"رمضان غریب "

9 اسفند 1404 - خواندن 6 دقیقه - 41 بازدید


ماه مبارک رمضان همیشه درمیان ایرانیان مورداحترام وتکریم بوده وهمواره آداب وفضائل این ماه مبارک ازکودکی مورد توجه فرزندان وحمایت پدران ومادران درمحیط خانه و حتی برای صاحبان کسب وکار بوده است برای آحاد مردم به ویژه مومنان وحتی اقشاربرخوردارجامعه ماه رمضان فرصتی برای کمک به یکدیگر ، رسیدگی به محرومان وهمبستگی اجتماعی وهمدلی وحتی برای روحانیون نیز زمانی برای تبلغ دین واحکام واخلاق بوده است اما چه شده که امروزه رمضان درجامعه ماغریب است ؟

ماه رمضان، ماه آرامش و پیوند دل ها با خداست؛ ماه خودسازی انسان و ماهی که در آن صدای وجدان انسانی، بلندتر از آواز سیاست باید شنیده شود. اما در جامعه امروز ایران، این آواز خدایی وانسانی در همهمه ی رفتارهای سرد و نادرست بخشی از نظام حکمرانی گم شده است. رمضانی که باید نماد صداقت، عدل و کرامت انسانی باشد، زیر سایه ی تبعیض، فساد، فشار اقتصادی و بی اعتمادی ، رنگ غربت گرفته است.

مردم، دیگر نه از روی بی دینی، بلکه از روی بی اعتمادی، دل خود را از مظاهر دینی وحتی آداب رمضان دور کرده اند.زیرا وقتی ایمان دستاویز قدرت می شود، روزه داری از معنا تهی می گردد حرمت رمضان در دل مردم شکسته نشده؛ بلکه در رفتارهای ساختار قدرت و در سیاست های بی رحمانه ای شکسته شده که کرامت انسانی را از سفره ی مردم ربوده است.

از رمضان دل ها تا رمضان ظاهرها

مفهوم رمضان در فرهنگ ایرانی، همواره فراتر از عبادت های فردی بوده است؛ رمضان، ماه همدلی و عدالت اجتماعی است. اما امروز، نشانه هایی از ریا، دوگانگی و استثمار معنویت در فضای رسمی کشور دیده می شود. مسئولانی که به نام روزه و تقوا از عدالت سخن می گویند اما در عمل، با بی عدالتی هایی آشکار، اعتماد عمومی را از میان می برند.آنچه جامعه را از رمضان واقعی دور کرده، ضعف ایمان مردم نیست؛ بی حرمتی نمادین حاکمیت به ارزش های اخلاقی وکرامت های انسانی است.

ریشه های غربت رمضان

غربت رمضان در جمهوری اسلامی ریشه در چند محور رفتاری دارد:

1. تقدس سازی بدون صداقت: استفاده ابزاری از دین برای پوشاندن ناکارآمدی مدیریتی، باعث شده باور عمومی به شعارهای اخلاقی و معنوی کاهش یابد. مردم ایمان را با صداقت می سنجند، نه با تبلیغات تلویزیونی.

2. فشار معیشتی و فقر اخلاقی: گرسنگی ناشی از بی عدالتی، جایگزین روزه ی ایمانی شده است. وقتی سفره مردم خالی است، سخن گفتن از فضیلت روزه و انفاق، طعنه آمیز به نظر می رسد.

3. تظاهر دینی و سرکوب اجتماعی: کنترل رفتار مردم در ماه رمضان از طریق ماموریت های ظاهری، بدون تربیت فرهنگی، تنها به ریاکاری بیشتر دامن می زند.

4. افول اخلاق اداری و سیاسی: دروغ، فساد، خودمحوری و نادیده گرفتن حقوق مردم از سوی مسئولان، بیشترین لطمه را به قداست رمضان وارد کرده است.

بازسازی حرمت رمضان؛ راه کارهای ضروری

برای آن که رمضان دوباره از غربت بیرون آید، باید حاکمیت و جامعه به صورت هم زمان دست به اصلاح درونی و رفتاری بزنند. راهکارهایی در چهار حوزه قابل طرح است:

۱. بازگشت به صداقت در حکمرانی

جمهوری اسلامی بدون صداقت، پوسته ای بی روح از معنویت است. باید فرهنگ عذرخواهی و پذیرش اشتباه نهادینه شود. حاکمان، اگر از مردم در برابر نارسایی ها ،کوتاهی ها ، اشتباهات راهبردی و بی عدالتی ها عذرخواهی کنند، ومسئولیت پذیر وپاسخگو باشند رمضان دوباره به ماه بخشایش عمومی بدل خواهد شد.

۲. احیای عدالت اجتماعی

انفاق واقعی در سطح مدیریت ملی باید معنا یابد؛ یعنی سازوکارهای کاهش فاصله طبقاتی، حمایت از اقشار ضعیف ، توزیع عادلانه فرصت ها واهتمام به شایسته سالاری ها ، هیچ روزه ای ارزشمندتر از رفع رنج فقراوتحقق عدالت ورفاه اجتماعی نیست. دولت ها باید پیش از تبلیغ معنویت، عدالت را محقق کنند.

۳. تربیت فرهنگی به جای اجبار اجتماعی

حرمت رمضان از دل احترام مردمی می آید، نه از ترس قانون. نهادهای فرهنگی و آموزشی باید به جای اجبار و توبیخ ، بازداشت وزندان وحصر، گفت وگو و آگاهی را ترویج کنند. بازسازی اعتماد دینی جامعه تنها از مسیراحترام به حقوق اساسی مردم ، آموزش اخلاق و عقلانیت ممکن است.

۴. اصلاح در رفتار رسانه ها

رسانه های رسمی باید پیام معنوی رمضان را بدون سانسور دردهای مردم منتقل کنند. پنهان کردن فقر و بی عدالتی، بی احترامی به ماه خداست. رمضان باید آیینه آشکار رنج ها و امیدها باشد، نه ویترین مقامات.

دعوت به بازگشت حقیقی

ماه خدا، متعلق به مردم است، نه به حکومت ها. هر روزه دار ساده در کوچه ها و هر مادری که با محبت، افطار سفره اش را تقسیم می کند، جلوه ای از رمضانی راستین است. اگر حاکمان به مردم بازگردند، این ماه دوباره به جشن ایمان و اخلاق بدل می شود.

باید پذیرفت که ایمان تحمیلی نمی ماند، اما ایمان آزاد و آگاه در دل جامعه جاودان است. امروز جامعه ایران باید دوباره مفهوم رمضان را از زنجیر سیاست رها کند و به سرچشمه ی انسانیت بازگردد. رمضان آینده، رمضانی خواهد بود که صدای وجدان مردم در آن شنیده شود، نه صدای تظاهر مدیران.

سخن پایانی

غربت ماه رمضان، غربت خدا در دل انسان نیست؛ غربت انسان از خداست، رمضان را نجات دهیم، پیش از آنکه ایمان مردم خاموش گردد. این مسئولیت همه است از حاکم تا رسانه، از معلم تا روزه دار؛ چرا که ماه خدا، ماه انسان است، نه ماه تظاهر قدرت.

رمضان غریب استعاره ای است از جامعه ای که در میان سیاست ها و شتاب قدرت، معنویت را گم کرده است. بازگرداندن روح رمضان به دل مردم، تنها با اصلاح رفتارهای حکمرانی و بازسازی اعتماد عمومی ممکن است. اگر حاکمیت، فرصتی برای بازنگری واصلاح در روش های خود پیدا کند، شاید رمضان دوباره به ماه خدا بازگردد و به جای غربت، نشانه ای از کرامت، عدالت و آرامش شود. ان شا الله