ابهام زندگی

[مولانا]
آتش ابراهیم را نبود زیان - هر که نمرودی است گو می ترس از آن
نفس نمرود است و عقل و جان خلیل - روح در عین است و نفس اندر دلیل
این دلیل راه رهرو را بود - کاو به هر دم در بیابان گم شود
واصلان را نیست جز چشم و چراغ - از دلیل و راهشان باشد فراغ
گر دلیلی گفت آن مرد وصال - گفت بهر فهم اصحاب جدال
بهر طفل نو پدر تیتی کند - گر چه عقلش هندسه ی گیتی کند
--
پیش بی حد هر چه محدود است لاست - کل شیء غیر وجه الله فناست
کفر و ایمان نیست آن جایی که اوست - ز انکه او مغز است و این دو رنگ و پوست
این فناها پرده ی آن وجه گشت - چون چراغ خفیه اندر زیر طشت
(1)
***
[علامه سید محمدحسین طباطبایی]
چه فرهادها مرده در کوه ها - چه حلاج ها رفته بردارها
***
[یزدانپناه عسکری]
ابهام در اقتدار زندگی انسان، در وادی زندگی سالک، همه چیز به اقتدار شخص و تمامیت ادراک بستگی دارد. هیچ تضمینی برای گم نشدن در بیابان، وجود ندارد
______________
1 – مولانا جلال الدین محمد بلخی(مولوی)، مثنوی معنوی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی - تهران، چاپ: اول، 1373. دفتر دوم صفحه 283