تصویر کلی ناترازی انرژی در ایران

29 آذر 1404 - خواندن 15 دقیقه - 236 بازدید

مقدمه

موضوع انرژی در تاریخ ایران، همواره یکی از نقاط قوت و ابزارهای کمک کننده در موازنه قدرت دولت های ایران در منطقه و جهان بوده است. با این وجود، با مرور زمان و عدم توجه به ماهیت تجدیدناپذیر مهم ترین حامل های انرژی کشور --نفت و گاز-- از یک سو، و از سوی دیگر روند فزاینده تقاضای داخلی که درحال تعمیق وابستگی کشور به واردات آنهاست، سبب شده است که امروزه موضوع ناترازی انرژی به اولین، مهم ترین و سخت ترین چالش اقتصاد داخلی ایران تبدیل شود. این درحالی است که ایران جزء 3 کشور اول دارنده نفت و گاز در دنیا می باشد؛ اما سالانه یارانه ای بالغ بر 100 میلیارد دلار در قالب انرژی ارزان به نفع مشترکین پرمصرف و قاچاقچیان سوخت توزیع می کند، یارانه ای که می توان از آن به صورت بهینه تر و با توزیع آن برای رفع فقر و رشد اقتصادی پایدار و سرمایه گذاری در بخش های مختلف اقتصادی بهره برد. از جمله علل اصلی شکل گیری این چالش، می توان به ثابت نگه داشتن قیمت انرژی توسط دولت علی رغم وجود تورم های بالا و افزایش شکاف قیمت داخل و قیمت بین المللی اقلام انرژی اشاره کرد.

در این نوشته قصد داریم با بررسی آمار و ارقامی به وضعیت فعلی ایران در تولید و مصرف چهار حامل انرژی (برق، گاز، بنزین و گازوئیل) بپردازیم؛ چراکه در سال های اخیر روند فزاینده مصرف انرژی در هر یک از این حامل های چهارگانه باعث شده است، کشور از تامین انرژی مورد نیاز جامعه ناتوان باشد و این ناتوانی سبب شده که بخشی از ذخایر ارزی صرف واردات بنزین و گازوئیل شود. ضمن اینکه صادرات برق نیز کاهش درخور توجهی داشته است. در صورت تداوم وضعیت موجود، وقوع خاموشی های مکرر برق در تابستان، قطعی گاز در برخی مناطق کشور در زمستان و همچنین قحطی بنزین در ایام اوج سفر، گریزناپذیر خواهد بود.




ناترازی برق

ناترازی در صنعت برق مسئله ای نیست که مربوط به امروز و دیروز باشد؛ بلکه چالشی است که از زمان برنامه ششم توسعه شروع شد و در این سند افزایش 25 هزارمگاواتی تولید برق هدف گذاری شده بود؛ اما این هدف در اولویت دولت وقت قرار نگرفت. در ادامه می توان این سوال را مطرح کرد که چرا صنعت برق در ایران دچار بحران شده است؟

از دلایل عمده این بحران می توان به عدم حمایت از سرمایه گذار خصوصی، قیمت گذاری در حوزه انرژی برق، واردات و مونتاژ کالای بی کیفیت، خرابی زیرساخت ها در حوزه انرژی، مشکلات هدررفت در شبکه توزیع برق، عدم ورود تکنولوژی به علت تحریم ها و عدم توجه به جمعیت مهاجرین اشاره کرد.

علاوه بر این موارد، صنعت برق خود باعث دامن زدن به ناترازی در صنعت گاز هم شده است، زیرا این صنعت به شدت به گاز وابسته است. ارزان بودن نرخ سوخت نیروگاه های کشور (75 تومان به ازای هر متر مکعب)، نبود انگیزه اقتصادی جهت توسعه نیروگاه های تجدیدپذیر و توسعه صرف نیروگاه های گازی که باعث شده سهم نیروگاه های تجدیدپذیر در سبد تولید برق کمتر از یک درصد باشد؛ این ها دلایلی هستند از اینکه که چرا صنعت برق کشور تا این اندازه به گاز وابسته است. برقی سازی مصارف در کشور از جمله برقی کردن چاه های کشاورزی، توسعه خودروهای برقی بدون در نظر گرفتن توسعه نیروگاه های تجدیدپذیر، ضمن تحمیل هزینه های گزاف، ناترازی سوخت و برق را تشدید خواهد کرد.

درحال حاضر با توجه به قیمت گذاری که در صنعت برق اتفاق افتاده است و با توجه به هزینه های جاری این صنعت در عمل هیچ انگیزه ای برای ورود بخش خصوصی به این صنعت وجود ندارد. در سال های نه چندان دور با توجه به مشوق هایی که در این صنعت برای بخش خصوصی وجود داشت، نرخ بازگشت سرمایه احداث یک نیروگاه حدود سه سال بود که این میزان درحال حاضر به حدود 10 تا 12 سال افزایش پیدا کرده است و درنتیجه با عدم سرمایه گذاری بخش خصوصی در این صنعت مواجه هستیم که خود باعث خرابی زیرساخت های انرژی در کشور شده است.

بر اساس گزارش منتشر شده از سوی مرکز پژوهش های مجلس، بررسی صورت های مالی صنعت برق، نشان دهنده یک ناترازی نگران کننده است. در سال 1402 درحالی که متوسط درآمد فروش هر کیلووات ساعت برق تنها 4505 ریال بوده، بهای تمام شده آن به 6178 ریال رسیده است. این شکاف قیمتی چشمگیر به زیان انباشته قابل توجهی منجر شده و مجموع درآمدهای شرکت توانیر به 1254 هزار میلیارد ریال در برابر هزینه های 1776 هزار میلیارد ریالی رسیده است. نظام یارانه ای انرژی علاوه بر آنکه انگیزه بهینه سازی و افزایش بهره وری در بخش های مختلف را کاهش داده، شکاف قابل ملاحظه ای میان درآمدها و هزینه های صنعت برق ایجاد کرده و موجب شکل گیری اقتصاد معیوب در این صنعت و بی انگیزگی بخش خصوصی برای سرمایه گذاری در بخش نیروگاهی شده است.


منبع: دفتر اطلاعات انرژی آمریکا، سال 2023


با توجه به نمودار ارائه شده، مشخص می شود که مقصر افزایش مصرف انرژی صرفا مردم نیستند و این گزاره که مردم ایران جزء پرمصرف ترین مردم دنیا هستند، گزاره درستی نیست، زیرا سرانه مصرف ایرانیان از خیلی از کشورها کمتر است و همچنین بررسی های شرکت سلوشن نیز نشان می دهد که مصرف برق خانواده های ایرانی درحدود میانگین جهانی است و از بسیاری از کشورهای منتخب مصرف پایین تری دارد.

از سال 90 تا 98، کمتر از سه درصد در سال، در کشور سرمایه گذاری در این صنعت انجام شده است، درحالی که کشور برای پاسخگویی به رشد مصرف، سالانه حداقل پنج درصد سرمایه گذاری نیاز دارد. حال آنکه با تشدید تحریم ها پس از سال 97 و خروج ترامپ از برجام و همچنین جنگ 12 روزه سال 1404، بعید به نظر می رسد این رقم سرمایه گذاری در ایران تغییر کند و این سرمایه گذاری کم، منجر به فرسودگی تجهیزات و اتلاف انرژی در صنعت برق می شود. طبق گفته رئیس کمیسیون توسعه پایدار اتاق ایران: «اتلاف برق در شبکه های توزیع برق حدود 40 درصد است، رقمی که در کشورهای توسعه یافته پنج درصد برآورد می شود».



شکاف میان تولید و تقاضای برق در لحظه پیک سال 1403 به رقم بی سابقه 17500 مگاوات رسید که این ناترازی با تحمیل برنامه های مدیریت مصرف بر بخش های مختلف به خصوص صنعت تامین شده است. البته این روش تاثیرات جبران ناپذیری بر تولید ناخالص داخلی کشور می گذارد.


ناترازی گاز

گاز طبیعی، اصلی ترین حامل انرژی کشور بوده و بیش از 70 درصد از بخش مصرفی کشور به آن وابسته است. در سالیان اخیر با محدودیت افزایش ظرفیت تولید و ادامه روند رشد مصرف در همه بخش ها، میزان عرضه و تقاضای گاز طبیعی دچار ناترازی شده است. به صورت کلی وقوع این ناترازی را می توان موثر از سه عامل اصلی «وابستگی بالای کشور به گاز طبیعی»، «رشد غیر بهینه مصرف و عدم توجه به بهینه سازی انرژی» و «محدودیت در افزایش ظرفیت تولید» دانست که خود از پارامترهای بسیاری نشئت می گیرند. با توجه به توسعه میدان پارس جنوبی و افزایش تولید آن، سیاست کشور به سمت استفاده حداکثری و ایجاد وابستگی همه بخش ها به این حامل انرژی سوق داده شد، به نحوی که درحال حاضر، 80 درصد از سبد انرژی بخش خانگی، 61 درصد از بخش تجاری و خدمات عمومی، 79 درصد از بخش صنعتی، 13 درصد از بخش حمل ونقل، 32 درصد از بخش کشاورزی و 55 درصد از خوراک پتروشیمی وابستگی مستقیم به گاز دارد. همچنین وابستگی نیروگاه های کشور به گاز طبیعی بسیار بالا بوده و سبد تولید برق نیز متکی بر آن است. بیش از 95 درصد تولید برق کشور به سوخت گاز وابسته است. سالانه 90 میلیارد متر مکعب سوخت در نیروگاه های کشور در میادین پارس جنوبی تولید می شود. در شرایط ناترازی گاز، از سوخت مایع (گازوئیل یا مازوت) در نیروگاه ها استفاده می شود. در سال گذشته، بیش از 18 میلیارد لیتر سوخت مایع در نیروگاه ها مصرف شده است که ارزش آن بیش از 12 میلیارد دلار می باشد. با همین مبلغ می توان بیش از 20 هزار مگاوات نیروگاه تجدیدپذیر احداث کرد. در کنار این وابستگی، به دلیل ملاحظات اجتماعی و سیاسی، افزایش تعرفه گاز نیز همواره با چالش روبه رو بوده است. از این رو مصرف بهینه گاز و استفاده از تجهیزات انرژی بر با راندمان بالا مورد توجه جدی قرار نگرفته است. به همین دلیل به لحاظ اقتصادی جذابیت خاصی برای ورود سرمایه گذاران به اجرای طرح های بهینه سازی مصرف انرژی ایجاد نشد و مصرف غیربهینه گاز طبیعی در کشور رشد یافت. در کنار دو مورد ذکر شده، توان تولید و نگهداشت گاز کشور نیز با چالش های زیادی همراه بوده است. نگرانی از کاهش تولید میدان پارس جنوبی و همچنین محدودیت های اقتصادی کشور جهت سرمایه گذاری، امکان افزایش ظرفیت تولید متناسب با رشد مصرف را نیز سلب کرده است. تمامی این موارد منجر به ناترازی سالیانه گاز طبیعی در کشور شده است.


منبع: سند تراز تولید و مصرف گاز طبیعی در کشور تا افق 1420


مطابق سند تراز تولید و مصرف گازی طبیعی در کشور، در سال 1420 میزان عرضه گاز طبیعی به 898 و میزان تقاضای آن به 1410 میلیون متر مکعب در روز می رسد و این نشان دهنده این است که کشور در تولید گاز طبیعی در سال 1420 ناترازی 579 میلیون مترمکعبی در روز خواهد داشت که این خود با کاهش ارز آوری به دلیل کاهش محصولات پتروشیمی به وخیم تر شدن وضعیت اقتصادی کشور منجر می شود.


ناترازی بنزین

یکی از ریشه های اصلی ناترازی بنزین، عدم سرمایه گذاری در بخش های زیربنایی است. به عنوان نمونه پالایشگاه سازی یکی از بخش های زیربنایی محسوب می شود که در سه دهه اخیر مورد توجه قرار نگرفته است به طوری که بعد از ساخت پالایشگاه بندر عباس درحدود 30 سال پیش، پالایشگاه نفت خام دیگری در کشور احداث نشده است. البته پالایشگاه میعانات گازی ستاره خلیج فارس در دهه اخیر ساخته شده است و این پالایشگاه حدود 40 میلیون لیتر بنزین کشور را تامین می کند و زمانی توانست کشور را تا سال 1401 از ناترازی نجات دهد.

علاوه بر مسئله عدم ساخت پالایشگاه نفت خام در سه دهه اخیر، عوامل مختلف دیگری نیز در افزایش مصرف بنزین و تشدید این ناترازی دخالت دارند که می توان به الگوی نامناسب تخصیص و قیمت گذاری بنزین، قاچاق سوخت، عدم توسعه ناوگان حمل ونقل عمومی، افزایش خودروهای فرسوده در سطح کشور، تولید خودروهای با مصرف سوخت بالاتر از استانداردهای جهانی و... اشاره کرد.


قیمت هر لیتر بنزین در کشورهای اطراف ایران، سال 1402


این جدول به خوبی دلیل قاچاق سوخت در ایران را توضیح می دهد. زمانی که قیمت بنزین در ایران به ازای هر لیتر 3000 تومان است و قیمت هر لیتر بنزین در کشورهای اطراف ایران عمدتا بالای 30000 تومان است، قاچاق سوخت به یکی از بهترین روش های کسب درآمد تبدیل می شود؛ به گونه ای که به گزارش روزنامه همشهری، ارزش قاچاق سوخت در سال درحدود 7.5 میلیارد دلار معادل 450 هزار میلیارد تومان است که این رقم برابر با یارانه 460هزارتومانی در ماه به هر ایرانی است.

به گزارش این روزنامه، در ایران روزانه 105 میلیون لیتر بنزین در روز تولید می شود و مقدار 30 میلیون لیتر سوخت قاچاق می شود که معادل 666 تریلی نفتکش است و درآمدی معادل 1500 میلیارد تومان در یک شبانه روز و 550 هزار میلیارد تومان در سال ایجاد می کند که تمام این ها ناشی از تفاوت قیمتی بنزین در داخل و خارج کشور است.


منبع: روزنامه فرهیختگان


همانطور که در نمودار قابل مشاهده است، در سال 1402 درحدود 11 میلیون لیتر در روز ناترازی بنزین وجود داشته است که معنای آن این است کشور محتاج واردات بنزین شده و ناچار است برای اینکه نیاز داخلی را تامین کند، از خارج بنزین وارد کند، این امر به معنای خروج ارز از کشور و تضعیف اقتصاد داخلی است.


ناترازی گازوئیل

گازوئیل یکی از سوخت های اصلی برای حمل ونقل بار، کشاورزی و صنایع است. ناترازی در این بخش می تواند به کاهش کارایی در حمل ونقل، کشاورزی و مشکلات اقتصادی در کشور منجر شود. علاوه بر این، تقاضای فصلی گازوئیل، به ویژه در فصل های برداشت محصولات کشاورزی، فشار زیادی بر تامین گازوئیل وارد می کند.

بیشترین مصرف گازوئیل کشور با اختلاف بسیاری در بخش حمل ونقل جاده ای است، به طور متوسط روزانه حدود 110 میلیون لیتر گازوئیل در سطح کشور توزیع می شود و این عدد نشان دهنده مصرف پیش بینی شده است؛ اما در واقعیت مصرف واقعی با این آمار فاصله دارد، حال علت این تفاوت قاچاق گازوئیل است که رقم های متفاوتی برای آن ذکر می شود؛ برخی تخمین ها نشان دهنده آن است که روزانه بین 10 تا 20 میلیون لیتر گازوئیل قاچاق می شود، این مسئله به دلیل تفاوت شدید قیمت ها در ایران و کشورهای همسایه همچون افغانستان است که گازوئیل در پمپ های ایران با قیمتی بسیار پایین تر از همسایگان عرضه می شود، حال این اختلاف قیمت خود انگیزه ای برای قاچاق ایجاد کرده است.


منبع: سالنامه آماری شرکت راه آهن


این آمار خود نشان دهنده چرایی ناترازی گازوئیل در کشور است، زیرا همان طور که اشاره شد، بیشتر گازوئیل کشور در زمینه حمل ونقل جاده ای مصرف می شود. پس یکی از راه های کاهش مصرف گازوئیل در کشور، توسعه ترانزیت ریلی به جهت انجام حمل ونقل زمینی کالا است؛ اما آمارها برخلاف این موضوع را نشان می دهند و در طی این سال ها نه تنها سهم حمل ونقل ریلی از ترانزیت زمینی کالا در کشور افزایش پیدا نکرده؛ بلکه روندی کاهشی نیز داشته است که این خود موجب افزایش ترانزیت جاده ای و افزایش مصرف گازوئیل در کشور می شود.


منابع

1. سند بنای ایران. دانشگاه صنعتی شریف پژوهشکده سیاست گذاری. اندیشکده کسب وکار شریف.

2. علی صابری، حبیب اله ظفریان. ناترازی گاز طبیعی در کشور(2): چارچوب راهکارهای پپیشنهادی، 1402.

3. روزنامه دنیای اقتصاد- کد خبر 4120967

4. سایت ایمنا- کد خبر 810905

5. سایت مرکز مالی ایران

ifc.ir

6. سایت تابناک- کد خبر 1185073