نقش رسانه های جمعی بر شکل و نظم دهی افکار در دوران زمان وقوع بحران های سیاسی

رسانه ها در دوران بحران های سیاسی، از جنگ ها گرفته تا اعتراضات ، به یکی از تعیین کننده ترین نیروهای شکل دهنده افکار عمومی تبدیل می شوند؛ زیرا در چنین شرایطی جامعه با کمبود اطلاعات دقیق، اضطراب جمعی و نیاز شدید به معنا بخشی به رویدادها روبه رو است و رسانه ها دقیقا در همین نقطه وارد عمل می شوند و با انتخاب اینکه چه چیزی را برجسته نمایند و چگونه روایت ها را در قاب تصویر نمایان کنند ، مسیر فهم مردم از واقعیت را شکل می دهند.
در وقوع بحران های سیاسی، اطلاعات نه فقط یک ابزار آگاهی بخش بلکه یک سلاح استراتژیک است؛ دولت ها، گروه های سیاسی، فعالان اجتماعی و بازیگران خارجی تلاش می کنند روایت مطلوب خود را از طریق رسانه ها تثبیت کنند و این رقابت روایی، میدان اصلی نبرد افکار عمومی را می سازد.
رسانه های بین المللی با تعیین دستور کار ذهنی جامعه، یعنی انتخاب اینکه چه موضوعی مهم است و چه موضوعی بی اهمیت جلوه می کند، افکار عمومی را به سمت خاصی هدایت می کنند؛ در جنگ ها، تمرکز بر پیروزی ها یا تلفات و بر مقاومت یا فروپاشی ، می تواند احساسات جمعی را از امید تا ترس تغییر دهد .
علاوه بر این ، رسانه ها بویژه در عرصه بین المللی با قاب بندی رویدادها، یعنی نحوه روایت و تفسیر آن ها، نقش مهم تری از صرفا انتقال خبر ایفا می کنند؛ دو رسانه ممکن است یک واقعه واحد را گزارش کنند اما با انتخاب واژگان ، تصاویر و زمینه سازی های متفاوت، دو برداشت کاملا متضاد در ذهن مخاطب ایجاد کنند. در زمان بحران ، مردم معمولا به دنبال روایت هایی هستند که اضطرابشان را کاهش دهد یا با باورهای پیشینشان سازگار باشد و رسانه ها با ارائه روایت های ساده شده ، این نیاز را پاسخ می دهند و همین امر می تواند به تشدید شکاف های اجتماعی منجر شود.
رسانه های اجتماعی این فرآیند را پیچیده تر کرده اند؛ زیرا سرعت انتشار اطلاعات، نبود سازوکارهای دقیق راستی آزمایی و صحت سنجی و شکل گیری اتاق های پژواک باعث می شود افراد بیشتر در معرض روایت هایی قرار بگیرند که باورهای قبلی شان را تقویت می کند و این امر در بحران ها می تواند به گسترش شایعات و ترس جمعی منجر شود. در مقابل ، رسانه های حرفه ای و مسئول می توانند با ارائه اطلاعات دقیق، تحلیل های مبتنی بر شواهد و پرهیز از هیجان زدگی ، نقش مهمی در کاهش تنش و افزایش آگاهی عمومی ایفا کنند، اما فشارهای سیاسی ، اقتصادی و رقابت برای جلب توجه مخاطب گاهی این نقش را تضعیف می کند.
نقش رسانه های ملی و بین المللی در شکل دهی افکار عمومی در بحران های سیاسی نه کاملا مثبت است و نه کاملا منفی؛ آن ها می توانند ابزار شفافیت، پاسخ گویی و آگاهی باشند یا به عنوان ابزاری برای قطبی سازی و کنترل افکار عمومی عمل کنند. آنچه تعیین کننده است، ترکیبی از ساختار رسانه ای، سطح سواد رسانه ای جامعه و شدت رقابت روایی میان بازیگران سیاسی است. به همین دلیل، فهم نقش رسانه ها در بحران های سیاسی، در واقع فهم سازوکار قدرت در عصر اطلاعات است؛ عصری که در آن روایت ها گاهی بیش از واقعیت ها سرنوشت سیاسی جوامع را رقم می زنند.