فقر و مدیریت

29 فروردین 1405 - خواندن 6 دقیقه - 85 بازدید

واقعیت این است که انسان ها نمیتوانند عامل اصلی را که باعث ایجاد نارضایتی ها/ کمبود ها/ سوء تفاهم ها / حتی تنش های بومی محلی / ملی و حتی بین المللی را باعث میشود از زندگی خود و دیگران حذف کنند . بصورت خلاصه فقر عامل اصلی است اما پیشنهاد میکنم که فقر را تنها به نبودن امکانات و حتی نبودن پول ربط ندهید . میدانم که ممکن است این نظر من مخالفان زیادی خواهد داشت اما نظر من است . بشر در تمامی دوران های زندگیش از فقر رنج میبرد تمامی تمدن ها چه باستانی و چه مدرن چه فرهنگی و چه غیرفرهنگی ( وحشی ) چه مدرن و پیشرفته و چه بدوی دارای این قدرت نیستند که فقر را از بین ببرند . فقر در همه چیز وجود دارد .شاید فردی دارای قدرت مالی زیادی باشد ولی ممکن است فقر فرهنگی یا اجتماعی داشته باشد ولی نداند که ممکن است پولداری منشاء رفتارهای متکبری و خودخواهانه و یا خودمحوری باشد . در هر شخصی فقر به شکل های مختلف دیده میشود . در یکی فقر فرهنگی ودر شخصی دیگر فقر مالی و آن دیگری دارای فقر مهر و محبت و یا مهربانی . در حقیقت همه به نوعی فقیرند . حتی من و حتی خواننده محترم .

واقعیت تلخ اینجاست که وقتی فردی با فقر و نداری بزرگ شده و به مقامی میرسد حضور این فقر در تمامی دیدگاه هایش برنامه هایش دیده میشود تمامی عملکرد هایش نشان از نوعی فقر میدهد رفتارها صحبت ها و حتی اظهار نظرهایش نشانه وجود فقر اوست و وقتی افرادی جمع میشوند تا کاری را انجام بدهند انواع فقر این افراد مانعی برای انجام بهتر امور میشود و تنها چیزی که باعث انجام کاری میشود اجبار است . این فقر و این اجبار یکی از عوامل از بین بردن خلاقیت و ابتکار و حتی اشتیاق برای کار است . 

اگر بخواهیم واقع بینانه صحبت کنیم تمامی مدیران درتمامی نقاط دنیا دارای فقر هستند و هر کدام براساس فقر درونی خود مدیریت میکند . مسایل سازمانی ارجح نیست چون در باطن برنامه های مدیر مهم است .هرچند ابراز یا اقرار نمیشود . مثال های زیادی را میتوان آورد از برنامه ریزی توسعه شهری تا برنامه های توسعه سازمانی . از نحوه مدیریت مدیر یک سازمان تا مدیریت یک فروشگاه . تاکید میکنم فقر فقط به معنای ناداری پول نیست ناداری و نداشتن قدرت روحی برای مدیریت است نداشتن کنجکاوی لازم و ضروری نداشتن توان فکری روانی لازم برای حل مشکل است . به معنای نداشتن دیدگاه خاص برای حل یک مساله است . نداشتن تمرکز است . فقر نداشتن دیدگاهی اساسی برای تجسم آینده است . آینده سازمان یا مجموعه تحت مدیریتی . فقر نداشتن قدرت و دیدگاه مدیریتی برای مدیریت کردن است . بسیاری زور و اجبار را مدیریت کردن مینامند . 

در سالهای دور کتاب داستانی را میخواندم که نامش الان در خاطرم نیست . شخصیت اصلی یک نویسنده بود که میخواست کتابش را با قیمت گزاف به ناشران بفروشد ولی ناشران پول کمی پرداخت میکردند . تا اینکه یکی از ناشران کنجکاو شده به خانه اش میاید و انبوه کتاب های او را می بیند و متعجب میشود و از نویسنده میپرسد که این کتاب ها به چه درد تو میخورد ؟ نویسنده هم جواب میدهد : کتاب ها هستند که کتاب ها را بوجود میاورند .

در عرصه مدیریت این مدیران قوی هستند که مدیران را پرورش میدهند با راهنمائی کردن آنها با شریک شدن در درد و رنج افراد زیر دست خود و در مهار کردن فقری که دارند . کنترل کردن فقر خودشان که باعث نشود کار اشتباهی را انجام بدهند . تلاش برای دیگران تا آنها نیز فقر خود را کنترل و مهار کنند تا در نهایت سازمانشان ارتقا یافته و رشد کند .

آدم فقیر از شدت فقرش نمیتواند علم و دانش را درک کند مدیر فقیر نمیتواند حتی علم مدیریت را درک کند و قوی شود . مدیر فقیر نمیتواند با کارکنانش صحیح و حتی انسانی برخورد کند و مشکلات را با صبر و حوصله با متانت و احترام متقابل حل کند . انبوه شکایات کارگران و پرسنل زیر دست حتی در اداره کار و حتی در دادگاه ها نشان دهنده این موضوع است . موضوعی که کسی به آن فکر نمیکند و مسئولیت آن را برعهده نمیگیرد .

در پایان تنها با مدیران پر با مدیران قوی میتوان ساخت و رشد کرد و بایستی حمایتشان کرد . نه اینکه با سنگ اندازی های ریز و درشت منصرف و دلسرد کرد .مدیرانی که حتی با تمامی تلاششان میخواهند که فقر خود و دیگران کم رنگ و کم اثر گردد .بزرگترین خدمتی که یک مدیر به سازمانش میتواند انجام بدهد القاء و حتی آموزش این مساله است که پرسنل و کارمندان از فقر مالی رنج نبرند . حذف این نوع فقر یکی از کلیدی ترین روش های ارتقاء سازمانی است و اینکه تلاش شود که فقر در شکل های مختلف در محیط های کاری کمتر و کمتر گردد .

این موضوع بحثی طولانی و عمیقی است ولی نگارنده تلاش کرد به صورت مختصر به آن اشاره کرده تا استادان و علاقمندان راه چاره ای برای این مورد در سازمان خود پیدا کرده و هم اینکه دیدگاه بکری به خوانندگان محترم بخصوص مدیران گرامی تقدیم شده تا بتوانند در ارتقاهای سازمانی بیش از پیش بهتر عمل کنند .