رقیه پورغفار
80 یادداشت منتشر شدهوطنم، ققنوس تاریخ
💥وطنم، ققنوس تاریخ
هر سرزمینی داستانی دارد؛ داستانی که در لابه لای خاک، در میان کوه ها و در حافظه نسل ها زنده می ماند. برخی سرزمین ها تنها چند فصل کوتاه از تاریخ دارند، اما سرزمین من، ایران کهن، کتابی قطور از رنج ها، ایستادگی ها و دوباره برخاستن هاست. اینجا جایی است که تاریخ بارها بر آن سخت گرفته، اما هیچ گاه نتوانسته روح آن را در هم بشکند.
اگر به گذشته بنگریم، می بینیم که این خاک وطن پاک ایران اسلامیمان، بارها در معرض آزمون های بزرگ قرار گرفته است. از یورش مغول که شهرها را به خاکستر تبدیل کرد، تا روزگار جنگ ها و آشوب هایی که گویی می خواستند چراغ این سرزمین را خاموش کنند، همچون جنگ تحمیلی هشت سال دفاع مقدس، جنگ دفاع مقدس دوازده روزه، جنگ رمضان که جنگ سوم تحمیلی از آن نام برده میشود، و آشوبهای فراوان دیگر. اما هر بار، درست زمانی که تصور می شد همه چیز پایان یافته است، مردم این سرزمین از دل همان ویرانی ها با رهبری مدبرانه رهبران وقت در دهه های اخیر، منجمله رهبری حضرت امام خمینی(ره)، رهبری داهیانه رهبر شهیدمان،حضرت آقا آیت الله سیدعلی خامنه ای(ره) و در حال حاضر هم به رهبری حضرت آقا آیت الله سیدمجتبی خامنه ای(حفظه الله) دوباره زندگی ساختند و خواهند ساخت، اینجا ققنوس ولایت جاریست، چرا که در طول تاریخ شهرهایی که سوخته بودند، دوباره آباد شدند؛ فرهنگ و زبان که در معرض تهدید قرار گرفته بودند، دوباره جان گرفتند. در دوره های مختلف نیز تاریخ همین روایت را تکرار کرده است. در روزگار فشارهای بیگانه، در سال هایی که استقلال و هویت ملی در معرض خطر قرار گرفت، باز هم مردمانی از همین خاک برخاستند و با خونفشانی خود، سرافرازانه نشان دادند که ریشه های این سرزمین بسیار عمیق تر از آن است که با طوفان ها از جا کنده شود. حتی در دوران معاصر، در سال های دشوار جنگ و تحریم و بحران که از سوی دشمنان ناپاک و کودک کش آمریکایی صهیونی اعمال شد، بارها دیده ایم که چگونه همین مردم با دست های خالی اما با اراده ای استوار، دوباره ایستاده اند و زندگی را از نو ساخته اند. شاید به همین دلیل است که وقتی به تاریخ این سرزمین نگاه می کنم، بیش از هر چیز به یاد ققنوس می افتم؛ پرنده ای افسانه ای که در آتش می سوزد، اما پایانش سوختن نیست. از دل همان خاکستر، تولدی تازه آغاز می شود. سرزمین من، ایران جان، که هر سانتی متر از خاک آن مقدس است برای مردمش، نیز چنین بوده است: سوخته، زخمی شده، اما هرگز نابود نشده است. نمونه های این برخاستن در جای جای تاریخ دیده می شود؛ از بازسازی شهرها پس از ویرانی های بزرگ گرفته تا حفظ فرهنگ، زبان، باور، اعتقادات و هویتی که قرن ها دوام آورده است. مردمانی که اجازه ندادند گذشته شان فراموش شود و آینده شان نیز تسلیم تاریکی گردد. امروز ما ادامه همان روایت هستیم؛ روایت نسلی که میراث دار قرن ها ایستادگی است. ما تنها وارث خاک نیستیم، وارث امید و اراده ای هستیم که نسل های پیش از ما برای حفظ آن جنگیده اند و رنج کشیده اند. و من باور دارم که این داستان هنوز به پایان نرسیده است. همان گونه که در گذشته از دل تاریکی ها روشنایی زاده شد، این بار نیز سرزمین ما با همراهی مردم ولایتمدار،در کنار رهبر اندیشمند و صالح خود، بار دیگر قد خواهد کشید. شاید زخمی باشد، شاید خسته، اما روح ققنوس در آن زنده است و ققنوس، هر بار که برمی خیزد، باشکوه تر از پیش پرواز می کند. وطنم ققنوس تاریخ است.
✍️ رقیه پورغفار
یاحق 🇮🇷 ۱۴۰۵/۱/۲۲