تنگه هرمز؛ گهواره اقتدار ایران و پژواک تاریخ در آب های نیلگون. دروازه آب های ازلی: واکاوی حقوقی، تاریخی و راهبردی اقتدار ایران بر تنگه هرمز

27 فروردین 1405 - خواندن 12 دقیقه - 60 بازدید

مقدمه: جایی که دریا، نام ایران را از بر است،نبض تپنده تاریخ در رگ های هرمز

در جغرافیای سیاسی جهان، نقاطی وجود دارند که فراتر از یک مختصات جغرافیایی، «قلب تاریخ» محسوب می شوند. ایران، با تمدنی که ریشه در هزاره ها دارد، همواره نگهبان یکی از حساس ترین گلوگاه های گیتی بوده است. تنگه هرمز، نه تنها یک آبراه اقتصادی، بلکه نمادی از اقتدار دریایی و اراده ملتی است که آموخته است چگونه در تلاطم امواج، سکان هدایت سرنوشت خویش را در دست بگیرد
در جغرافیای جهان، برخی مکان ها تنها «نقطه» نیستند؛ «روایت» اند.
تنگه هرمز یکی از همان روایت هاست؛ داستانی که هر موج آن، نام ایران را زمزمه می کند.
آنجا که آفتاب سحرگاهی بر آب های نیلگون می تابد، گویی تاریخ بیدار می شود و
از هزاران سال پیش تا امروز، یک حقیقت را تکرار می کند:
ایران، نگهبان آبراهی است که جهان از آن می گذرد و زمان در برابرش می ایستد.
این نوشته، جستاری است علمی–تحلیلی و در عین حال ادبی،
که جایگاه حقوقی تنگه هرمز را با تاریخ غرورآفرین ایران می آمیزد
و از دل این پیوند، تصویری روشن از حکمت راهبردی ایران و عشق جاودانه اش به وطن می سازد. و در ادامه این نوشتار به بررسی جایگاه حقوقی این تنگه و تطبیق تاریخی ایستادگی ایران در برابر زیاده خواهی های بین المللی می پردازد.


بخش اول:
چارچوب حقوقی و حاکمیت ملی بر تنگه هرمز


از منظر حقوق بین الملل دریاها، وضعیت تنگه هرمز برآمده از تعاملی پیچیده میان کنوانسیون های ژنو (۱۹۵۸) و کنوانسیون حقوق دریاها (۱۹۸۲ - UNCLOS) است به عبارتی از منظر حقوق بین الملل دریاها، وضعیت تنگه هرمز برآمده از تعاملی پیچیده میان کنوانسیون های ژنو (۱۹۵۸) و کنوانسیون حقوق دریاها (۱۹۸۲ - UNCLOS) است. ایران، هرچند کنوانسیون ۱۹۸۲ را امضا کرده اما به دلیل ملاحظات راهبردی آن را به طور کامل در پارلمان خود به تصویب نرسانده است، لذا از نظر حقوقی خود را ملزم به بخش هایی از آن می داند که به حقوق عرفی تبدیل شده اند.
۱. حق عبور بی ضرر (Innocent Passage): ایران بر اساس قوانین داخلی خود (قانون مناطق دریایی ۱۳۷۲)، عبور کشتی های جنگی و شناورهای خاص را منوط به اجازه قبلی یا رعایت ضوابط دقیق امنیتی می داند. در شرایطی که امنیت ملی یا تمامیت ارضی کشور به مخاطره بیفتد، طبق قواعد حقوق بین الملل، دولت ساحلی حق دارد برای دفاع از خود، محدودیت هایی را در قلمرو دریایی خویش اعمال کند.
۲. دفاع مشروع: بر اساس ماده ۵۱ منشور ملل متحد، حق دفاع مشروع یک قاعده آمره است. در شرایطی که تهدیدی علیه موجودیت یا منافع حیاتی یک کشور شکل بگیرد، کنترل بر مبادی ورودی و خروجی قلمرو دریایی، بخشی از ابزارهای بازدارنده و قانونی برای صیانت از صلح داخلی و منطقه ای تلقی می شود.
ایران، هرچند کنوانسیون ۱۹۸۲ را امضا کرده اما به دلیل ملاحظات راهبردی آن را به طور کامل در پارلمان خود به تصویب نرسانده است، لذا از نظر حقوقی خود را ملزم به بخش هایی از آن می داند که به حقوق عرفی تبدیل شده اند.
بنابراین ایران همواره بر دو اصل کلیدی تاکید کرده است:

حق عبور بی ضرر تنها تا زمانی مشروع است که امنیت و منافع ملی دولت ساحلی مصون بماند. حق دفاع مشروع قاعده ای فراتر از تمامی معاهدات و قوانین موضوعه است.

به همین دلیل مدیریت ایران بر این آبراه نه مداخله گرانه بلکه دفاعی ،قانونی و مبتنی بر مسئولیت تاریخی بوده است.

هیچ کشوری همانند ایران هزاران سال حافظ امنیت این دریا نبوده؛
و هیچ ملتی به اندازه این ملت، نیک نمی داند که امنیت، پیش نیازصلح و تجارت جهانی است.



بخش دوم:
تطبیق تاریخی؛ وقتی تاریخ دوباره از خواب برمی خیزد ،از حماسه شاه عباس تا اقتدار امروز

ایران همیشه زمانی که شاهرگ هایش تهدید شده با وقاری مثال زدنی ایستاده است.بستن یا کنترل تنگه هرمز در برابر قدرت های مداخله گر ریشه در حافظه تاریخی ایران دارد.
نمونه ای بزرگ از این ایستادگی، بازپس گیری هرمز در
۱۶۲۲ میلادی است
که یکی از درخشان ترین این تجربیات اخراج پرتقالی ها در این سال بود

شباهت تاریخی :در آن روزگار قدرت استعمارگر وقت پرتقال با ساخت قلعه های مستحکم در هرمز عملا نبض تجارت دریایی ایران را در دست گرفته و به دنبال تحقیر حاکمیت ملی بود.
ایران تحت رهبری امام قلی خان با درکی راهبردی از《 ژئوپلیتیک خلیج فارس》، متوجه شد که بدون بازپس گیری هرمز استقلال کشور معنایی ندارد
وقتی قدرت استعمارگر آن روزگار بر هرمز مسلط شد گویا جهان فراموش کرده بود که این آبراه به حکم تاریخ از آن ایران است. اما ایران هرگز فراموش نمی کند.
فرماندهان ایرانی با درکی درست از ژئوپلیتیک، هرمز را باز پس گرفتند
و نشان دادند که این سرزمین اجازه نمی دهد بیگانه در گلوگاهش خانه کند.

شباهت های امروز با آن گذشته:
در دوره های مختلف هرگاه ایران بر تنگه نظارت کرده یا
محدودیتی نهاده ریشه اش همان فلسفه تاریخی است

《صیانت از خانه حریم عزت و استقلال》
و این سنت دیرینه دریاداری ایران همچنان جاری است.

پیروزی و سربلندی: آن نبرد که به پایان بیش از یک قرن اشغالگری پایان داد نشان داد که ایران هرگاه اراده کند، می تواند دست بیگانگان را از شاهرگ های خود کوتاه کند. امروز نیز اگر ایران در برابر ناوگان های بیگانه یا قدرت های سلطه جو قد علم میکند، در واقع تکرار همان الگوی تاریخی صیانت از خانه در برابر غریبه است. این ایستادگی نه از روی ستیزه جویی، بلکه واکنشی حکیمانه به رفتارهای مداخله جویانه در منطقه ای است که ایران قرن هاست صلح آن را تامین کرده است.


بخش سوم:
ایران؛ ملتی که در برابر سختی ها قد می کشد و تقابل با سلطه گری؛ دفاع از کرامت انسانی

تاریخ ایران کتابی است که صفحه به صفحه اش از آزمون و پیروزی سخن می گوید.
از نبردهای هخامنشیان در دریاهای دور، تا مقاومت دلیرانه مردم جنوب در دوره های بعد،
و تا ایستادگی های معاصر—این ملت آموخته است که تهدید را به فرصت بدل کند.
ایران، برخلاف بسیاری از قدرت ها،
هیچ گاه آغازگر جنگ نبوده؛
اما همیشه پایان بخش نبردهایی بوده که به او تحمیل شده اند.
این راز ماندگاری ایران است:
ایران نه با تهاجم، بلکه با بصیرت، خودداری و اقتدار دفاعی زنده مانده است.
هیچ ملتی مانند ایران،
این اندازه پیوسته و ماندگار، دریابان یک منطقه نبوده است.

در میدان نبرد امروز تقابل ایران با جریانات استکباری و رژیم های اشغالگر، برآمده از یک فلسفه عمیق است
《عدالت خواهی》. تاریخ گواهی میدهد که ایران هیچ گاه آغازگر جنگ نبوده اما همواره تمام کننده سربلند منازعاتی بوده که بر او تحمیل شده است.
در حالی که قدرت های جهانی با تکیه بر زراد خانه های خود حقوق ملتهای مظلوم را پایمال میکنند .ایران با تکیه بر نیروی ایمان و تخصص جوانان خویش موازنه قدرت را تغییر داده است. حضور مقتدرانه در آبهای آزاد و اشراف کامل برتنگه هرمز پاسخی است به دهه ها فشار ناعادلانه .این «نه» بزرگ به سلطه همان روحی است که در کالبد تاریخ ما از آرش تا سرداران معاصر جاری بوده است.



بخش چهارم :
عشق به ایران؛ ریشه ای که از دل تاریخ می جوشد.
عشق به وطن، مام میهن در آغوش برفرزندانش

عشق به ایران، نه شعار است و نه احساس لحظه ای. این عشق همان پیوندی است که مردمان جنوب را در موقعیت های بحرانی به نگهبانانی جان بر کف بدل کرده؛ همان عشقی که باعث شده هر موج در خلیج فارس رنگی از غیرت ایرانی داشته باشد.
ایران تنها یک مرز سیاسی نیست؛《یک حافظه جمعی》 است.
جایی که هر نسل، پیام ایستادگی را از نسل پیشین به ارث میبرد
در سحرگاه هایی که نور خورشید از پشت کوه های هرمز بیرون می زند، گویی زمان می گوید:
تا وقتی این خاک پابرجاست هیچ دستی نمی تواند
صلابت این ملت را بلرزاند

ایران تنها یک نام بر روی نقشه نیست؛ ایران یک ایمان است. خلیج فارس و تنگه هرمز نه فقط آبهای شور که اشک ها و خون های پاکی هستند که برای حفظ این مرز و بوم نثار شده اند.
عشق به ایران یعنی باور به این حقیقت که این سرزمین ققنوسی است که از میان خاکستر حوادث همواره با شکوهی بیشتر برمی خیزد.
پیروزی ایران در نبردهای اراده ریشه در پیوند ناگسستنی مردم با خاکشان دارد. هر موجی که در هرمز به صخره میخورد ترانه پایداری ملتی را می سراید که در طول تاریخ هرگز در برابر هیچ اهریمنی سرخم نکرده است.



بخش پنجم:
تحلیل راهبردی؛ ایران و آینده امنیت در خلیج فارس و چشم انداز آینده

نقش ایران در تنگه هرمز تنها یک نقش منطقه ای نیست؛ یک وظیفه تمدنی است.
جهان به امنیت این آبراه نیاز دارد و امنیت این آبراه صدها سال است که بر دوش ایران استوار مانده ایران با توان دریایی و اشراف راهبردی اش ثابت کرده که حاکمیت ملی و حفظ ثبات منطقه دو روی یک سکه اند هرگاه ایران امنیت داشته جهان نیز از امنیت انرژی برخوردار بوده است.

اقتدار امروز ایران در تنگه هرمز پیامی روشن برای جهان دارد 《منطقه برای اهل منطقه》 است. هرگونه مداخله خارجی، تنها به بی ثباتی دامن می زند.
ایران با اشراف اطلاعاتی و توان نظامی بومی، نشان داده است
که امنیت تجارت جهانی در این منطقه، گروگان احترام به حاکمیت ملی ایران است.
ایران امروز میرات دار تمدنی است که جهان را به صلح و عدالت دعوت میکند، اما در برابر نیت های پلید و دستهای متجاوز چون سدی سدید و پولادین ظاهر میشود. این سربلندی پاداش ملتی است که عزت را بر تسلیم ترجیح داد.



نتیجه گیری: طلوع پیروزی برکرانه های نیلگون

تنگه هرمز امروز بیش از هر زمان دیگری تجلی گاه قدرت بلا منازع ملتی است که به خودباوری رسیده است. اگر امروز از بستن این شاهرگ در برابر دشمنان سخن به میان می آید این یک ابزار قانونی و اخلاقی برای مهار جنگ طلبان است.
ایران جاویدان و پیروز بر بلندای تاریخ ایستاده است. نگاه ما به آینده نگاهی سرشار از امید و اقتدار است؛
چرا که می دانیم در قاموس این سرزمین شکست واژه ای غریب است.
ما وارثان فاتحان خیبر و پاسداران خلیج همیشگی فارس، تا ابد نگهبان این خانه خواهیم ماند.

《برافراشته باد پرچم شکوه و عزت ایران در پهنه گیتی》
جمع بندی:
روزی که دریا به ایران سلام داد

در پایان این سفر در تاریخ و جغرافیا
میتوان تصویری از تنگه هرمز در ذهن داشت:

دریایی آرام آبی بیکران صخره هایی استوار ...
و در میان این همه نام ایران که همچون خورشید بر آب ها می درخشد.
تاریخ ایران پر از فراز و نشیب بوده
اما هرگز روزی نرسیده که این ملت از عشق به وطن دست بردارد.
هرگز لحظه ای نبوده که این سرزمین از دفاع از خویش غافل شود.
و اگر امروز از تنگه هرمز سخن می گوییم
در حقیقت از هویت ملی حافظه تاریخی و آینده ای
روشن حرف می زنیم.
ایران همان ققنوسی است که بارها از میان خاکستر برخاسته و هر بار شکوه مندتر از پیش به آسمان رفته است.
در پایان این حقیقت پابرجاست
تا زمانی که موجی در خلیج فارس زنده است
تا زمانی که آفتاب بر آبهای هرمز می تابد
نام ایران باشکوه آرام و پیروز بر قلب این آبراه خواهد درخشید.

نویسنده :محمدصالح قاسم خانی