخته شده است. خانم حسین نژاد با گشودن در خانه خود، در حقیقت در فرصت را به روی شاگردانش باز کرده است؛ فرصتی برای اینکه هیچ دانش آموزی به دلیل محدودیت های بیرونی از حق آموختن محروم نماند. این اقدام شاید در ظاهر حرکتی کوچک به نظر برسد، اما در حقیقت نمادی از همان روح بزرگ معلمی است که سال هاست ستون پنهان پیشرفت جامعه محسوب می شود. در خانه ای ساده در روستای باغچه جوق، کلاس درسی شکل گرفته که ارزش آن تنها در درس های نوشته شده روی وایت برد خلاصه نمی شود؛ بلکه در پیامی نهفته است که به ما یادآوری می کند آموزش، پیش از هر چیز، به انسان هایی متعهد و دل سوز نیاز دارد. خبر این معلم ماکویی، برای من یادآور حقیقتی قدیمی اما همیشه تازه بود: گاهی بزرگ ترین مدرسه ها، نه در ساختمان های عظیم، بلکه در دل هایی ساخته می شوند که برای آینده کودکان این سرزمین می تپد و چراغی روشن میکند.امید که چنین چراغ هایی در گوشه گوشه این سرزمین بیشتر روشن بماند و هیچ کودکی، تنها به دلیل کمبود امکانات، از حق آموختن و ساختن آینده ای روشن محروم نماند.
✍ پورغفار ۱۴۰۵/۱/۳۰
یا حق🇮🇷