یادداشت باز؛ بامداد ۱۴۰۴/۱۲/۹

9 اسفند 1404 - خواندن 2 دقیقه - 1501 بازدید

می خواهم یادداشت 1404/12/9 را در بامداد این روز باز بگذارم! چراکه فکر می کنم وقایع مهمی از این به بعد رخ خواهد داد, وقایعی که، نتیجه اش قابل پیش بینی نیست؛ اما وقوعش بعلت نیم قرن جنگ طلبی و... حتمیست!! پرونده این یادداشت را به آینده می سپارم، پرونده ای باز تا در آینده بنویسم؛ اما قانون سیویلیکا؛ قانونیست که کمتر از 200 کلمه را بعنوان یادداشت نمی پذیرد، ناگریز باید بخشی از این یادداشت را پر کنم، می خواهم آینده را در گذشته ذخیره کنم! اگر باشم, روزی نه چندان دور این صفحه را پر خواهم کرد از آینده، از آنچه بر ما خواهد گذشت نه آنچه که بر ما گذشت، گاهی باید آینده را در گذشته ذخیره کرد. آنچه که بر سر این ملت می آید نتیجه سیاست حاکمان است و من تنها می توانم آرزو کنم و امیدوار باشم؛ آنچه که قرار است در این صفحه نوشته شود، برای همه کسانی که پاک سرشتند، از جنس شادی، خیر، رضایت و ... باشد؛ گاهی باید کاغذ را، صفحه را و ... را خالی گذاشت برای آینده، به امید آینده بهتر؛ آینده بهتر برای کارگری که شبها با اضطراب سر به بالین می گذارد، آینده بهتر برای مستاجری که اجاره خانه اش عقب افتاده، آینده بهتر برای افرادی که بجای انجام رسالتی که هر کدام برعهده اشان است در نان شب، قسط و... مانده اند و آنقدر خسته اند که دیگر توانی برای انجام رسالت هاشان ندارند؛ رسالت های که به حال خود رها شده، آینده بهتر برای خستگان، آینده بهتر برای کسانی که داغدار عزیزانشان هستند؛ عزیزانی که با بی انصافی اغتشاشگر و... نامیده شدند و اگر بودند شاید جهان آینده بهتری داشت تا با بودن ما و شاید رفتنشان هم باغث شود جهان به خود بیایید و ...؛ آینده مادران، پدران، همسران، فرزندان و...

آینده ایران خسته و زخم خورده...